رئیس جمهوری در جلسه هیأت وزیران اعلام کرد
عزم دولت برای اجرای تدبیر رهبری و عبور از وضعیت «نه جنگ ، نه صلح»
یادداشتهایی از غلامعلی دهقان ، فداحسین مالکی و امیررضا واعظ آشتیانی درباره ضرورتهای تحقق مطالبه رهبر انقلاب
جلسه هیأت دولت صبح روز گذشته به ریاست رئیسجمهور پزشکیان برگزار شد؛ جلسهای که محورهای اصلی آن را اجرای تدابیر رهبر انقلاب، تقویت تابآوری ملی در برابر فشارهای خارجی، اصلاح ساختارهای اجرایی، مدیریت هزینهها، پیگیری تحولات دیپلماتیک و ارتقای آمادگی کشور برای مواجهه با بحرانها تشکیل میداد. در این نشست، مسعود پزشکیان با تأکید بر ضرورت حفظ آمادگی مستمر دستگاههای اجرایی و استفاده بهینه از منابع موجود، وضعیت کنونی کشور را فرصتی برای بازنگری در رویههای ناکارآمد، کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش بهرهوری دانست. همچنین موضوعات دیگری چون پیگیری ابعاد حقوقی و بینالمللی حملات به غیرنظامیان و کودکان ایرانی، گزارش رایزنیهای منطقهای با حضور مقامهای کشورهای همسایه و ارائه گزارش اقدامات سازمان مدیریت بحران کشور در دو سال گذشته در دستور کار قرار گرفت.
رئیس دولت چهاردهم در این جلسه با اشاره به دستور اخیر رهبر انقلاب خطاب به دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره پیگیری تحقق شروط مطرح شده از سوی مسئولان کشور با هدف خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، این دستور را حاوی پیامی مهم و ناظر بر ترسیم افق پیش روی کشور توصیف کرد. او گفت: «دولت با تمام ظرفیت خود برای تحقق اهداف و تدابیر تعیین شده تلاش خواهد کرد و دستگاههای اجرایی باید متناسب با شرایط موجود، آمادگی لازم را برای مواجهه با تحولات و وضعیتهای متغیر حفظ کنند.»
به گفته پزشکیان، تمامی وزیران، رؤسا و معاونان دستگاههای اجرایی موظفاند با حفظ آمادگی کامل، مدیریت هزینهها متناسب با اقتضائات کشور را در دستور کار قرار دهند و از ظرفیتهای موجود برای افزایش بهرهوری و تقویت توان ملی استفاده کنند. وی با اشاره به اهمیت مدیریت صحیح منابع و اصلاح فرآیندها، اظهار کرد: «کشور باید بتواند ظرفیت بالای تابآوری خود را در برابر تهدیدها، تحریمها و فشارهای خارجی نشان دهد و با حفظ قدرت و انسجام، در برابر این شرایط ایستادگی کند.» از نگاه رئیسجمهوری، افزایش فشارها نباید این تصور را برای دشمنان ایجاد کند که اراده ملت ایران تضعیف خواهد شد یا کشور در برابر تهدیدها به تسلیم وادار میشود.
پزشکیان در ادامه، ضرورت استفاده از شرایط موجود برای اصلاح برخی رویههای اجرایی را مورد توجه قرار داد و تصریح کرد: «محدودیتها و دشواریهای کنونی، در کنار چالشهایی که برای کشور ایجاد میکنند، میتوانند فرصتی برای بازنگری در ساختارها و فرآیندهای ناکارآمد باشند.» به اعتقاد او، رفع موازیکاریها، کاهش هزینههای غیرضروری و افزایش کارآمدی دستگاهها باید بهعنوان بخشی از برنامه مدیریت شرایط کشور دنبال شود؛ برنامهای که هدف آن، استفاده مؤثرتر از امکانات موجود و حفظ آمادگی اجرایی در مواجهه با وضعیتهای مختلف است.
