مهران کامروا نقش دوحه در مذاکرات ایران و آمریکا را بررسی کرد
قطر؛ میانجیگر کلیدی و مؤثر
رضا عدالتی پور
گروه دیپلماسی
دور جدید دیپلماسی هستهای بین تهران و واشنگتن در حالی در جریان است که قطر بهطور فعال نقشی فراتر از یک کشور دوست و همسایه در این مذاکرات ایفا میکند. مهران کامروا استاد دانشگاه جورج تاون دوحه در گفتوگو با «ایران» عنوان میکند که قطر در جایگاه کشوری که همزمان میزبان یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است و در عین حال روابط حسنهای با تهران دارد با ترکیبی از بیطرفی سنتی، دیپلماسی علنی و توانایی میانجیگری، خود را به عنوان رابطی استراتژیک بین تهران و واشنگتن تثبیت کرده است. در این فضا قطر نه فقط بهعنوان ناظر بلکه بهعنوان بازیگری که آرزو دارد با حفظ نظم کنونی منطقه مذاکرات به سمت توافقهای بلندمدت هدایت شود شناخته میشود.میتوان گفت که بعد از یک دوره فطرت، قطر بار دیگر اما این بار با احتیاط و با استراتژی موازنه قدرت، میکوشد با نقش آفرینی دیپلماتیک خطرات منطقهای را کاهش دهد و خود را به هاب دیپلماسی بحرانهای خاورمیانه تبدیل کند.
نقش مثبت قطر در کاهش بحرانهای نظامی و امنیتی در روزها و هفتههای اخیر بهشدت فعال شده است. سؤال این است که دوحه چگونه توانسته همزمان اعتماد نسبی تهران و واشنگتن را حفظ کند، در حالی که میزبان بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه (العدید) است؟
بیطرفی یکی از اصول سیاست خارجی قطر است و این کشور در حال حاضر یکی از معدود کشورهای عربی است که روابط حسنهای با جمهوری اسلامی ایران در سالهای مختلف داشته است. بهعنوان مثال، در موضوع وقوع حادثه بالگرد برای رئیس جمهوری پیشین ایران، هم امیر و هم نخستوزیر قطر به تهران آمدند و تسلیت گفتند. قطر تنها کشوری است که هم رئیس حکومت و هم رئیس دولت آن به ایران سفر و روابط نسبتاً گرمی برقرار کردند. این روابط عمیق نیست، ولی نسبت به سایر کشورها بسیار گرم، صمیمی و دوستانه است. همانطور که گفتم، این دلیل باعث میشود روابط مهم و قابل توجه باشد.
جمهوری اسلامی ایران نیز، با توجه به سیاست همسایگی که آقای رئیسی رسماً و علناً آن را پیاده کرد (هرچند این سیاست در دهههای گذشته هم توسط دولتهای مختلف دنبال میشد) بر حفظ روابط دوستانه با کشورهای همسایه، بویژه کشوری مانند قطر، اهمیت زیادی قائل است.
همچنین، باید گفت که مذاکره و میانجیگری یکی از اصول سیاست خارجی قطر است، بهحدی که در قانون اساسی این کشور نیز اصل میانجیگری بین دولتهای مختلف درج شده و قطر این اصل را در عمل پیاده میکند. این امر از جنبه دیپلماسی بسیار مهم است.
مسأله دیگر این است که قطر کشوری کوچک است و از نظر امنیتی همواره نظام خود را زیر چتر آمریکا میبیند و بسیار محتاطانه رفتار میکند. این کشور، بهعنوان یک کشور کوچک در منطقهای که جنگ و تنشهای زیادی در آن رخ داده، احساس ناامنی نظامی زیادی دارد. به همین دلیل برای دوحه روابط هم با آمریکا و هم با ایران اهمیت دارد.
نکته بعد اینکه رابطه قطر با آمریکا از چند جنبه مهم است. از نظر نظامی، مرکز نیروهای هوایی سنتکام در قطر قرار دارد و این کشور میزبان یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی آمریکا خارج از این کشور است. از نظر اقتصادی، سرمایهگذاریهای گستردهای بین دو کشور وجود دارد؛ بهعنوان مثال، شرکت اکسونموبیل حدود ۲۰ میلیارد دلار در قطر صرف تسهیلات و تجهیزات کرده و سرمایهگذاریهای قطر در آمریکا و فعالیت شرکتهای چندملیتی آمریکایی در این کشور بسیار گسترده است. روابط سیاسی نیز گرم و مستحکم است و از نظر فرهنگی، قطر با آمریکا پیوندهای نزدیکی دارد؛ شعبههای دانشگاههای آمریکایی در این کشور، مانند دانشگاه جورجتاون، نقش مهمی در تقویت این روابط ایفا میکنند.
