در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» عملکرد تیم ملی تکواندو در بازیهای آسیایی ناگویا را بررسی میکند
نوسان در شیاپ چانگ
تکواندوی ایران در بازیهای آسیایی ناگویا با کسب دو مدال طلا، یک نقره و یک برنز به کار خود پایان داد. این کارنامه در کنار موفقیت چهار ورزشکار، با حذف چهار تکواندوکار دیگر، از جمله ناهید کیانی، ابوالفضل زندی، سینا بختیاری و ساینا کریمی، همراه بود؛ نفراتی که انتظار میرفت بتوانند سهم بیشتری در مدالآوری داشته باشند. در ادامه، گرندپری پاریس با کسب مدال طلا توسط ابوالفضل زندی و آرین سلیمی، نشانههایی از توان رقابتی تکواندوکاران ایران را به نمایش گذاشت، اما حذف ناهید کیانی، مهران برخورداری، محمدحسین یزدانی و امیرسینا بختیاری نیز بار دیگر پرسشهایی درباره ثبات عملکرد ملیپوشان مطرح کرد.
این نتایج تصویری دوگانه از وضعیت تکواندوی ایران ارائه میدهد؛ از یک سو، مدالآوری در رقابتهای مهم و از سوی دیگر، ناکامی چهرههایی که از آنها انتظار حضور در مراحل پایانی میرود. بنابراین، نمیتوان صرفاً با تکیه بر تعداد مدالها از عملکرد تیم رضایت کامل داشت یا با استناد به چند حذف، از افول قطعی این رشته سخن گفت. آنچه اهمیت دارد، بررسی روند کلی نتایج، میزان تحقق انتظارات و شناسایی عواملی است که باعث شده عملکرد برخی ملیپوشان با نوسان همراه باشد.
در بخش مردان، تغییرات پیدرپی در کادر فنی و نبود ثبات کافی در تصمیمگیریها از موضوعات قابل تأمل است. تغییر مربی بهخودیخود اقدامی طبیعی و مرسوم است و اغلب برای اصلاح مسیر ضرورت دارد، اما چنین تصمیمی باید بر پایه ارزیابی روشن از عملکرد گذشته، تعیین شاخصهای موفقیت و ارائه برنامهای مشخص برای آینده اتخاذ شود. کادر فنی برای اجرای برنامههای خود به زمان، اعتماد و امکان ارزیابی نیاز دارد. تغییرات مکرر، در صورت نبود پشتوانه کارشناسی، میتواند هماهنگی تیم، اعتماد ورزشکاران و استمرار برنامههای آمادهسازی را تحت تأثیر قرار دهد.
در بخش بانوان نیز فاصله میان ظرفیت ورزشکاران و نتایج بهدستآمده نیازمند بررسی جدی است. حذف ناهید کیانی در گرندپری پاریس و ناکامی او در ناگویا، بهتنهایی برای قضاوت درباره عملکرد بانوان کافی نیست، اما تکرار نتایج دور از انتظار درباره ورزشکاران مطرح، ضرورت بازنگری در شیوه آمادهسازی و برنامههای فنی را مطرح میکند. استعداد زمانی به موفقیت پایدار تبدیل میشود که انتخاب نفرات، تحلیل رقبا، آمادگی جسمانی و روانی و برنامهریزی مسابقاتی در چارچوبی منسجم قرار بگیرد.
فدراسیون تکواندو باید مشخص کند که ارزیابی کادرهای فنی بر اساس چه شاخصهایی انجام میشود، برنامه آمادهسازی ملیپوشان تا چه اندازه با نیازهای رقابتهای بزرگ تناسب دارد و برای جلوگیری از تکرار ناکامیها چه تدابیری در نظر گرفته شده است. استفاده از نظر کارشناسان مستقل و تحلیل جزئی نتایج مسابقات میتواند به شناسایی ضعفها کمک کند و مانع از آن شود که تصمیمات مهم تحت تأثیر هیجان ناشی از یک پیروزی یا شکست اتخاذ شوند.
تکواندوی ایران همچنان از سرمایه انسانی و فنی ارزشمندی برخوردار است؛ مدالهای ناگویا و طلاهای گرندپری پاریس نیز نشانه باقیماندن ظرفیت موفقیت در این رشتهاند. انتظار اصلی، تبدیل این ظرفیت به عملکردی باثبات و قابل پیشبینیتر است. بازگشت به جایگاه شایسته تکواندوی ایران نه با تغییرات شتابزده و وعدههای تازه، بلکه با برنامهریزی مستمر، ثبات منطقی در ساختار فنی و پاسخگویی درباره نتایج امکانپذیر خواهد بود. اکنون زمان آن رسیده است که موفقیتها و ناکامیها در کنار یکدیگر و با نگاهی واقعبینانه بررسی شوند تا تکواندو بتواند با حفظ دستاوردهای خود، برای حضور قدرتمندتر در میدانهای پیش رو آماده شود.