او در همین چارچوب، اصلاح ساختارهای موازی، ساماندهی سازمانهای مرتبط و بررسی امکان ادغام واحدهایی را که فعالیتهای همپوشان دارند، از جمله اقدامات قابل پیگیری دانست. او از ضرورت بررسی وضعیت ساختمانها و مجموعههای بیبازده یا کمبازده و امکان تعطیلی آنها سخن گفت. این اقدامات، بر اساس توضیحات مطرحشده در جلسه میتواند به کاهش هزینههای جاری، افزایش بهرهوری و آزادسازی ظرفیتهای موجود برای انجام مأموریتهای ضروری دستگاههای اجرایی کمک کند.
مدیریت بهینه تجهیزات، منابع مالی و نیروی انسانی نیز از دیگر محورهایی بود که پزشکیان برای تحقق این اهداف از اهمیت آنها گفت. از نظر او، اصلاح ساختارها صرفاً به تغییر شکل سازمانی محدود نمیشود، بلکه بازنگری در شیوه فعالیت دستگاهها و چگونگی استفاده از امکانات نیز باید در این مسیر مورد توجه قرار گیرد. دستگاههای اجرایی باید با ارزیابی عملکرد خود، زمینه بهرهگیری مؤثرتر از منابع را فراهم کنند تا با کاهش هزینهها، توان لازم برای ارائه خدمات و مواجهه با شرایط متغیر کشور حفظ شود.
در بخش دیگری از این مباحث، رئیسجمهوری نقش مشارکت عمومی را در عبور از شرایط دشوار برجسته کرد و خواستار همراهی مردم، مسئولان، فعالان سیاسی، فرهنگیان، روحانیت و رسانهها، بهویژه رسانه ملی، برای تقویت تابآوری اجتماعی و ملی شد. او مدیریت مصرف و پرهیز از اسراف را از الزامات اساسی عبور موفق از محدودیتها دانست و تأکیدکرد که تقویت تابآوری بدون اصلاح الگوی مصرف و مدیریت تقاضا امکانپذیر نیست.
بر این اساس، صرفهجویی و استفاده مسئولانه از منابع باید در کنار اقدامات اجرایی دولت دنبال شود تا امکان مدیریت بهتر شرایط و تأمین نیازهای اساسی فراهم باشد. پزشکیان ظرفیتهای موجود کشور و مشارکت عمومی را عاملی مؤثر در حفظ پایداری خدمات و کاهش فشارهای ناشی از محدودیتها معرفی کرد. مجموعه این تأکیدها نشان میدهد در رویکرد مطرحشده در جلسه هیأت دولت، تابآوری ملی تنها به آمادگی دستگاههای اجرایی یا مدیریت تهدیدهای خارجی محدود نیست، بلکه اصلاح فرآیندها، کنترل هزینهها، بهبود بهرهوری و همراهی اجتماعی نیز از اجزای مرتبط با آن به شمار میروند.
در بخش دیگری از جلسه، موضوع شهادت غیرنظامیان و کودکان ایرانی در دو جنگ اخیر نیز مورد توجه قرار گرفت. رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران، تابلوی تصویری شهیده آوینا برزگر، کودک دوسالهای که در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی در لامرد به شهادت رسید را به نمایندگی از مادر این شهیده به رئیسجمهوری اهدا کرد. پزشکیان در واکنش به این اقدام، با ابراز همدردی با خانوادههای شهدای جنگ اخیر، به پیگیری موضوع شهادت غیرنظامیان و کودکان ایرانی در مجامع بینالمللی اشاره کرد.
رئیسجمهوری با محکوم کردن حملات به غیرنظامیان، بهویژه کودکان و دانشآموزان در میناب و لامرد، هدف قرار گرفتن مدارس، بیمارستانها، ورزشگاهها و منازل مسکونی را مغایر با اصول انسانی و موازین حقوق بشردوستانه دانست. او با طرح این پرسش که چگونه میتوان در عین ادعای مبارزه با تروریسم، چنین مکانهایی را هدف حمله قرار داد، بر ضرورت ثبت و پیگیری ابعاد این حوادث در عرصه بینالمللی تأکید کرد.
