خانه یار مهربان

روایتی درباره معلم بازنشسته‌ای که پنجاه سال برای روشن ماندن چراغ فرهنگ در روستای «بالاجاده» زندگی می‌کند

مرجان قندی
گروه گزارش


کمی بالاتر از مسجد مهدیه روستای بالاجاده در شهرستان کردکوی استان گلستان، در انتهای کوچه‌ای باریک و پس از بالا رفتن از چند پله سنگی، به اتاقی می‌رسی که زمانی با یک لامپ کم‌سو و دیوارهایی پوشیده از کتاب، بیشتر شبیه گلخانه‌ای از کلمات بود تا کتابخانه. ‌خانه‌ای که سال‌ها تلاش، رنج و عشقِ مردی فرهنگی، آن را به پناهگاه کتاب‌های نایاب و خوانندگان مشتاق تبدیل کرد. مردی که اهالی او را «عمو کتابچی» صدا می‌زنند. امروز همان مجموعه در ساختمان مدرسه‌ای که دانش‌آموزان آن به ساختمان دیگری منتقل شده‌اند، جان تازه گرفته و به یکی از غنی‌ترین کتابخانه‌های روستایی ایران تبدیل شده است؛ کتابخانه فرهنگ، کتابخانه‌ای مستقل با بیش از ۴۰ هزار جلد کتاب، هزاران نشریه و پنج مخزن مجزا که محمد رایجی، معلم بازنشسته اهل بالاجاده، از دهه پنجاه فقط با صد جلد کتاب بنیانش را گذاشت و آن را به نمونه‌ای بی‌بدیل در میان کتابخانه‌های روستایی و عشایری کشور رساند.
رایجی، مؤسس کتابخانه عمومی مستقل فرهنگ در روستای بالاجاده که متولد آبان ۱۳۳۹ است، بیش از پنج دهه از عمر خود را وقف ترویج کتابخوانی و گسترش آگاهی در جامعه کرده است. علاقه او به کتاب از نوجوانی و با هدیه‌گرفتن چند جلد کتاب داستان آغاز شد؛ علاقه‌ای که بعدها در فضای پرشور انقلاب و رونق مطبوعات، به دغدغه‌ای جدی برای گردآوری کتاب و نشریات تبدیل شد. او درباره پیشینه خود و ریشه‌های علاقه‌اش به کتاب می‌گوید: «انس و الفت با کتاب و علائق شخصی‌ام و آگاهی از این کالای فرهنگی به‌عنوان ابزار کمک‌آموزشی، سرگرمی و یار مهربان از دوران نوجوانی در من شکل گرفت. در دوران راهنمایی در روستای زادگاهم، به لطف و همراهی معاون مدرسه و یکی از دبیران، چند جلد کتاب داستانی به من هدیه شد. همان کتاب‌ها که هنوز هم به‌عنوان یادگار آن دوران در کتابخانه موجود است، زمینه آشنایی من با کتاب‌های غیردرسی و ذوق مطالعه را فراهم کرد. همین تجربه ساده، انگیزه‌ای شد برای تهیه و گردآوری آثار مکتوب بیشتر و شکل‌گیری رابطه‌ای عمیق‌تر با دنیای کتاب. این علاقه فقط به مطالعه محدود نماند و به فعالیت در حوزه‌های فرهنگی، ادبی، تاریخی، هنری و مذهبی هم گسترش پیدا کرد. از یک طرف علاقه‌ام به امور فرهنگی و از طرف دیگر مشارکت در امور خیر و اجتماعی و کمک به دوستان و همنوعان، باعث شد احساس کنم باید سهمی در توسعه فرهنگی کشورم داشته باشم.»

اتاقی کوچک اما پر از رویا
رایجی با یادآوری سال‌هایی که در زادگاهش هیچ کتابخانه‌ای وجود نداشت، می‌گوید: «همین کمبود یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری ایده تأسیس کتابخانه برایم بود. همیشه در نمایشگاه‌های کتاب شرکت می‌کردم و کتاب می‌خریدم، اما نبود یک فضای مطالعه در روستا باعث شد به فکر ایجاد کتابخانه‌ای مستقل در بالاجاده بیفتم.»
به گفته‌ او، اولین قدم برای تحقق این هدف زمانی برداشته شد که اتاق قدیمی خانه‌شان را به یک کتابخانه کوچک تبدیل کرد؛ فضایی ساده اما صمیمی که می‌توانست محلی برای استفاده دوستان، دانش‌آموزان و اهالی روستا باشد. همان کتابخانه کوچک خانگی، بعد از مدتی در مسیر فعالیت فرهنگی قرار گرفت و بعدها به تأسیس کتابخانه مستقل «فرهنگ» بالاجاده انجامید.
به اعتقاد رایجی، این کتابخانه فقط یک پاسخ به نیاز فرهنگی روستا نبوده و نیست، بلکه تلاشی برای گسترش آگاهی، ایجاد عادت مطالعه و فراهم‌کردن دسترسی مردم به منابع دانشی و ادبی است. او با اشاره به توسعه چشمگیر کتابخانه طی سال‌ها توضیح می‌دهد: «در حال حاضر کتابخانه در فضای جدیدی مستقر است؛ در ساختمان مدرسه سابق شهید حاج اسدالله بالاجاده که به دلیل نبود دانش‌آموز بلااستفاده مانده بود. این مکان در مجاورت چهار مدرسه و خیابان اصلی روستا قرار دارد و با نام فرهنگ فعالیت می‌کند. این فضا حدود ۴۰۰ متر وسعت دارد و کتابخانه امروز شامل پنج اتاق، مخزن کتاب و سه سالن مطالعه ویژه آقایان، بانوان و کودکان است.» به‌ گفته رایجی، کتابخانه فرهنگ بالاجاده از همان ابتدا بر پایه تلاش فردی شکل گرفت، اما امروز به پشتوانه مشارکت جمعی استوار است؛ مشارکتی که آن را به یکی از فعال‌ترین مراکز فرهنگی روستایی در منطقه تبدیل کرده است.

