بی سروپا

صامره حبیبی
شاعر

ای سگ ولگرد برگرد و برو
ای پدر نامرد برگرد و برو

تا تو هستی حال دنیا خوب نیست
ای سراپا درد برگرد و برو

چشم بردار از زمین و باغ مان
رنگ شان شد زرد برگرد و برو

آفتاب از سرزمینم رفته است
ای هوای سرد برگرد و برو

سرنوشتت نیست جز آوارگی
بی بروبرگرد برگرد و برو

غزه با پیر و جوان و کودکش
پایداری کرد برگرد و برو

صفحات
آرشیو تاریخی
<
۱۴۰۴ فروردین
>
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۱ ۲
۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹
۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶
۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳
۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰
۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
ویژه نامه ایران طنز۸۳۲۹
 - شماره  - ۲۴ آبان ۱۴۰۲
۳