در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» عملکرد تیم ملی کشتی آزاد در رقابتهای جهانی قزاقستان را بررسی میکند
هشدار آستانه را جدی بگیرید
سومی ایران بهتنهایی تمام ماجرای تیم ملی آزاد نیست. آنچه اهمیت مضاعفی دارد، عملکرد کشتیگیرانی است که قرار است در لسآنجلس بار اصلی مدالآوری را بر دوش بکشند. تیمی که هدفش قهرمانی المپیک است، نمیتواند به چند مدال و درخشش مقطعی ستارههایش بسنده کند. معیار اصلی، توانایی عبور از مدعیان جهانی و حفظ آمادگی در مسابقات سرنوشتساز است؛ معیاری که برخی ملیپوشان ایران در آستانه نتوانستند آن را برآورده کنند.
نخستین نشانههای نگرانی در وزن ۶۵ کیلوگرم دیده شد؛ جایی که رحمان عموزاد، یکی از امیدهای اصلی کشتی ایران برای المپیک آینده، مقابل وازگن توانیان ارمنستانی شکست خورد و از رسیدن به فینال بازماند. هرچند او در پایان مسابقات مدال برنز گرفت، اما برای کشتیگیری با سابقه قهرمانی جهان، این نتیجه نمیتواند کاملاً رضایتبخش باشد. عموزاد برای رسیدن به سکوی نخست المپیک باید در مدیریت لحظات حساس، تصمیمگیریهای مسابقهای و مقابله با حریفان صاحبسبک به پختگی بیشتری برسد. استعداد او انکارشدنی نیست، اما المپیک محل نمایش تواناییهای بالقوه نیست؛ آنجا فقط آمادگی واقعی تعیینکننده است.
ماجرای کامران قاسمپور اما یکی از تلخترین اتفاقات این رقابتها بود. او در وزن ۸۶ کیلوگرم ابتدا با پیروزی مقابل ماگومد رمضانوف، قهرمان المپیک، امیدها را زنده کرد، اما در ادامه مقابل مالک شاویف قرقیزستانی با ضربه فنی شکست خورد. این اتفاق برای کشتیگیری با تجربه و تواناییهای فنی قاسمپور، نتیجهای دور از انتظار بود. پیروزی مقابل یک قهرمان بزرگ زمانی ارزشمند است که کشتیگیر بتواند ثبات خود را حفظ کند. شکست با ضربه فنی در چنین سطحی، پرسشهایی جدی درباره آمادگی جسمانی، تمرکز و مدیریت شرایط دشوار مسابقه ایجاد میکند. چنین نتیجهای را نمیتوان تنها به یک روز بد یا اتفاقات روی تشک نسبت داد.
در وزن ۹۷ کیلوگرم نیز حسن یزدانی، چهره پرافتخار کشتی ایران، با وجود بازگشت به رقابتهای جهانی و کسب مدال برنز، نتوانست به فینال برسد. شکست مقابل آرش یوشیدای ژاپنی نشان داد که مسیر بازگشت او به جمع مدعیان اصلی جهان همچنان دشوار است. یزدانی سرمایهای بزرگ برای کشتی ایران است، اما نام و افتخارات گذشته بهتنهایی برای عبور از نسل جدید مدعیان کافی نیست. او باید در فاصله باقیمانده تا لسآنجلس بار دیگر توانایی رقابت با بهترینهای جهان را اثبات کند.
البته مسئولیت این نتایج را نباید فقط بر دوش کشتیگیران گذاشت. کادر فنی نیز باید درباره کیفیت برنامههای آمادهسازی، سطح اردوها، آنالیز رقبا و مدیریت فشار روانی مسابقات پاسخگو باشد. وقتی چند مهره مهم تیم در اوزان المپیکی نمیتوانند انتظارات را برآورده کنند، بررسی عملکرد مجموعه فنی ضرورتی انکارناپذیر است.
آستانه باید نقطه پایان توجیهها و آغاز یک بازنگری جدی باشد. المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس فرصتی برای آزمون و خطا باقی نمیگذارد و رقبای ایران نیز منتظر نمیمانند تا ضعفهای این تیم برطرف شود. آمریکا و روسیه با قدرت پیش میروند و کشتی ایران برای بازگشت به قله باید به جای تکیه بر نامهای بزرگ، عملکرد واقعی ستارههایش را ملاک قرار دهد. فاصله میان قهرمانی و سومی شاید با چند مسابقه رقم بخورد، اما جبران فاصله فنی با رقبای جهانی به زمان، برنامه و تصمیمهای درست نیاز دارد. آستانه یک هشدار جدی بود؛ اگر این هشدار شنیده نشود، در لسآنجلس دیگر فرصتی برای جبران باقی نخواهد ماند و افتخارات گذشته نیز نمیتوانند پاسخگوی ناکامی امروز باشند.