گنجینه‌ای ۴۰ هزار جلدی
رایجی درباره منابع این کتابخانه توضیح می‌دهد: «کتابخانه ۴۰ هزار جلد کتاب و آثار مکتوب دارد. همچنین بیش از ۶ هزار نسخه نشریات ادواری با ۲هزار و ۵۰۰ عنوان و بیش از ۴ هزار نرم‌افزار صوتی و تصویری، نوار کاست و ویدیویی در آن نگهداری می‌شود.»
رایجی درباره چگونگی تهیه منابع کتابخانه در سال‌های ابتدایی می‌گوید: «تهیه و جمع‌آوری و خرید نیمی از کتاب‌ها و نشریات تا قبل از افتتاح رسمی در سال ۱۳۹۷، بیشتر با هزینه شخصی و از محل درآمد کارگری و کشاورزی انجام می‌شد. بعدها هم که وارد کسوت معلمی شدم، با همان حقوق ناچیز این مسیر را ادامه دادم.»
او توضیح می‌دهد: «خرید و گردآوری کتاب‌ها، چه قبل و چه بعد از انقلاب، عمدتاً از طریق مراجعه به کتابفروشی‌ها و حضور در نمایشگاه‌های استانی و کشوری انجام می‌شد.»
او با اشاره به استقبال اهالی روستا و مناطق اطراف می‌گوید: «کتابخانه امروز بیش از هزار عضو دارد و به مرکزی فرهنگی برای کودکان، نوجوانان، دانش‌آموزان، معلمان و علاقه‌مندان مطالعه تبدیل شده است.»
مؤسس کتابخانه عمومی مستقل فرهنگ درباره سلیقه مطالعاتی مراجعان این کتابخانه می‌گوید: «از کتاب‌های تاریخی، ادبی، داستان و رمان و همچنین آثار روان‌شناسی استقبال بیشتری می‌شود. این گرایش، هم در میان نوجوانان و جوانان دیده می‌شود و هم در میان بزرگسالان. مردم معمولاً به سراغ کتاب‌هایی می‌روند که هم جنبه دانشی دارند و هم برایشان جذابیت روایی و خوانشی ایجاد می‌کنند.»

امیدهای اصلی کتابخانه
رایجی درباره تغییر الگوی مطالعه در سال‌های اخیر می‌گوید: «فضای مجازی، کارهای روزمره، مشکلات اقتصادی و بی‌توجهی به فرهنگ و کتاب باعث شده احساس نیاز به مطالعه نسبت‌ به سال‌های قبل کمرنگ شود و افراد کمتر به کتاب و کتابخانه رغبت نشان دهند.» او با اشاره به اینکه این روند مختص این روستا یا منطقه نیست و در همه جامعه قابل درک است، می‌گوید: «با وجود این کاهش علاقه عمومی، اما می‌خواهم از گروهی یاد کنم که همچنان پیوندشان با کتاب حفظ شده است؛ کودکان و نوجوانان بخصوص دانش‌آموزان مقطع ابتدایی تا مقطع اول دبیرستان بیشترین مراجعه را به کتابخانه دارند.»
رایجی با بیان اینکه ایجاد عادت مطالعه در این سنین، مهم‌ترین سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده روستا می‌تواند باشد، توضیح می‌دهد: «این استقبال نتیجه برنامه‌ریزی و تلاش فعالان کتابخانه است. ما با برنامه‌ها و راهکارهای تشویقی، فراخوان‌ها، مسابقات کتابخوانی و در نظر گرفتن جوایز، لوح تقدیر و سایر برنامه‌های انگیزشی، توانسته‌ایم در ایام تحصیل و آموزش، کودکان و نوجوانان را بیشتر به سمت کتابخانه جذب کنیم.»

