«ایران» اهداف سفر وزیر امور خارجه به بیروت را بررسی کرد

تعمیق پیوند با دولت لبنان

گروه دیپلماسی / دومین سفر وزیر امور خارجه کشورمان به لبنان در سال جاری، امروز در حالی انجام می‌شود که همزمان با تحولات سیاسی و امنیتی لبنان، این سفر اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت. محمد خواجویی کارشناس مسائل منطقه، در گفت‌وگو با «ایران» تأکید می‌کند که این سفر اگرچه ماهیتی اقتصادی دارد اما پیام اصلی آن، حفظ جایگاه ایران به‌عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات منطقه و حمایت از تمامیت ارضی لبنان در شرایط فشارهای آمریکا و اسرائیل است. در این چهارچوب عراقچی با همراهی هیأت اقتصادی، تلاش دارد روابط رسمی ایران با دولت لبنان را تعمیق بخشد و همزمان ارتباط خود با مقاومت لبنان را نیز حفظ کند.

با توجه به تحولات اخیر در روابط تهران - بیروت، روابط ایران و لبنان در چه شرایطی قرار دارد و سفر آقای عراقچی به این کشور از چه منظر قابل توجه است؟
 آقای عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، برای دومین بار در سال‌جاری به لبنان سفر می‌کند. علاوه بر ایشان، دیگر مقامات کشورمان نیز در طول سال‌جاری به لبنان سفر داشته‌اند؛ از جمله آقای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که چند ماه پیش به این کشور سفر کرد.
روابط ایران و لبنان در طول دهه‌های اخیر، با وجود تغییرات سیاسی در هر دو کشور بویژه در لبنان که آرایش نیروهای سیاسی آن بارها دستخوش تغییر شده، همواره روابطی پایدار و نزدیک بوده است. این روابط در سطح رسمی، روابطی مستمر و نزدیک بوده و کانال‌های ارتباطی میان مقامات دو کشور همواره فعال بوده‌اند. مفاهمه درباره روابط دوجانبه و همچنین در خصوص مسائل منطقه‌ای، بویژه اقدامات تنش‌زا و مداخله‌جویانه اسرائیل، همواره وجود داشته است. در سطح غیررسمی نیز وضعیت به همین شکل بوده است. ایران، به هر حال، حامی اصلی شیعیان لبنان و همچنین مقاومت لبنان به شمار می‌رود؛ مقاومتی که هسته مرکزی آن در لبنان از طایفه شیعه شکل گرفته و سپس به طوایف دیگر نیز گسترش یافته است. بنابراین، چه در سطح رسمی و چه در سطح غیررسمی، روابط دو کشور همواره نزدیک بوده و این موضوع، مسأله‌ای روشن است.
در شرایط کنونی، سفر آقای عراقچی از این جهت اهمیت دارد که لبنان در طول یک سال و نیم اخیر شاهد تحولات امنیتی و سیاسی گسترده‌ای بوده است. جنگی که سال گذشته شمسی میان لبنان و اسرائیل رخ داد، تغییرات مهمی را در عرصه‌های امنیتی و سیاسی این کشور رقم زد. بر کسی پوشیده نیست که در جریان آن جنگ، حزب‌الله به‌عنوان متحد ایران، آسیب‌هایی دید و همین مسأله پیامدهایی در عرصه سیاسی لبنان به همراه داشت. در نتیجه این تحولات، آرایش نیروهای سیاسی در لبنان تغییر کرد و متعاقب آن، رئیس‌جمهوری جدید این کشور انتخاب شد. آقای جوزف عون به‌عنوان رئیس‌جمهوری برگزیده شد و پس از آن، دولت جدید به ریاست آقای نواف سلام تشکیل شد. در این چهارچوب، نیروهای سیاسی منتقد یا مخالف مقاومت، وزن سیاسی نسبتاً بیشتری پیدا کردند.
