در حافظه موقت ذخیره شد...
یاسر خلیلنژاد، کارشناس تیراندازی در گفتوگو با «ایران»:
برای موفقیت در آسیا و جهان، باید به جوانان اعتماد کنیم
مهری رنجبر/ تیراندازی ایران بار دیگر سناریویی مشابه بازیهای آسیایی هانگژو را تکرار کرد؛ یک مدال برنز در بخش میکس تپانچه، نتیجهای که اگرچه نمیتوان آن را دستاوردی بیارزش دانست، اما با انتظارات از این رشته فاصله دارد. باز هم این تپانچه بود که برای تیراندازی ایران آبروداری کرد؛ با این تفاوت که اینبار به جای جواد فروغی، هانیه رستمیان در خط آتش برای کسب مدال ایستاد. در مقابل، تیراندازان تفنگ، به رغم کولهبار سنگین تجربه، در رقابت با آسیاییها دست خالی ماندند و حسرت کسب مدال بازیها بر دلشان ماند.
خلیلنژاد میگوید:«بدون شک افت شدید تفنگ ایران به ضعف مدیریت مربوط میشود. حتی کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش و جوانان هم هنوز فکر میکنند تفنگ زنان ایران با سناریوی لازلو سوچک، مربی مجارستانی، میتواند نتیجه بگیرد. اما مقایسه رکوردهای تکستارهها نشان میدهد آنها در خوششانسترین حالت میتوانند بین هشت نفر اول قرار گیرند؛ این یعنی باید استراتژی تغییر کند. اگر تیمهای چین، هند و کشورهای صاحبسبک در تیراندازی نتیجه میگیرند، به خاطر این است که آنها به جای یک مربی، کادر فنی قوی دارند، در حالی که در ایران به خاطر محدودیتهای مالی و مسائل دیگر، همه کار را یک مربی انجام میدهد در صورتی که یک نفر نمیتواند تمام تیم را پوشش دهد و نباید توقع زیادی از او داشت. حتی تیراندازان در کمپ چین دیده بودند که پشت خط، تعداد زیادی مربی، تیرانداز، آنالیزور و متخصص تغذیه در کنار ورزشکاران حضور دارند.»
به اعتقاد این کارشناس، روند مدالآوری تیراندازی ایران در سالهای اخیر نیز تغییر کرده و کفه موفقیت از تفنگ به سمت تپانچه سنگینی میکند. او در اینباره توضیح میدهد:«روند تیراندازی ایران متفاوت شده است. طلای جواد فروغی در المپیک توکیو باعث شد روند مدالآوری تیراندازی ایران از تفنگ به تپانچه شیفت شود و از آن به بعد تپانچه عملکرد بهتری در بخش انفرادی و تیمی داشت که البته مسائل زیادی در این امر دخالت دارد؛ به خاطر گرانی تجهیزات، استقبال از تفنگ کم شده است و خیلی از استعدادها نمیتوانند به خاطر هزینههای سنگین وارد این رشته شوند. به همین دلیل ورزشکار جدیدی به آن اضافه نشده و مربیان از چهرههای قدیمی استفاده میکنند. همین مسأله باعث شده میانگین سنی تیم ملی تفنگ بالا برود، در حالی که معمولاً تیراندازان ۱۹ تا ۲۱ ساله در دنیا مدال
میگیرند.»
او در ادامه به وضعیت رقابت در آسیا اشاره میکند و معتقد است ایران برای حفظ جایگاه خود نیازمند توجه جدیتر به پشتوانهسازی و توسعه رشته تفنگ است:«تیراندازان هندی، چینی و اروپایی رقبای اصلی ایرانیها هستند و با وجود آنکه اروپاییها در بازیهای آسیایی حضور نداشتند، اما دست ایرانیها خالی ماند. معمولاً در تفنگ سه وضعیت هم بیشتر اروپاییها مدالآور هستند و ما در بازیهای آسیایی ورزشکار نداشتیم.»
خلیلنژاد کیفیت پایین مهمات تفنگ را نیز یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد تیراندازان ایرانی میداند و معتقد است محدودیت در تأمین مهمات استاندارد، یکی از مشکلاتی است که باید برای آن راهکاری عملی پیدا شود. او در ادامه میگوید:«کیفیت پایین مهمات هم در افت تیراندازان ایرانی بیتأثیر نیست. مهماتی که یا باید در داخل تولید شود که معمولاً دقت مورد نظر را ندارد یا اجازه ورود از خارج را بدهند که آن هم شدنی نیست.»