مسیری دشوار اما متوقف‌نشدنی
مؤسس کتابخانه عمومی مستقل فرهنگ با اشاره به چالش‌های مالی فعالیت‌های فرهنگی می‌گوید: «کار و فعالیت فرهنگی بدون حمایت و داشتن یک پشتوانه مالی، نتیجه مطلوب به بار نمی‌آورد و بازده و اثربخشی‌اش کاهش پیدا می‌کند. کتابخانه فرهنگ بالاجاده هم از این قاعده مستثنی نیست. کتابخانه ما از بودجه و حمایت عمومی و دولتی بی‌بهره است، اما با وجود این، خدمت‌رسانی‌اش کاملاً رایگان بوده و حتی حق عضویت هم از مراجعان دریافت نمی‌شود.» رایجی توضیح می‌دهد: «تمام هزینه‌های کتابخانه با مساعدت هیأت امنا و چند نفر از دوستان و آشنایان تأمین می‌شود. این همراهی‌ها هرچند محدود، اما برای ادامه مسیر فرهنگی کتابخانه حیاتی بوده است.»
او با اشاره به کمبودها و چالش‌های همیشگی کتابخانه می‌گوید: «کتابخانه ما با کمبودها و فقدان امکاناتی مواجه است، اما خادمانش با عشق و علاقه به فرهنگ، کتاب، مردم و پیشرفت ایران، همچنان بر تداوم و استمرار خدمت اصرار دارند.»
این فرهنگی بازنشسته باور دارد که رسالت فرهنگی، دینی و ملی، نیرویی است که این مجموعه کوچک اما اثرگذار را سرپا نگه داشته است. او با تأکید بر اینکه نبود بودجه و امکانات هرگز مانع ادامه مسیر نشده است، می‌گوید: «با وجود همه کمبودها، کتابخانه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد، چون باور داریم خدمت فرهنگی باید در دسترس همه باشد.»

هدیه‌ای فرهنگی
برای میهمانان کتابخانه
او به تلاش‌هایش در ارتباط با اندیشمندان و فعالان فرهنگی برای معرفی این کتابخانه و فعالیت‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «برای جذب منابع مکتوب، معرفی چهره‌های علمی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و دریافت آثار تألیفی آنان، گاهی که برای درمان یا دیدار فرزندان به تهران می‌آیم، درخواست دیدار با این بزرگان را مطرح می‌کنم.»
رایجی تأکید می‌کند که انگیزه‌اش از این دیدارها، صرفاً استفاده از فرصت گفت‌و‌گو و دریافت راهنمایی است. او می‌گوید: « در این دیدارها با بهره‌مندی از توصیه‌ها و کمک‌های معنوی و فرهنگی می‎توانیم قدم‌های بهتر و مؤثرتری در خدمت به مردم و فرهنگ برداریم.» او به یکی از ابتکارهای خود در این کتابخانه اشاره می‌کند و می‌گوید: «برای برخی از شخصیت‌هایی که به دیدارشان می‌روم، پرونده‌های مطبوعاتی و فرهنگی تهیه کرده‌ام؛ شامل یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی که در رسانه‌های مکتوب درباره آنان منتشر شده است. این پرونده‌ها را به‌عنوان هدیه تقدیم می‌کنم تا با نوشتن یادداشت یا تقریظ، سندی فرهنگی برای کتابخانه باقی بماند و در معرض دید مراجعان قرار بگیرد.»

 

بــــرش

«عمو کتابچی» نامی که ماندگار شد

رایجی با اشاره به روزهایی که کتابخانه هنوز در مرحله توسعه بود، می‌گوید: « پیش از افتتاح رسمی کتابخانه در اسفند ۹۷، برادرزاده‌ام، امیرمسعود رایجی که در عرصه رسانه فعال است و رادیوی اینترنتی روستا و نشریه محلی را با همراهی دوستانش راه‌اندازی کرده بود با من مصاحبه‌ای انجام داد. در این گفت‌وگو برای اولین بار بود که فعالیت‌های فرهنگی‌ام از زوایای مختلف مورد پرسش قرار می‌گرفت. در آن مصاحبه درباره چگونگی ایجاد کتابخانه، گردآوری منابع، اهداف و مسائل پیرامونی از من سؤال شد. اوایل از مطرح شدن نام خودم به‌عنوان خیر کتابخانه‌ساز و بانی کار ابا داشتم. حتی از گرفتن عکس و تصویر توسط دیگران پرهیز می‌کردم. برای همین به امیرمسعود گفتم فقط در صورتی اجازه چاپ گفت‌و‌گو را دارد که نام و مشخصات من مطرح نشود. همین درخواستم باعث شد برادرزاده‌ام عنوانی متفاوت برای مصاحبه انتخاب کند و نام مصاحبه شونده که من بودم را «عمو کتابچی» گذاشت. این عنوان بعدها به نوعی به هویت فرهنگی من در روستا تبدیل شد.»