در این فضا، سطح فشارهای سیاسی و امنیتی خارجی بر دولت لبنان به‌شدت افزایش یافته است. از یک سو، اسرائیل حملات خود را پس از جنگ و حتی بعد از توافق آتش‌بس در نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون ادامه داده و همچنان پنج نقطه از خاک لبنان را در اشغال خود دارد و در عمل هر روز به تجاوزات خود علیه این کشور ادامه می‌دهد. از سوی دیگر، در عرصه سیاسی، آمریکایی‌ها فشارهای قابل توجهی بر دولت لبنان وارد کرده‌اند تا این کشور از روندی که در دو دهه اخیر بر آن غالب بوده یعنی نزدیکی به محور مقاومت و نزدیکی به ایران فاصله بگیرد.
با وجود ریشه‌های مستحکم روابط تهران و بیروت، چرا در مقطع کنونی شاهد مواضع انتقادی برخی مقامات لبنان علیه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران هستیم؟
در ماه‌های اخیر، فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا و اسرائیل بر دولت لبنان به‌طور محسوسی افزایش یافته است. در همین چهارچوب، در تابستان امسال طرح آقای تام باراک، فرستاده آمریکا درباره خلع سلاح حزب‌الله در دولت لبنان تصویب شد که نشان‌دهنده عمق این فشارهاست. دولتی که پس از تغییر آرایش سیاسی در لبنان شکل گرفته و در عمل تحت فشار قرار دارد تا پروژه مورد نظر آمریکا و اسرائیل را اجرا کرده و از ایران فاصله بگیرد. 
در چنین فضایی، شاهد بروز برخی مواضع بحث‌برانگیز در لبنان درباره ایران بوده‌ایم که جنجالی‌ترین آنها به اظهارات آقای یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان، بازمی‌گردد. 
با این حال، مواضع آقای رجی را باید در چهارچوب تحولات داخلی لبنان تحلیل کرد. ایشان سهمیه حزب «القوات اللبنانیه» به رهبری سمیر جعجع در کابینه آقای نواف سلام است؛ حزبی که سابقه مواضع تند علیه مقاومت و ایران دارد. 
بنابراین، اتخاذ چنین مواضعی از سوی وزیر خارجه‌ای با این پیشینه حزبی، قابل پیش‌بینی است. دولت لبنان دولتی چندجریانی است. در عین حال، این مواضع را نمی‌توان بیانگر موضع کلی لبنان درباره ایران دانست. پس از این اظهارات، گزارش‌هایی در رسانه‌های لبنان منتشر شد که نشان می‌داد آقای جوزف عون، رئیس‌جمهور و آقای نواف سلام، نخست‌وزیر، نسبت به سخنان آقای رجی انتقاداتی داشته‌اند. 
هرچند این دو چهره نزدیکی پیشین به مقاومت ندارند، اما هیچ‌گاه با چنین ادبیات تندی درباره ایران سخن نگفته‌اند. همچنین آقای نبیه بری، رئیس مجلس لبنان، بارها بر ضرورت حفظ روابط اصولی و نزدیک میان ایران و لبنان تأکید کرده است.
سفر آقای عراقچی پس از این تنش‌ها نیز نشان می‌دهد که با وجود تغییرات سیاسی در لبنان، لبنان رسمی همچنان به دنبال حفظ روابط پایدار با ایران است؛ هرچند در عین حال تمایل دارد با ملاحظات و تحفظاتی، از قرار گرفتن کامل در محور مقاومتی که پیش‌تر وجود داشت، فاصله بگیرد.

یکی از نکات مورد تأکید وزیر امور خارجه ایران در این سفر، حضور هیأت اقتصادی همراه بود. این موضوع را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟
به نظر می‌رسد پس از تحولات جدیدی که در لبنان رخ داده، شاهد تغییراتی در رویکرد ایران نسبت به این کشور هستیم. ایران در دوره جدید، در عین تداوم روابط سنتی خود با حزب‌الله به‌عنوان یک متحد، تلاش دارد سطح روابطش را با بخش‌ها و طوایف دیگر لبنان نیز گسترش دهد تا روابط تهران و بیروت صرفاً به ارتباط ایران و حزب‌الله محدود نباشد. در همین چهارچوب، ایران می‌کوشد روابط رسمی خود با دولت لبنان را که همواره وجود داشته، در دوره جدید عمق بیشتری ببخشد.
