شماری از استادان دانشگاه در یادداشتهایی اختصاصی برای «ایران» از زوایای مختلف به تحلیل پیامدهای تقابل ایران و آمریکا و چشمانداز معادلات جدید امنیتی منطقه پرداختند
تَرَک در چتر امنیتی آمریکا خاورمیانه در آستانه نظمی تازه
گروه دیپلماسی / فاطمه غریبی- در شرایطی که خاورمیانه یکی از بیسابقهترین دورههای تنش و بیثباتی خود را تجربه میکند و تحولات رویارویی ایران و آمریکا به کانون توجهات منطقهای و جهانی تبدیل شده است، شماری از استادان دانشگاه در تحلیلهایی برای روزنامه «ایران»، ابعاد مختلف این تحولات و پیامدهای آن را بررسی کردهاند. این دیدگاهها که در حاشیه همایش دانشگاه تهران و در قالب گفتوگوهایی با محوریت پرسشهای مشخص مطرح شدهاند، از زوایای متفاوتی به آینده معادلات منطقهای و بینالمللی میپردازند. با وجود تفاوت در رویکردها، نقطه اشتراک تحلیلها، آشکار شدن محدودیتهای نظم امنیتی پیشین خاورمیانه است؛ نظمی که بر چتر حمایتی آمریکا و تضمینهای امنیتی واشنگتن برای کشورهای منطقه تکیه داشت. اکنون، تداوم تنشها ضرورت بازنگری در این الگو، شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید و تقویت تعامل با ایران را برجسته کرده است؛ تحولی که در آن، تنگه هرمز نیز بهعنوان اهرمی راهبردی، نقشی تعیینکننده در بازتعریف موازنه قدرت و شکلگیری نظم آینده منطقه ایفا میکند.
پایبندی به منشور ملل متحد راهی برای صلح
رولیانشاه سومیرات
سفیر اندونزی در ایران
جنگ و گسترش درگیریهای نظامی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت پایبندی کشورها به اصول حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد را یادآوری میکند. از نگاه اندونزی، صلح و امنیت بینالمللی تنها زمانی قابل تحقق است که همه کشورها به تعهدات خود احترام بگذارند، از توسل به زور پرهیز کنند و اختلافات را از مسیر گفتوگو و راهکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند. جنگ نهتنها جان انسانها و زیرساختهای حیاتی را تهدید میکند، بلکه بنیانهای اعتماد و همکاری میان ملتها را نیز تضعیف میسازد. اندونزی با محکوم کردن جنگ، بر ضرورت احترام کامل به منشور ملل متحد تأکید میکند. این منشور، بهعنوان یکی از مهمترین اسناد بنیادین نظام بینالمللی، اصولی اساسی از جمله احترام به حاکمیت کشورها، تمامیت ارضی، برابری حقوقی دولتها و حلوفصل مسالمتآمیز اختلافات را مورد تأکید قرار میدهد. پایبندی به این اصول باید مبنای رفتار همه اعضای جامعه بینالمللی قرار گیرد. تضعیف این قواعد، امنیت هیچ کشوری را تضمین نخواهد کرد و میتواند زمینهساز بیثباتی و بحرانهای گستردهتر شود. در همین چارچوب، مایلم بر اهمیت روابط دوستانه اندونزی و جمهوری اسلامی ایران تأکید کنم. اندونزی برای روابط خود با ایران اهمیت ویژهای قائل است و بر تداوم همکاریها و تقویت مناسبات دوجانبه تأکید میکند. ما در کنار ایران ایستادهایم و حمایت خود از استمرار روابط دوستانه و همکاریهای مشترک را بهصورت پیوسته و استوار دنبال خواهیم کرد. باور داریم که احترام متقابل، گفتوگو و همکاری، پایههای اصلی روابط پایدار میان کشورها هستند.
همکاری بینالمللی در شرایط کنونی اهمیتی دوچندان دارد. هیچ کشوری بهتنهایی قادر نیست همه چالشهای صلح و امنیت جهانی را برطرف کند. از این رو، تقویت نقش سازمان ملل متحد، احترام به حقوق بینالملل و تلاش جمعی برای کاهش تنشها ضرورتی انکارناپذیر است. اندونزی معتقد است که آیندهای امنتر برای همه ملتها، از مسیر جنگ و تقابل نمیگذرد؛ بلکه با پایبندی به منشور ملل متحد، احترام به حقوق ملتها و اراده مشترک برای برقراری صلح ساخته میشود. این اصول، مبنای تعهد ما به همکاری بینالمللی و تقویت دوستی با ایران باقی خواهند ماند.
