تقابل غرب و اغیار

علی کالیراد 
عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی خود در آکروپولیس آتن با بازخوانی جنگ‌های ایران و یونان باستان، روایتی از تاریخ ارائه کرد که در آن سپاهیان خشایارشا به‌عنوان مهاجمان به معابد و زیارتگاه‌های یونانی معرفی می‌شوند. اما مسأله آنجاست که تاریخ چگونه به ابزاری برای صورت‌بندی تقابل‌های سیاسی امروز تبدیل می‌شود. روبیو با پیوند زدن این روایت به سیاست معاصر ایران، تصویری از تقابل میان دو تمدن ارائه می‌دهد که می‌تواند به توجیه سیاست‌های تقابلی واشنگتن کمک کند. ولی نصر، مشاور سابق باراک اوباما در واکنش به این سخنان آنها را یادآور نسخه‌ای تازه از نظریه «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون دانسته و معتقد است که این بار به‌جای تقابل اسلام و غرب، تقابل ایران و غرب در مرکز روایت قرار گرفته است؛ تغییری که از نظر نصر، نشانه جایگزینی ایران‌هراسی با اسلام‌هراسی است. این تحلیل، توجه را از محتوای تاریخی سخنان روبیو به کارکرد سیاسی آنها معطوف می‌کند. نکته مطرح‌شده توسط آقای دکتر ولی نصر درباره ارائه نسخه جدید نظریه «برخورد تمدن‌ها» و جایگزینی اسلام‌هراسی با ایران‌هراسی نیاز به تدقیق دارد. آنچه در رسانه‌ها و فضای مجازی داخل کشور از سخنرانی وزیر خارجه ایالات متحده مورد توجه قرار گرفته، اشارات او به ایران تحت عنوان «پرشیا» و ارجاع به نبردهای شاهنشاهی هخامنشی با دولت‌شهرهای یونان بوده است. البته که سخنان روبیو با توجه به شرایط کنونی حاکم بر روابط ایران و ایالات متحده، سویه‌های ایران‌ستیزانه دارد و در راستای مشروعیت‌بخشی به عملیات نظامی آمریکا علیه ایران است. حتی می‌توان به‌کارگیری عبارت خاصی در اشاره به هیأت حاکمه ایران توسط روبیو را مورد توجه قرار داد که خصوصاً در اظهارات ماه‌های اخیر مقامات آمریکایی مسبوق به سابقه است و نشان از تلاش آشکار برای پیشبرد سیاست‌های فرقه‌گرایانه در خاورمیانه دارد. اما اگر به کلیت سخنرانی وزیر خارجه ایالات متحده توجه کنیم، روبیو از نظر محتوایی سخن تازه و شاذی نگفته و صرفاً در مقام وزیر خارجه، ایده‌های محافل محافظه‌کار در ایالات متحده را بی‌پرده و صریح بیان کرده است. عنوان سخنرانی او یعنی «در دفاع از تمدن غرب» (in defense of western civilization) به خودی خود گویاست و روایتی ساده‌سازی‌شده، گزینشی و غایت‌گرایانه (teleological)، با هدف ترسیم تاریخ مغرب‌زمین به مثابه زنجیره‌ای پیوسته و بی‌گُسست از یونان باستان تا ایالات متحده آمریکاست. این زنجیره، از بد حادثه، در عصر ما دچار «افول» شده و اکنون ایالات متحده با اتخاذ سیاست‌های تهاجمی در پی نجات و احیای «رسالت تمدن‌ساز غرب» برآمده است. هسته اصلی این روایت، دوگانه‌سازی و تقابل «غرب و اغیار» (the west and the rest) است؛ این «دیگری»، سرشت واحدی دارد و در مقاطع مختلف تاریخی به اشکال گوناگون رخ می‌نماید. از این منظر، هر کانون قدرتی که خارج از انگاره «جهان غرب» باشد، اعم از شاهنشاهی‌های ایران باستان، خلافت‌های اسلامی، امپراتوری عثمانی، روسیه تزاری، اتحاد شوروی و یا چین کنونی، جملگی «غیر» هستند و عامل تهدید بالقوه یا بالفعل برای تمدن غرب.