تنوع‌بخشی به روابط ایران و لبنان و تعمیق روابط رسمی با دولت لبنان، در کنار تداوم ارتباط با مقاومت، به نظر می‌رسد روح حاکم بر سفر آقای عراقچی و پیام اصلی این سفر باشد. حضور هیأت اقتصادی در این سفر نیز در همین چهارچوب قابل ارزیابی است و نشان می‌دهد ایران در پی گسترش و تعمیق روابط رسمی، بویژه در حوزه اقتصادی با لبنان است و قصد دارد با طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی این کشور ارتباط برقرار کند.
البته در این مسیر چالش‌هایی نیز وجود دارد. مهم‌ترین چالش، بویژه در حوزه روابط اقتصادی، تحریم‌های آمریکا است. همان‌گونه که در روابط ایران و عراق نیز مشاهده شده، این تحریم‌ها می‌تواند مانعی جدی در مسیر همکاری‌های اقتصادی باشد. در مورد لبنان نیز، با وجود امکان برخی فعالیت‌های اقتصادی در سطوح مشخص، فشارهای آمریکا و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها می‌تواند مانع بزرگی بر سر راه تعمیق روابط اقتصادی دو کشور باشد.
ضمن اینکه همچنان شاهد تداوم اقدامات تنش‌زای اسرائیل و بویژه آمریکا در لبنان هستیم. نشانه‌ها حاکی از آن است که هم اسرائیل و هم آمریکا به‌دنبال ادامه فشار و تقابل با حزب‌الله به‌عنوان بخشی از محور مقاومت و همچنین با ایران به‌عنوان بازیگر اصلی این محور هستند. 
در چنین شرایطی، تداوم فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا و اسرائیل بر دولت لبنان با هدف تضعیف حزب‌الله و پیشبرد پروژه خلع سلاح، موجب می‌شود دولت لبنان در مسیر گسترش روابط نزدیک با ایران با ملاحظات و محدودیت‌های جدی مواجه باشد.
با این حساب، آیا می‌توان ماهیت این سفر را صرفاً اقتصادی دانست؟
حضور آقای عراقچی در لبنان، همراه با هیأت اقتصادی، بدون تردید اهمیت ویژه‌ای دارد، اما ماهیت این سفر را نمی‌توان صرفاً اقتصادی تلقی کرد. این سفر در عین حال حامل این پیام است که ایران، با وجود همه تغییرات سیاسی در لبنان، همچنان یک بازیگر تأثیرگذار در این کشور محسوب می‌شود و بار دیگر بر حمایت خود از تمامیت ارضی لبنان تأکید دارد.
این موضوع بویژه از آن جهت اهمیت دارد که اسرائیل همچنان بخش‌هایی از جنوب لبنان را در اشغال خود دارد و اعلام کرده قصد خروج از این مناطق را ندارد؛ رویکردی که نمونه مشابه آن در سوریه نیز مشاهده شده است. استمرار تهدیدات اسرائیل، زمینه‌ای از اشتراک مواضع میان ایران و دولت لبنان ایجاد می‌کند، چرا که این تهدید، تهدیدی مشترک برای هر دو طرف به شمار می‌رود.
با این حال، نباید این واقعیت را نادیده گرفت که دولت لبنان در شرایط کنونی تحت فشار شدید سیاسی و امنیتی قرار دارد و نمی‌توان انتظار داشت که در این مقطع، مواضعی کاملاً نزدیک به ایران اتخاذ کند. با وجود این، ایران تلاش دارد به‌رغم این تحولات، جایگاه و نفوذ خود را حفظ کند و اجازه ندهد پروژه تضعیف کامل محور مقاومت به نتیجه برسد.