پزشکیان همچنین گفت: «موضوع شهدای جنگ اخیر در نشستهای سازمان ملل متحد، اجلاسهای مرتبط با بریکس و سازمان همکاری شانگهای، نشستهای زیستمحیطی و دیدارهای دیپلماتیک دیگر مطرح شده است.» او با اشاره به گفتوگو با سران کشورهای مختلف و دیدار با شماری از مدیران اندیشکدههای آمریکایی در سفر به نیویورک، از واکنشها و مواضعی سخن گفت که به گفته وی، بیانگر محکومیت این اقدامات بوده است. رئیسجمهوری اذعان کرد یاد شهدای میناب و لامرد و دیگر قربانیان این حوادث در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند و ابعاد این حملات باید در عرصه بینالمللی نیز ثبت شود. او در پایان این بخش، با ابراز همدردی با خانوادههای داغدار، بهویژه مادر شهیده آوینا برزگر، برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسألت کرد و عمل مسئولانه در پاسداشت یاد و خون شهدا را یک ضرورت دانست.
از گفتوگوهای چهار کشور
تا آمادگی در برابر بحرانها
در ادامه جلسه هیأت دولت، وزیر امور خارجه گزارشی از آخرین تحولات دیپلماتیک و رایزنیهای انجام شده درباره مسائل مرتبط با ایران و آمریکا ارائه کرد. در این گزارش، موضوعات مطرح شده در جریان سفر هیأت قطری و رئیس ارتش پاکستان به ایران و همچنین گفتوگوهای صورتگرفته با سه مقام بلندپایه از عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه تشریح شد. محور اصلی این رایزنیها، تحولات منطقهای و روند گفتوگوهای مرتبط با مسائل جاری عنوان شد؛ موضوعاتی که در شرایط کنونی، از منظر همکاریهای منطقهای و تلاش برای جلوگیری از گسترش تنشها مورد توجه قرار دارند.
در این جلسه همچنین گزارشی از سفر رئیسجمهوری به مسکو و دیدارها و گفتوگوهای انجامشده در جریان این سفر ارائه شد. در تشریح ابعاد این سفر و تحولات دیپلماتیک منطقه، بر نقش مقاومت ملت ایران، اقتدار نیروهای مسلح، مدیریت دستگاههای اجرایی و تدابیر رهبر انقلاب در تقویت جایگاه جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی تأکید شد.
بخش دیگری از گزارشهای ارائهشده به پیام سفر مقامهای بلندپایه عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به ایران اختصاص داشت. در این بخش، اهمیت همکاریهای منطقهای، تقویت سازوکارهای مشترک امنیتی و جلوگیری از گسترش تنشها و درگیریها مورد تأکید قرار گرفت. بر اساس گزارش مطرح شده در جلسه، در نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان، تحولات امنیتی منطقه و پیامدهای سیاستهای رژیم صهیونیستی بررسی شد.
در این چارچوب، نسبت به آنچه سیاست رژیم صهیونیستی برای تضعیف کشورهای منطقه، گسترش دامنه تجاوزات، ایجاد زمینههای تجزیه و تضعیف دولتهای منطقه و کشاندن پای آمریکا به درگیریهای منطقهای توصیف شد، هشدار داده شد. همچنین بر ضرورت هوشیاری کشورهای منطقه در برابر روندهای تنشزا و تقویت همکاریهای جمعی برای حفظ ثبات، صیانت از تمامیت ارضی کشورها و جلوگیری از گسترش منازعات تأکید شد. این مباحث، همکاری میان کشورهای منطقه را بهعنوان یکی از محورهای مطرحشده در رایزنیهای دیپلماتیک اخیر برجسته میکند. همکاریهایی که در گزارش دولت، با هدف تقویت سازوکارهای امنیتی مشترک و کاهش زمینههای تشدید درگیریها مورد توجه قرار گرفتهاند.
