سیروس فیضی، استاد روابط بینالملل دانشگاه در گفتوگو با «ایران» مطرح کرد
بازخوانی گزینشی تاریخ غرب در خدمت سیاستهای ترامپ
بازخوانی گزینشی تاریخ غرب، تلاشی برای توجیه فکری سیاستهای خودمحورانه دولت ترامپ است؛ رویکردی که میکوشد با بهرهگیری از نمادهای تمدن غرب، تقابل با تمدن ایران را توجیه کند. سیروس فیضی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تهران در گفتوگو با روزنامه «ایران» با اشاره به تلاش مارکو روبیو برای طرح این دیدگاهها در کنار آکروپولیس، معتقد است که استفاده از نمادهای تاریخی و تمدنی در خدمت اهداف سیاسی، بخشی از تلاش برای مشروعیتبخشی به سیاستهای دولت ترامپ است. به باور او، مواجهه با این رویکرد نباید به واکنشی صرفاً ایدئولوژیک محدود شود، بلکه لازم است پاسخی برخاسته از اندیشه و تجربه تاریخی ایران شکل بگیرد.
آیا میتوان سخنان روبیو در یونان را تلاشی برای ایدئولوژیککردن تقابل با ایران و تبدیل آن به رویارویی غرب با جمهوری اسلامی دانست؟
سخنان روبیو در یونان را نمیتوان صرفاً گفتمان هویتی او یا جمهوریخواهان دانست؛ بلکه این اظهارات تلاشی از سوی وی و جمهوریخواهان برای ایدئولوژیککردن موضوع تقابل با جمهوری اسلامی است تا شاید بتوانند به این تقابل، فراتر از چارچوب جمهوریخواهی، ماهیتی غربی ببخشند و آن را در قالب رویارویی غرب با ایران مطرح کنند. جمهوریخواهان تاکنون با رویکردی خودمحورانه و از موضع غرور، بدون توجه به سیاست داخلی آمریکا و همچنین بدون در نظر گرفتن دیدگاه متحدان اروپایی و خاورمیانهای خود، تلاش میکردند بهتنهایی با جمهوری اسلامی مقابله کنند و از این تقابل، پیروزیای در ابعاد تحولات پس از ۱۱ سپتامبر بسازند. با این حال، اکنون هم در عرصه سیاست داخلی با ناکامی مواجه شدهاند و هم نتوانستهاند همراهی چندانی از سوی کشورهای اروپایی به دست آورند. آنها منابع مالی و تسلیحات نظامی فراوانی هزینه کردهاند، اما تاکنون توفیق چندانی نداشتهاند و حتی نتوانستهاند از ظرفیتهای منطقهای نیز علیه جمهوری اسلامی بهره بگیرند. در چنین چشمانداز تیرهوتاری که به باور من، جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا بازنده خواهند بود، آنها میکوشند دامنه این تقابل را از چارچوب منافع آمریکا فراتر ببرند و آن را به مسألهای در سطح کل غرب تبدیل کنند تا شاید بتوانند حمایت کشورهای غربی را جلب کنند و از تلخی این چشمانداز بکاهند. اگر اوضاع به همین شکل پیش برود، ترامپ استیضاح خواهد شد و دموکراتها این بار موفق خواهند شد کاری را که پیشتر در انجام آن ناکام مانده بودند، به سرانجام برسانند.
تلاش روبیو برای طرح ایده غرب در برابر ایران و تبدیل تقابل با تهران به مسألهای تمدنی تا چه اندازه میتواند در جلب حمایت اروپا و ایجاد گفتمانی مشترک در غرب موفق باشد؟
او پیشتر مقامات حاکم در ایران را به «فرقه مرگ» تشبیه کرده بود؛ اما این عبارتپردازی موفقیتی نداشت و اکنون تلاش میکند ایده دیگری را مطرح کند. روبیو با طرح ایده غرب در برابر ایران، در پی جهانیسازی موضوع تقابل با ایران است؛ با این حال، تصور نمیکنم این تلاش نیز به نتیجه برسد.
نخست آنکه دموکراتها و اروپاییها که این روزها حتی بیش از خود جمهوری اسلامی با دولت ترامپ مخالفاند، این عبارتپردازیها را باور نمیکنند و با دولت وی همراه نخواهند شد. برای مثال، رسانههای آمریکایی و اروپایی این اظهارات را بازخوانی گزینشی تاریخ غرب یا تلاشی برای توجیه فکری سیاست خودمحورانه دولت ترامپ تلقی کردند.
دوم آنکه حتی اگر دولت ترامپ بخواهد چنین عنوانی را رواج دهد و گفتمانی در آمریکا و غرب ایجاد کند، انتخاب فردی لاتینتبار که به باور من از نظر فکری و جایگاه اجتماعی شخصیتی ضعیف محسوب میشود، اشتباه بوده است. در واقع، انتخاب او به معنای هدر دادن ظرفیت همین ایده بود.