وی در ادامه به هزینه سنگین تأمین فشنگ و تأثیر مستقیم آن بر کیفیت تمرین تیراندازان اشاره میکند؛ هزینهای که به گفته او، در عمل امکان تمرین مستمر و استاندارد را برای بسیاری از ورزشکاران محدود کرده است. او در ادامه توضیح میدهد:«گرانی فشنگ، کار را سختتر میکند. این روزها هزینه هر فشنگ با قیمت ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان به دست ورزشکار میرسد. نظامیها در تمرین سه گلوله میزنند، یعنی بین ۵ تا ۱۰ فشنگ، اما در تیراندازی، ورزشکاران در مجموع به ۸۰ تا ۱۰۰ گلوله نیاز دارند. هزینه هر فشنگ حدود ۱۰۰ هزار تومان است که هر جلسه تمرین ۱۰ میلیون تومان هزینه دارد و برای پنج نفر، ۵۰ میلیون تومان در یک جلسه تمرینی میشود؛ رقمی که اصلاً جوابگو نیست؛ چرا که یک ورزشکار هر هفته باید سه تا چهار جلسه
تمرین کند.»
به گفته خلیلنژاد، مشکلات مربوط به هزینه تجهیزات و مهمات تنها به کاهش کیفیت تمرین محدود نمیشود و بر انتخاب رشتهها و برنامهریزی فدراسیون نیز تأثیر گذاشته است:«با اینکه تیراندازی ایران در تفنگ خفیف، عملکرد خوبی داشت، اما به خاطر گرانی تجهیزات و مهمات، فدراسیون دیگر برنامهای برای آن ندارد و بیشتر روی سلاح بادی متمرکز شده است؛ رشتهای که با تمام شدن مسابقه و نگرفتن نتیجه، در عمل کار تیراندازی ایران هم تمام میشود.»
او در ادامه تأکید میکند:«در کنار حفظ برنامههای موجود، نباید از سرمایهگذاری روی رشتههای المپیکی دیگر، بویژه تپانچه سرعت مردان، غافل شد. ایران میتواند با سرمایهگذاری در رشته المپیکی تپانچه ۲۵ متر سرعت مردان، یک شانس مدال به شانسهای خود اضافه کند. وقتی همه توجهها به سلاحهای بادی است، با بیتوجهی به این رشته المپیکی فقط مدال را از خودمان دریغ میکنیم؛ البته مهمات زیادی برای تمرین نیاز دارد. بهعنوان مثال، قهرمان آلمانی المپیک، روزانه در تمرین معمولی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تیر شلیک میکند و در تمرین حرفهای برای مسابقات مهم جهانی و المپیک، این تعداد به ۵۰۰ تا ۶۰۰ تیر در روز میرسد. در حالی که کل مهمات تیراندازان تپانچه ملیپوش ما شاید به ۵۰ تیر برسد.»
خلیلنژاد جوانگرایی و ایجاد فرصت برای چهرههای جدید را یکی از ضرورتهای احیای تفنگ ایران میداند. به اعتقاد او، ادامه استفاده از تعداد محدودی ورزشکار بدون ایجاد مسیر مشخص برای ورود استعدادهای تازه، میتواند به کاهش انگیزه و افت عملکرد تیم منجر شود:«تیراندازی تفنگ ایران نیاز به تجدیدنظر با چاشنی قدرت و ریسک دارد. در واقع همانطور که یک روز به ملیپوشان فعلی اعتماد شد و آنها شروع کردند، فدراسیون باید به تیراندازان جوان و جدید اعتماد کند؛ چرا که در رشته تفنگ استعدادهای خوبی وجود دارد، اما باید برای حفظ انگیزه بالا به آنها اعتماد شود تا عملکردشان افت نکند.»
او همچنین بر ضرورت انعطاف بیشتر در انتخاب و استفاده از مربیان تأکید دارد و معتقد است شناخت دقیقتر ویژگیها و شرایط هر ورزشکار میتواند به بهبود عملکرد تیم کمک کند. او در ادامه میگوید:«باید دست مربی باز باشد و با شناختی که از ورزشکاران دارد، بداند هر ورزشکار در چه فصلی چه عملکرد خوبی دارد و در آن صورت کار راحتتر میشود. اما وقتی همه تمرکز روی چند نفر باشد و تنها مدام چند نفر معدود استفاده شوند، تیم تفنگ دیگر بازدهی خوبی ندارد، هم کارنامه مربی سیاه میشود
و هم ورزشکار.»
خلیلنژاد حتی موفقیتهای تپانچه را نیز نیازمند بازنگری در ساختار فنی میداند و میگوید:«نتیجهگیری بهتر در سطح ملی، نیازمند استفاده از نگاههای تخصصی متعدد است. تیم ملی تپانچه هم به تیم مربیگری نیاز دارد یا در کمیته فنی مسائل بررسی شود که مثلاً چرا هانیه رستمیان فینالیست میشود، اما نمیتواند مدال بگیرد. به هر حال همفکری چند نفر بهتر نتیجه میدهد تا یک نفر.»