در کنار موضوعات سیاسی و دیپلماتیک، مدیریت بحران و افزایش آمادگی عملیاتی کشور نیز در دستور کار جلسه قرار داشت. در همین راستا، گزارشی از اقدامات و برنامههای سازمان مدیریت بحران کشور در دو سال گذشته به اعضای هیأت دولت ارائه شد.
همچنین برنامههای پیشبینیشده برای ارتقای ظرفیتهای عملیاتی و بهبود هماهنگی میان دستگاههای مسئول تشریح شد. پرداختن به این موضوع در کنار تأکیدهای رئیسجمهوری بر آمادگی مستمر دستگاههای اجرایی، مدیریت منابع و افزایش بهرهوری، نشان میدهد که آمادگی برای مواجهه با بحرانها یکی از محورهای مورد توجه در این نشست بوده است.
«ایران» مطالبه رهبر انقلاب را با کارشناسان و تحلیلگران به بحث گذاشت
ضرورتهای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
تأکید آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، به زبان سیاست داخلی و خارجی، از راهبرد تازه جمهوری اسلامی ایران خبر میدهد. مهمترین ویژگی این راهبرد ، نه در آنچه اعلام میشود، بلکه در فلسفه تعیین این راهبرد قرار دارد. به این معنی که تاکید رهبر انقلاب بر «ضرورت پایان دادن به وضعیت نه جنگ، نه صلح» بیش از هر چیز به این معنی است که ابتکار عمل در مناقشه آمریکاساخته در جنگ رمضان، اکنون در دست ایران است. به دیگر سخن، آنچه پس از همه تحولات، اعم از درگیریهای نظامی یا مذاکرات و گفتوگوهای سیاسی باید انتظار داشت، چیزی نیست که دشمن خواسته است، بلکه تحقق اهدافی است که جمهوری اسلامی ایران دنبال میکند.
تا پیش از این، تلاش دولتهای غربی متخاصم یا غیرمتخاصم و عقبه سنگین رسانهای آنها همواره این تصور را القا میکردند که نتیجه این جنگ یا مذاکرات متعاقب آن، نه از سوی ایران،بلکه از سوی آمریکا تعیین میشود.
آمریکا است که تعیین میکند جنگ چه زمانی آغاز شود، چه زمانی پایان یابد، مذاکرات چه زمانی آغاز شود و اساسا مذاکرات به چه سرانجامی منتهی شود. آنچه اکنون تغییر کرده است، درست همین معادله است؛ تغییری که کفه ایران در تعیین سرنوشت این مناقشه، سنگینتر و تعیینکنندهتر از پیش شده است. کارشناسان الزامات حرکت در این مسیر و تحقق این هدف را بررسی کردهاند.
تلاش دشمن برای ماندن در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»
امیررضا واعظ آشتیانی
فعال سیاسی اصولگرا
پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه برای حمله نیست. این موضوع به شرایط و موقعیت جنگ بستگی دارد؛ اینکه روند جنگ چگونه پیش میرود، بحثها به چه سمتی میروند و گفتوگوهای غیرمستقیم چگونه دنبال خواهند شد. موضوع اصلی، کاستیها، گرانیها و برخی اتفاقاتی است که جستهوگریخته درباره آنها میشنویم و عدهای این مسائل را به جنگ نسبت میدهند؛ به این معنا که چون جنگ وجود دارد، بروز این مشکلات نیز طبیعی است. درحالیکه در لابهلای این اتفاقات، مسائلی مانند سوءمدیریت، تصمیمگیریهای جزیرهای و آزمونوخطاهایی که انجام میشود نیز وجود دارد. چرا در دوران دفاع مقدس هشت ساله، با وجود شرایط جنگی، همهچیز تعطیل نشده بود؟ آیا تمام فعالیتهای کشور متوقف شده بود؟ خیر. امروز نیز باید آرایش و آرامش لازم را در عرصههای مختلف تولید داشته باشیم و شرایط عادی را دنبال کنیم. شکلگیری این وضعیت، یعنی آرایش و آرامش موردنظر، باید از بالای هرم اجرایی آغاز شود و به بخشهای دیگر و قوای مختلف تسری پیدا کند. این مسئولیت صرفاً متوجه قوه مجریه نیست، بلکه همه قوا در قبال آن مسئولیت دارند؛ هرچند مسئولیت قوه مجریه در این زمینه برجستهتر است. مسئولان باید شرایط را بهگونهای فراهم کنند که فعالیتها بهصورت جاری و مستمر ادامه داشته باشد. اینکه بخواهیم همهچیز را به موضوع جنگ گره بزنیم، منطقی و منصفانه نیست. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن اقدامات آفندی و پدافندی ما نیست؛ همه این اقدامات در جای خود اهمیت دارند. بااینحال، باید شرایط عادی را حفظ کنیم تا دشمن از مشاهده تداوم فعالیتها و ثبات کشور سرخورده شود. دشمن دقیقاً میخواهد ما در وضعیت نه جنگ، نه صلح باقی بمانیم و برای انجام دادن یا ندادن کارها مردد باشیم. در مقابل، باید ببیند که ما همچنان به فعالیتها و وظایف خود ادامه میدهیم. اما در ارتباط با تنگه هرمز و فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه این تنگه را محکم نگه دارید، باید گفت که امروز دنیا به این باور رسیده است که تنگه هرمز، بهعنوان شاهکلیدی راهبردی، در اختیار ایران قرار دارد و اختیار آن در دست ایران است. ادامه زندگی و فعالیت کشورهای غربی نیز تا حد زیادی به این موقعیت راهبردی وابسته است. این کشورها باید بدانند که اگر میخواهند زندگیای با کمترین دغدغه داشته باشند، باید حمایت از رژیم صهیونیستی و آمریکا را کنار بگذارند و مسیر زندگی و فعالیتهای خود را، از جمله در چارچوب اتحادیه اروپا، دنبال کنند. خود اروپاییها نیز به این باور رسیدهاند که آمریکاییها به آنها وفادار نمیمانند و حمایت از رژیم صهیونیستی نیز مشکلی را برای آنها حل نمیکند. امروز این کشورها با مشکلاتی در چرخه تولید مواجه شدهاند و اقتصاد و زندگی روزمره آنها به انرژی خلیج فارس وابسته است. اگر روند تأمین انرژی از خلیج فارس، چرخه تولید آنها را با مشکل مواجه کند، با چالشی جدی روبهرو خواهند شد؛ چالشی که چهبسا آثار آن تاکنون نیز نمایان شده باشد. بنابراین هرگونه معامله یا تصمیمگیری درباره تنگه هرمز، بدون تدبیر و محاسبه دقیق، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری برای ما به همراه داشته باشد. ما باید این تنگه را در اختیار داشته باشیم و موقعیت راهبردی خود را حفظ کنیم. البته اگر در شرایطی قرار بگیریم که با توجه به تحریمها و محاصرهای که آمریکا اعمال کرده است، لازم باشد از طریق تدابیر دیگری محدودیتهای مربوط به تنگه هرمز را برای خودمان برطرف کنیم، آن موضوع به تدابیری بستگی خواهد داشت که در آن شرایط اندیشیده میشود.
الزامات پایان وضعیت«نه جنگ، نه صلح» با حفظ منافع ملی
فداحسین مالکی
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی
رهبر انقلاب اخیراً در دیدار و گفتوگویی با دبیر شورای عالی امنیت ملی بر ضرورت پیگیری شروط ایران و خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید داشتهاند. این رهنمود آنطور که رئیسجمهوری محترم روز گذشته دولت را ملتزم به اجرا و پیگیری آن دانست، مستلزم طراحی راهبردی است که در آن، منافع ملی مبنای تصمیمگیری قرار گیرد و دستاوردهایی که کشور در جنگ با رژیم صهیونیستی و آمریکا به دست آورده است، حفظ شود؛ دستاوردهایی که میتوانند زمینهساز پیروزیهای جدیدی نیز باشند.