دولتهای پیشین آمریکا تقابل با ایران را عمدتاً در چارچوب مفاهیمی همچون دموکراسی، حقوق بشر و در نهایت، مبارزه با تروریسم مطرح میکردند. این رویکرد چه تفاوتی با تلاش کنونی دولت ترامپ برای صورتبندی تقابل با ایران در قالب رویارویی تمدنی دارد؟
دولتهای پیشین آمریکا عمدتاً مفاهیمی مانند دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را برای توجیه تحریمها و تقابل با جمهوری اسلامی مطرح میکردند و با توجه به قدرت و نفوذ خود، میتوانستند کشورهای مختلف را نیز با این فشارها و تحریمها همراه کنند. پیش از این نیز نظریه «برخورد تمدنها» در چارچوبی کلیتر مطرح شده بود، اما در آن صورتبندی، طرف مقابل صرفاً جمهوری اسلامی نبود، بلکه کلیت جهان اسلام و همچنین کشورهایی مانند روسیه و چین که با بخشهایی از جهان اسلام همراهی داشتند، در این چارچوب قرار میگرفتند. در دولت جورج بوش، پس از حوادث ۱۱ سپتامبر و در شرایطی که دولت آمریکا از قدرت خود سرمست و مغرور بود، جمهوری اسلامی در قالب مفهوم «محور شرارت» معرفی شد. در دوره اوباما و بایدن نیز انتقادات متعارف درباره دموکراسی و حقوق بشر در ایران مطرح بود، اما در کنار آن، اقداماتی نیز برای همکاری با جمهوری اسلامی صورت گرفت. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، این تصور وجود داشت که دولت او میتواند از موضع برتر با جمهوری اسلامی به توافقی مشابه برجام دست یابد، امتیازات بیشتری بگیرد و آن را بهعنوان پیروزی بزرگتری برای خود معرفی کند؛ با این حال، در تحقق این هدف ناکام ماند. در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ نیز وی طی ماههای اخیر چندین بار تهدیدهایی علیه تمدن ایران مطرح کرد، اما به دلیل حجم بالای اظهارات نادرست و بیدقتی در سخنانش، این مواضع با استقبال چندانی مواجه نشد و او در اظهارات بعدی نیز از آنها فاصله گرفت. اکنون روبیو در هفتم اکتبر به یونان سفر کرده است تا در سالگرد عملیات حماس علیه اسرائیل، هم یهودیان را بسیج کند و هم حمایت اروپا را به دست آورد. به اعتقاد من، او در همراهکردن یهودیان موفق خواهد شد، اما در جلب حمایت اروپا و افکار عمومی داخل آمریکا توفیقی نخواهد داشت. حتی تصور میکنم انتخاب یونان برای این سخنرانی نیز حسابشده بوده است؛ او میخواست در کنار آکروپولیس، این اظهارات را مطرح کند و از نمادهای تمدن غرب برای تقویت استدلال خود بهره بگیرد. با این حال، این سیاست و تلاش برای پیشبرد آن بسیار ناشیانه است. نخست آنکه دولت آمریکا باید پیش از هر اقدامی، زمینه اجماعسازی و شکلگیری یک ائتلاف را فراهم میکرد. دوم آنکه طرح چنین دیدگاههایی به شخصیتی با وزن فکری و رویکردی صلحطلبانه نیاز دارد.
با توجه به تلاش دولت ترامپ برای گسترش تقابل با ایران و تبدیل آن به رویارویی تمدنی، ایران چگونه میتواند با اتکا به دیپلماسی و ظرفیتهای داخلی و منطقهای، مانع تحقق اهداف واشنگتن شود؟
به اعتقاد من، مداخله نظامی دیگری نیز رخ خواهد داد و حتی ممکن است شدت آن بیشتر باشد. با این حال، اگر ایران بتواند در برابر این فشارها مقاومت کند، برای تقویت وحدت نیروهای داخلی تلاش بیشتری به خرج دهد و به دیپلماسی، به ویژه در ارتباط با کشورهای منطقه، تکیه کند، دولت ترامپ ناکام خواهد ماند. در چنین شرایطی، ایران میتواند با دموکراتها به تفاهم برسد، امتیازات شایستهای به دست آورد و نقش مؤثرتری در نظم منطقهای ایفا کند. اگر بهجای پاسخی ایدئولوژیک، پاسخی ایرانی به این رویکرد بدهیم و این مأموریت را به روشنفکران ایرانی در داخل و خارج از کشور واگذار کنیم، مسلماً دولت ترامپ که به تقابل با تمدن ایران روی آورده است، در تحقق اهداف خود موفق نخواهد شد و گفتمان ایرانی پیروز خواهد شد.