میانجیگری قطر در روند اختلافات ایران و آمریکا تا چه اندازه متأثر از روابط خوب دوحه با تهران است؟
اینکه قطر با ایران و آمریکا در تماس است باعث میشود این کشور موقعیت استراتژیک و مهمی داشته باشد و بتواند نقش رابطی مؤثر و کلیدی ایفا کند. همانطور که گفتم، میانجیگری و مذاکره یکی از اصولی است که تازه در قانون اساسی قطر درج شده و از اهمیت زیادی برخوردار است.
اما نکته اینجاست که دلیل تلاش قطر برای میانجیگری صرفاً به رابطه گرم و صمیمی با تهران و واشنگتن محدود نمیشود. قطر تنها کشوری بود که در جریان جنگ ژوئن خطر واقعی وقوع جنگ بین ایران و آمریکا را لمس کرد.
نکته مهم دیگر این است که قطر در راهبرد ثبات در منطقه خلیج فارس تلاش میکند موازنه قدرت بههم نخورد. زیرا از منظر قطر، وقوع جنگ بین ایران و آمریکا چنانچه منجر به آسیب جدی به ایران شود، موقعیت را برای افزایش نفوذ و قدرتنمایی دیگر کشورهای منطقه فراهم میکند. درحالی که قطر چنین ملاحظاتی با ایران ندارد؛ هیچ مسأله ارضی یا مرزی با ایران ندارد و میداند که در صورت درگیری بین ایران و آمریکا، پایگاهها و اهداف آمریکا در منطقه در خطر خواهند بود. به همین دلیل، قطر تلاش میکند تا تنشها بین این دو کشور کاهش یابد و بهطور فعال نقش میانجی را ایفا کند.
آیا میانجیگری دوحه در مسیر ایجاد یک راهبرد بلندمدت برای احیای نوعی توافق هستهای یا ترتیبات امنیتی منطقهای قابل ارزیابی است؟
در حال حاضر خیلی زود است که به این نتیجه رسید. مسلماً قطر بسیار مایل است که بتواند بین ایران و آمریکا نقش حمایتی و میانجیگری برای یک توافق بلندمدت ایفا کند و باعث شود این دو کشور به یک توافق پایدار برسند. قطر دوست دارد میانجیگری خود را علناً انجام دهد، نقش حامی و بانی مذاکرات را ایفا کند و در صورتجلسات مذاکرات حضور مستقیم داشته باشد. در مقابل، عمان رویکرد دیگری اتخاذ میکند و ترجیح میدهد مذاکرات بهصورت پنهان و محرمانه باشد. گاهی اوقات مذاکرات باید پنهان و محرمانه باشد و گاهی باید علنی صورت گیرد، اما میبینیم که قطر دوست دارد مذاکرات همیشه علنی باشد و در خفا یا پنهان انجام نشود.
به نظر میرسد نقشآفرینی قطر در روند بحرانهای اخیر منطقه، این کشور را در بخشی از سیاست کلان خود برای تبدیل شدن به هاب دیپلماسی بحرانهای منطقهای موفق کرده است. نظر شما چیست؟
همانطور که گفتم، میانجیگری یکی از اصولی است که اخیراً در قانون اساسی قطر به رسمیت شناخته شده و این کشور آن را فعالانه در دیپلماسی منطقه به کار میگیرد. پیش از بهار عربی نیز قطریها چنین دیدگاهی داشتند، اما به دو دلیل این رویکرد محدود شده بود. اول، جمعیت کم کشور و توان محدود برای انجام فعالیتهای درازمدت و میدانی، که تجربه نشان داد در کشورهایی مثل سوریه و لیبی، هزینه زیادی برای قطر داشت. دوم، تغییر رهبری؛ امیر پیشین خود را بازنشسته کرد و قدرت را به پسرش سپرد و با تعویض چهرهها، روند دیپلماسی تغییر کرد. بهتدریج، از سال ۲۰۱۴ تا کنون، قطر فعالیتهای دیپلماسی خود را مجدداً از سر گرفته است، اگرچه به شکل و روش متفاوتی نسبت به گذشته. این فعال بودن جدید، همانند حالت قبلی نیست. با نگاه به تاریخ سیاسی اخیر قطر، میبینیم که پیشتر نیز چنین فعالیتهایی انجام میشده است، اما برای حدود ده سال، یا کمتر از ده سال، این فعالیتها کمی کمرنگ شده بود.