واقعیت این است که طی ماههای اخیر، هیچگاه در شرایط صلح به معنای واقعی کلمه نبودهایم و همچنان شاهد تحرکات پیرامون تنگه هرمز و شرارتهای آمریکا هستیم. از این رو، عبور از وضعیت موجود نیازمند طراحی سناریویی جدید با مشارکت دولت، مجلس، ارکان نظام و ستاد کل نیروهای مسلح است؛ سناریویی که با تقویت بنیه دفاعی کشور، به افزایش انسجام ملی و توجه جدی به معیشت مردم، کنترل تورم و مهار گرانی نیز منجر شود.
در این میان، شناخت طرف مقابل اهمیت زیادی دارد. تجربه نشان داده است که آمریکا قابل اعتماد نیست. در مذاکرات گذشته، بارها با وجود پذیرش مذاکره و نشان دادن حسن نیت از سوی ایران، طرف مقابل به عهدشکنی روی آورده و با حمله نظامی، اصل غافلگیری را در پیش گرفته است. بنابراین، هر تصمیمی باید با در نظر گرفتن این واقعیت و با مراقبت جدی از منافع ملی اتخاذ شود. اگر در مقطعی احساس کنیم که منافع کشور در معرض تهدید قرار گرفته است، قدرت نظامی میتواند و باید ابزار خروج از این وضعیت باشد. در مقابل، صلح و مذاکره نیز ابزارهایی برای تأمین منافع ملت ایران هستند و نباید هیچیک را بهصورت مطلق از دایره انتخاب خارج کرد. از این منظر، تأکید بر خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» به معنای حرکت پیشدستانه به سمت جنگ یا پذیرش صلح به هر قیمت نیست. مسأله اصلی، طراحی راهبردی است که امکان مدیریت شرایط را در هر دو مسیر فراهم کند.
واقعیت این است که دشمن تاکنون به اهداف مورد نظرش نرسیده است. آنها تصور میکردند با طراحیهای خود میتوانند ایران را به سقوط بکشانند، اما سناریوهایشان یکی پس از دیگری با شکست مواجه شد. از این رو، باید با تکیه بر تجربههای گذشته و موفقیتهایی که نصیب کشور شده است، مسیر خود را با هوشیاری ادامه دهیم و اجازه ندهیم دستاوردهای بهدستآمده از بین برود. تجربه مذاکرات اسلامآباد نیز نشان داد که با وجود عهدشکنی طرف آمریکایی، ایران از موقعیت قابل توجهی برخوردار بود.
ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پیش از این نیز در کمیسیون امنیت ملی و از سوی رئیسجمهوری مطرح شده بود. اکنون نیز فارغ از اینکه برخی در دولت یا مجلس بر طبل جنگ یا صرفاً بر طبل صلح بکوبند، نباید در دام مطلقاندیشی گرفتار شویم. تأکید بر طراحی راهبردی جامع، به معنای آن است که کشور باید برای سناریوهای مختلف آمادگی داشته باشد و در هر شرایطی بتواند منافع ملی را تأمین کند.
به نظر میرسد پیام اصلی تأکید رهبر انقلاب نیز همین است: باید راهبردی طراحی شود که با تقویت توان دفاعی، حفظ انسجام ملی و توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم، کشور را از بلاتکلیفی کنونی خارج کند؛ راهبردی که نتیجه آن، نه از دست دادن دستاوردهای گذشته، بلکه تثبیت موقعیت ایران و تبدیل تهدیدها به فرصتی برای پیروزیهای جدید باشد.