فراتر از جنگ؛ رقابت بر سر نظم آینده
جلال دهقانی فیروزآبادی
استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی
تنش میان ایران و ایالات متحده بخشی از فرآیندی گستردهتر است که آینده نظم منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار میدهد. تحولات اخیر نشان دادهاند که جایگاه ایران، بهواسطه موقعیت ژئوپلتیکی و ظرفیتهای راهبردی آن، نهتنها در معادلات امنیتی خاورمیانه، بلکه در روندهای کلان اقتصاد و سیاست جهانی نیز اهمیت دارد. از این منظر، جنگ و صلح با ایران میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد و بر موازنه قدرت و چگونگی شکلگیری نظم آینده تأثیر بگذارد.
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده تلاش کرده است جایگاه هژمونیک خود را در مناطق راهبردی جهان، بویژه خاورمیانه، حفظ و تقویت کند. یکی از مفروضات اصلی این رویکرد آن بوده است که توانایی شکلدهی به نظم امنیتی خاورمیانه میتواند قدرت واشنگتن را در مدیریت و جهتدهی به نظم بینالمللی افزایش دهد. اهمیت ژئوپلتیکی این منطقه، نقش آن در تأمین و انتقال انرژی و جایگاه آن در شبکههای تجارت جهانی، از عوامل اصلی تداوم این توجه راهبردی بودهاند. اگرچه در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، این منطقه در مقایسه با مناطقی مانند شرق آسیا اولویت کمتری یافته است اما تحولات اخیر نشان میدهد که اهمیت این منطقه برای نظام بینالمللی همچنان پابرجاست.
جنگ و تنش با ایران آشکار کرده است که بیثباتی در خاورمیانه میتواند پیامدهایی گسترده برای اقتصاد جهانی داشته باشد؛ پیامدهایی که از بازارهای انرژی و زنجیرههای تأمین تا امنیت غذایی و تجارت بینالمللی امتداد مییابند. این واقعیت نشان میدهد که تحولات ایران و منطقه را نمیتوان از پویاییهای نظم جهانی جدا دانست. حتی با فرض افزایش اهمیت هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته در آینده، موقعیت جغرافیایی، مسیرهای راهبردی و ظرفیتهای ژئوپلتیکی ایران همچنان از عوامل مؤثر بر محاسبات قدرتهای جهانی خواهند بود.
یکی از مهمترین پیامدهای تحولات اخیر، آشکار شدن محدودیتهای نظم امنیتی پیشین در منطقه است؛ نظمی که تا حد زیادی بر چتر امنیتی آمریکا و اتکای کشورهای منطقه به تضمینهای امنیتی واشنگتن استوار بود. تغییر در موازنه قوا و افزایش عدم قطعیتهای راهبردی نشان میدهد که این ترتیبات با چالشهای جدی مواجه شدهاند و نمیتوانند بدون بازنگری، مبنای نظم آینده باشند. در چنین شرایطی، شکلگیری هرگونه نظم منطقهای پایدار، مستلزم در نظر گرفتن واقعیتهای قدرت و نقش بازیگران اصلی از جمله ایران خواهد بود. ایران نهتنها نمیتواند از معادلات آینده منطقه حذف شود، بلکه ظرفیت آن را دارد که در شکلدهی به ترتیبات امنیتی و سیاسی جدید نقشی محوری ایفا کند.
بااینحال، برخورداری از موقعیت ژئوپلتیکی بهتنهایی برای تثبیت چنین جایگاهی کافی نیست. در نظم در حال شکلگیری، اقتصاد، فناوری، توان تولیدی و میزان مشارکت کشورها در زنجیرههای تأمین و ارزش منطقهای و جهانی اهمیت فزایندهای خواهند داشت. ایران برای تبدیل ظرفیتهای راهبردی خود به قدرتی پایدار، باید توانمندیهای اقتصادی و فناورانه را تقویت کند، زیرساختهای تولیدی را توسعه دهد و جایگاه مؤثرتری در شبکههای منطقهای و جهانی تولید و تجارت به دست آورد. حضور در این زنجیرهها میتواند علاوه بر ایجاد منافع اقتصادی، قدرت چانهزنی ایران را افزایش دهد و زمینه تأثیرگذاری بیشتر آن بر روندهای بینالمللی را فراهم سازد.



