در حافظه موقت ذخیره شد...
بقایی به ادعای مارکو روبیو در آتن واکنش نشان داد
تحریف تاریخ برای توجیه جنگطلبی آمریکا
روبیو مدعی شد که در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، ارتش خشایارشا به این شهر رسید و معابدش را نابود کرد و مردم را کشت. این ارتش همچنین قلعه آکروپلیس را محاصره کرد و مقدسات این مکان را به خاک و خون کشید. اما وقتی مردم آن برگشتند، باقیماندههای شکسته را جمع و تمدن خود را احیا کردند.
در واکنش به این سخنان روبیو، بقایی در شبکه ایکس نوشت: مارکو روبیو در آکروپولیس، با ارائه روایتی انحرافی، تاریخ غرب را-از یونان باستان تا آمریکای ترامپ-به خطی مستقیم و یکپارچه فرو کاسته است. این دقیقاً مصداق آناکرونیسم است: تحریف زمان تاریخی از طریق درهمآمیختن ناشیانه مفاهیمی چون یونان، روم، مسیحیت، اروپا، آمریکا و سرانجام «اول آمریکا».
وی تأکید کرد: گویی آمریکا به این نتیجه رسیده است که بهتر است به جای قلدری عریان با زبان گاوچرانها، سیاست ارعاب و زور خود را زیر چراغهای زیبای نئونِ «فلسفه تاریخ» برای دنیا توجیه کند.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی افزود: روبیو مفهوم یونانی «توموس» را از زمینه تاریخی و فلسفی آن جدا کرده و آن را به ستایش قدرت، رقابت و اراده ملی بازتعریف میکند.
اما تناقض بنیادی اینجاست که یونان فقط صحنه نمایش قدرت و شکوه نبود؛ یونان زادگاه تراژدی تکبر و تجاوز نیز بود (اسطوره تروا و ایلیاد هومر)، خاستگاه نقد قدرت بود (تاریخ جنگ پلوپونزی توسیدید)، زادگاه فلسفه سیاسی بود (جمهوری افلاطون و سیاست ارسطو) و زادگاه پرسش از حدود قدرت و مسئولیت انسان بود (آنتیگونه و اُدیپ شهریار سوفوکل).
روبیو این نیمه دیگر را حذف میکند تا تاریخ را از عرصه پرسش و نقادی خالی کرده و آن را به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی تبدیل کند. آنچه او عرضه میکند فلسفه تاریخ نیست؛ بلکه نسخهای دستکاریشده و انحرافی از تاریخ است که برای توجیه سیاستهای ستیزهجویانه و جنگطلبانه دولت آمریکا و برساختن یک اسطوره سیاسی طراحی شده است؛ تقلایی عامدانه برای بازسازی گذشته به شکلی که سیاست امروز آمریکا، «اجتنابناپذیر» و از حیث تاریخی «مقدر» به نظر برسد.
سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرد: هنگامیکه تاریخ به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل شود، گام بعدی دیگر «فهم گذشته» نیست؛ بلکه «تقدیس قدرت» فینفسه است.
وی هشدار داد: خطر این روایت انحرافی از تاریخ، صرفاً در بازخوانی نادرست وقایع گذشته نیست بلکه در مصادره به مطلوب گذشته در جهت مشروعیتبخشی به زور عریان و تقدیس آن در حال حاضر است.