سوءاستفاده آمریکا از نجابت ذاتی ایرانیها
غلامعلی دهقان
استاد تاریخ در دانشگاه
بنای نظام جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا همواره بر صلح و ثبات پایدار در منطقه غرب آسیا استوار بوده است؛ با وجود این، دشمنان تلاش کردهاند تا برای دستیابی به منافع نامشروع خود از شیوههای تهاجمی و جنگی استفاده کنند. هنوز انقلاب شکوهمند اسلامی به دومین سالگرد خود نرسیده بود که رژیم صدام با کمک و پشتیبانی مالی برخی دولتهای عربی و حمایت ضمنی ایالات متحده، جنگی نابرابر را به ملت ایران تحمیل کرد. اسناد تاریخی بعدها نشان داد که چند ماه پیش از آغاز تهاجم، مشاور امنیت ملی وقت رئیسجمهوری آمریکا دیداری محرمانه با صدام در اردن داشته است. در میانه جنگ نیز غربیها از هیچ کمکی به رژیم بعث دریغ نکردند تا ایران را زمینگیر کنند و پس از آن نیز با اعمال تحریمهای سنگین، مخالفت خود را به شکلی دیگر پیش بردند. این تاریخچه فشرده و مختصر بهخوبی ثابت میکند که نظام سیاسی ایران همواره پایبند به صلح بوده، اما آمریکا از این نجابت ذاتی سوءاستفاده کرده است. با این حال، آمادگی هوشمندانه قوای نظامی، حضور منسجم و متحدانه ملت بزرگ ایران و موقعیت جغرافیایی و استراتژیک کشور سبب شد تا دشمن بیگانه در تمامی اهداف خود ناکام بماند و از منظر تحلیلگران جهانی، متحمل شکستی سنگین شود. به بیان دیگر، تسلط کامل ایران بر شریان حیاتی «تنگه هرمز»، ناکام گذاشتن اهداف راهبردی دشمن و قرار گرفتن در موضع قدرت برای تحمیل اراده و شرایط جمهوری اسلامی ایران، کارتهای برنده تهران بهشمار میآیند.
در شرایط حساس کنونی از آنجا که فرضیه پیروزی مطلق نظامی مهاجمان کاملاً رنگ باخته و دیگر جوابگو نیست، باید به گزینه دیپلماسی و میز مذاکره اندیشید. باتوجه به دست برتر و اهرمهای قدرتمند ایران در تنگه استراتژیک هرمز و ناکام گذاشتن دشمن، تهران اکنون میتواند به مذاکرهای بیندیشد که نتیجه قطعی آن، پذیرش کامل شروط جمهوری اسلامی باشد. در این میان، سفرهای فشرده مقامات ارشد منطقهای نظیر وزیر دفاع عربستان، رئیس ستاد ارتش پاکستان و رئیس سرویس اطلاعات ترکیه بیشک حاوی پیامهای مهمی است.
رهبر معظم انقلاب در دیدار با سرلشکر محسن رضایی بر ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید داشتهاند. برای تحقق این راهبرد و خروج از وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» دولت پزشکیان باید یک «دیپلماسی تهاجمی متکی بر میدان» را در دستور کار قرار دهد؛ به این معنا که دستگاه سیاست خارجی با تبدیل «دست برتر دفاعی و ژئوپلتیک کشور» به «اهرمهای چانهزنی روی میز مذاکره»، طرف مقابل را میان دو گزینه صریح «پذیرش بدون قید و شرط خطوط قرمز ایران» یا «رویارویی با هزینههای سنگین انسداد استراتژیک» قرار دهد و امکان بازی در فضای خاکستری و تعلیق را از واشنگتن سلب کند. در این چهارچوب، دولت باید از یکسو کانالهای فعال میانجیگری منطقهای بویژه تعاملات اخیر با ریاض، آنکارا و اسلامآباد را به ابزاری برای تحمیل شروط نهایی تهران جهت تثبیت آتشبس و رفع تحریمها تبدیل کند و از سوی دیگر، با اتخاذ تصمیمات فوری اقتصادی و ایجاد وفاق داخلی، آسیبپذیری معیشتی کشور در برابر وضعیت بلاتکلیفی را به صفر رسانده و پیام قطعی پایان بازی را به طرفهای غربی مخابره کند.

