در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» عملکرد کاروان ورزشی ایران در رقابت با کشورهای متمول عربی در ناگویا را بررسی میکند
موفقیت خریدنی نیست
در شرایطی که برخی کشورهای ثروتمند منطقه از منابع مالی قابل توجهی برای توسعه ورزش قهرمانی برخوردارند، ایران بخش مهمی از ظرفیت خود را از دل استعدادهای بومی و ساختار داخلی ورزش تأمین کرد تا بتواند در این رقابت از جایگاه خود در سطح قاره آسیا دفاع کند. درخشش ورزشکاران ایرانی در ناگویا نشان داد که سرمایه انسانی ورزش کشور همچنان یکی از مهمترین مزیتهای ایران در قاره آسیاست. موفقیت در کشتی، وزنهبرداری، تکواندو، کاراته، ژیمناستیک، روئینگ، دوومیدانی و دیگر رشتهها فقط حاصل حضور چند قهرمان شناختهشده نبود؛ بلکه نشانه وجود نسلی از ورزشکاران مستعدی بود که توان تبدیل استعداد به مدال را دارند. چنین عملکردی نشان میدهد ظرفیت ورزش ایران بسیار فراتر از چند رشته سنتی و چند چهره نامآشناست.
مدل توسعه ورزش در برخی کشورهای متمول عربی حاشیه خلیج فارس، استخدام چهرههای خارجی و ورزشکاران دوتابعیتی است تا به واسطه توانمندی آنها برای این کشورها افتخار
به دست آید. این کشورها در سالهای گذشته با استفاده از توان مالی خود به جذب ورزشکاران خارجی و اعطای تابعیت یا بهرهگیری از ورزشکاران دوتابعیتی روی آوردهاند. چنین رویکردی امکان میدهد یک کشور در مدت کوتاه به ورزشکاران سطح بالا دسترسی پیدا کند و شانس خود را برای کسب مدال افزایش دهد؛ موضوعی که تفاوت آشکار و بزرگی با مسیری دارد که ورزشکار ایرانی برای رسیدن به سکوی قهرمانی طی میکند.
موفقیت ورزشکاران زن و مرد ایرانی در ناگویا یک واقعیت مهم را برای افکار عمومی آشکار کرد؛ موفقیت و افتخار در ورزش خریدنی نیست. امکانات مالی میتواند شرایط تمرین، اردو، تجهیزات و مربیگری را بهبود ببخشد، اما در نهایت این استعداد، انگیزه، تجربه و توان رقابتی ورزشکار است که نتیجه را در میدان تعیین میکند. ورزش ایران در شرایطی که از نظر منابع مالی با رقبای ثروتمند منطقه قابل مقایسه نیست، توانست در جدول مدالها جایگاهی بالاتر از بسیاری از آنها به دست آورد و این موضوع ارزش عملکرد کاروان ایران را بیشتر میکند.
البته این موفقیت نباید به معنای نادیده گرفتن برخی مشکلات ورزش ایران باشد. اتفاقاً ناگویا باید نقطه شروع توجه جدیتر به همان استعدادهایی باشد که در چنین شرایطی خود را نشان دادند. محدودیت مالی، کمبود امکانات، دشواری برگزاری اردوهای مناسب و مشکلات تدارکاتی، همچنان چالشهای جدی ورزش قهرمانی کشور هستند. اگر قرار باشد موفقیت ناگویا تداوم پیدا کند، باید منابع موجود هدفمندتر هزینه شود و رشتههایی که ظرفیت مدالآوری خود را ثابت کردهاند، مورد حمایت مستمر قرار گیرند.
از طرفی، نباید استعدادهای نهفته را تنها پس از درخشش در یک مسابقه بزرگ کشف کرد. تجربه ناگویا نشان داد در رشتههایی که کمتر مورد توجه عمومی و رسانهای قرار دارند نیز ظرفیتهای قابل توجهی وجود دارد. استعدادیابی علمی، توجه به ردههای پایه، حفظ مربیان توانمند و ایجاد مسیر حرفهای برای ورزشکاران جوان میتواند دامنه موفقیت ایران را گستردهتر کند.
دستاورد ورزش ایران در ناگویا را باید در متن واقعی شرایط ورزش کشور ارزیابی کرد. قرار گرفتن ایران بالاتر از بسیاری از کشورهای متمول غرب آسیا، آن هم در شرایط جنگ تحمیلی و با وجود محدودیتهای مالی، نشان داد سرمایه اصلی ورزش ایران همچنان در نیروی انسانی و استعدادهای بومی آن قرار دارد. این موفقیت یک پیام روشن برای تمام مدیران حوزه ورزش دارد؛ مدال را میتوان با سرمایهگذاری هوشمندانه بیشتر کرد، اما قهرمان را نمیتوان تنها با پول خرید. اکنون مسأله اصلی این است که ورزش ایران از این ظرفیت استفاده کند، استعدادهای پنهان را زودتر شناسایی کند و رشتههای موفق را پیش از آنکه نسل طلایی آنها از دست برود، جدیتر مورد حمایت قرار دهد.