این سخنرانی برخلاف ظاهر تاریخی‌اش، به شدت غیر تاریخی و کاملاً ذات‌باورانه است. به رغم وسواسی که در میزانسن سخنرانی روبیو اعمال شده و تلاش او برای ایراد یک سخنرانی تاریخی در یک مکان تاریخی، متن از نظر محتوایی به‌شدت میان‌مایه و سطحی است. جایی‌که روبیو درباره پایداری گروهی اندک ولی مصمم از آتنی‌های بی‌باک در برابر ارتش پرشمار ایران داستان‌پردازی می‌کند حتی با نوشته‌های هرودت، تاریخ‌نگار یونان باستان همخوانی ندارد. روبیو آن‌گاه که از 25 قرن ایستادگی و ماندگاری معبد پارتنون می‌گوید، اساساً نمی‌داند که طی سده‌ها چه بر سر این بنا آمد و چگونه به اقتضای شرایط روزگار به صورت‌های کلیسا و مسجد و زاغه مهمات درآمد. طُرفه آنکه بقایای مسجدی که در پارتنون ساخته شد، تا نیمه اول سده نوزدهم برپا بود. طبعاً تأکید او بر قهرمانی‌های 300 اسپارتی جان‌بر‌کف در برابر ارتش ایران نیز بیش از هر چیز متأثر از تخیلات هالیوودی زک اسنایدر در فیلم‌های «300» است تا گزارش‌های تاریخی. یکی از نکات شایان توجه در سخنرانی روبیو، عدم اشاره او به اورشلیم به عنوان یکی از آبشخورهای تمدن مغرب‌زمین و تأکید وی بر ارائه یک روایت اروپایی ـ آمریکایی است. اگر بخواهیم درباره نویسنده یا نویسندگان متن سخنرانی روبیو گمانه‌زنی کنیم طبعاً نام «نِیت هاکمن» (Nate Hochman)، مشاور جوان وزیر خارجه، مطرح می‌شود که جزو چهره‌های نسل جدید جریان راست‌گرا در آمریکاست. توجه به مفاهیمی که در سخنرانی روبیو به‌کار رفته نیز متضمن سرنخ‌هایی است. تأثیرات ساموئل هانتینگتون چه از منظر ایده «برخورد تمدن‌ها» و چه مفروض‌گرفتن افول و اضمحلال تمدن غرب از درون نیز آشکار است. تأکید بر «محافظه‌کاری ملی‌گرایانه» (national conservatism) نیز نشان از آرای اندیشمند سیاسی آمریکایی ـ اسرائیلی، یورام هَزونی، دارد. محورهای اصلی سخنان روبیو عملاً تکرار ایده‌های محافل محافظه‌کار است که از دهه 1990 به این‌سو در ایالات متحده فزونی گرفت: به چالش کشیدن نظم لیبرال، تأکید بر حاکمیت ملی در برابر نهادهای بین‌المللی و برشمردن مهاجرت و تغییرات فرهنگی به مثابه مخاطرات تمدنی. حمله روبیو به «ایدئولوژی‌های مدرن» که لیبرالیسم را نیز دربر می‌گیرد، حاکی از ظهور رویکردهای جدید در بین سیاستمداران آمریکایی است. اهمیت سخنرانی مزبور، بیش از هر چیز، در ارائه گزیده‌ای از ایده‌های محافل محافظه‌کار ایالات متحده و رونمایی از ایدئولوژی جدید سردمداران آمریکاست.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و پنج
 - شماره نه هزار و صد و چهل و پنج - ۱۹ مهر ۱۴۰۵