در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» عملکرد تیم ملی تیراندازی در بازیهای آسیایی ناگویا را بررسی میکند
شلیک پشت خط پایان
در این دوره، ۱۶۸ مدال طلا، نقره و برنز در دسترس ورزشکاران حاضر در مسابقات تیراندازی قرار گرفت که سهم ایران از این تعداد تنها یک مدال برنز بود؛ نتیجهای که به خوبی نشاندهنده ناکامی تیراندازان ایران در ناگویا است. چین با ۱۶ طلا، ۶ نقره و ۴ برنز و مجموع ۲۶مدال صدرنشین شد، هند با ۱۵ مدال در جایگاه دوم قرار گرفت و قطر با ۴ مدال سوم شد. ایران نیز تنها یک مدال برنز به دست آورد و در رده دوازدهم مشترک ایستاد.
اهمیت این اعداد زمانی بیشتر میشود که بدانیم مدال ایران در تپانچه بادی ۱۰ متر تیمی میکس، توسط هانیه رستمیان و وحید گلخندان به دست آمد؛ یعنی ایران در ناگویا نه در یک ماده انفرادی، بلکه در یک رقابت تیمی به سکوی سوم رسید تا تنها برنز تیراندازی ایران در این بازیها به ثبت برسد.
برای برونرفت از این وضعیت ناخوشایند، تنها تغییر سرمربی یا جابهجایی چند ورزشکار جوابگو نیست، بلکه باید تصمیمات بزرگتر و مهمتری اتخاذ شود تا تیراندازی از این بنبست بزرگ در قاره کهن خارج شود. تیراندازی ایران بیش از هر چیز به تغییر استراتژی نیاز دارد؛ استراتژیای که از نتیجهگرایی مقطعی فاصله بگیرد و به سمت ایجاد یک سیستم پایدار قهرمانی حرکت کند.
نخستین گام، بازنگری جدی در مدل مربیگری است. مربی امروز تیراندازی باید علاوه بر دانش تکنیکی، در زمینه تحلیل داده، روانشناسی عملکرد، کنترل فشار مسابقه، برنامهریزی تمرین، ریکاوری و استفاده از فناوریهای نوین نیز تخصص داشته باشد. حضور در کلاسها و دورههای آموزشی نباید تشریفاتی باشد؛ دانش فنی مربیان باید به شکل مستمر ارزیابی و بهروز شود تا فاصله علمی و فنی آنها با مربیان کشورهای صاحبنام این رشته کاهش یابد.
از سوی دیگر، تغییر نسل نباید در حد یک شعار باقی بماند. باید مسیر مشخصی برای ورود استعدادهای جوان به ترکیب تیم ملی فراهم شود. ستارههای بیانگیزه حاضر در اردوی تیم ملی، بدون تردید نمیتوانند زمینهساز خلق موفقیتهای بزرگ باشند و باید آنها را به سمت خداحافظی از تیم ملی سوق داد تا جوانترها فرصت حضور و درخشش در ترکیب تیم ملی را پیدا کنند. حفظ چند چهره باتجربه میتواند مفید باشد، اما حضور طولانیمدت افراد بدون سنجش مستمر عملکرد، در عمل فرصت رشد نسل بعدی را محدود میکند.
مسأله مهمتر اما به سبک زندگی ورزشکاران ملیپوش برمیگردد. پیراهن تیم ملی نباید امتیازی دائمی و تضمینشده باشد. ملیپوش باید بداند که عضویت در تیم ملی نتیجه عملکرد، آمادگی و استمرار کیفیت است و نه حاصل سابقه، شهرت یا جایگاه گذشته. وقتی ورزشکار اطمینان داشته باشد که تحت هر شرایطی دوباره به تیم ملی دعوت خواهد شد، انگیزه رقابت داخلی کاهش مییابد و نتیجه ضعیف نیز ممکن است به رفتاری عادی و تکرارشونده تبدیل شود.
تیراندازی ایران برای عبور از این چالش، بیش از هر چیز به یک خانهتکانی مدیریتی و فنی در شیوه تصمیمگیری نیاز دارد. باید پذیرفت که موفقیت چند ورزشکار شاخص، معادل موفقیت یک سیستم نیست. اگر قرار است ایران دوباره در آسیا مدعی باشد، باید از اتکای صرف به قهرمانان فعلی عبور کند و سیستمی بسازد که حتی پس از خداحافظی آنها نیز بتواند قهرمان پرورش دهد.
ناگویا میتواند ایستگاه پایانی ناکامیهای این رشته پرمدال در آسیا باشد؛ البته به این شرط که از ناکامیهای دوازده سال اخیر در بازیهای آسیایی درس بگیریم و به این باور برسیم که فرمول مدیریت و استراتژی ما غلط و فاقد کارایی لازم بوده است. در صورت اصلاح این مسیر، میتوان سهم قابلتوجهی از مدالهای رنگارنگ تیراندازی در آسیا را به دست آورد، اما اگر بر چرخه معیوب فعلی پافشاری کنیم، بدون تردید روند ناکامیها تکرار میشود و خروج از بنبست کنونی به آرزویی دور از دسترس تبدیل خواهد شد.

