یک کارشناس صنعت خودرو در گفتوگو با «ایران»:
خودرو دوباره کالای سرمایهای شد
واسطهها باز هم به بازار برگشتند
خودرو باز هم گران شده، اما این بار خبری از صف خریداران نیست. قیمتها بالا میروند و معاملهها همچنان کمرمقاند؛ تناقضی که شاید بیش از هر چیز نشان دهد بازار خودرو دیگر فقط با عرضه و تقاضای مصرفی اداره نمیشود. وقتی قیمت دلار غیررسمی افزایش پیدا میکند خودرو هم برای بخشی از مردم از یک وسیله مصرفی به داراییای برای حفظ ارزش پول تبدیل میشود. نتیجه، بازاری است که در آن ممکن است قیمتها لحظهای تغییر کنند، اما مشتری برای خرید با همان سرعت جلو نیاید. در این میان، دوباره فاصله قیمت کارخانه و بازار بیشتر شده و بحث واسطهگری و قیمتگذاری هم به میان آمده است. فعالان بازار معتقدند تا زمانی که قیمت خودرو با تأخیر نسبت به هزینههای تولید اصلاح شود، بخشی از این فاصله باقی میماند. اما در سوی دیگر ماجرا، یک متغیر بزرگتر قرار دارد: دشوار شدن پیشبینی آینده. اینکه آیا قیمتها همچنان بالا میرود یا دوباره مثل اردیبهشتماه شاهد ریزش سنگین قیمت خودروها هستیم؟ برای بررسی اینکه چرا بازار خودرو بار دیگر به این نقطه رسیده و مصرفکننده در این فضای مبهم با چه بازاری روبهروست، با عبدالله بابایی، کارشناس صنعت خودرو گفتوگو کردهایم.
گروه خودرو
دوباره فاصله قیمت کارخانه و بازار زیاد شده است. چرا هر بار که شرایط اقتصادی تغییر میکند، بازار خودرو هم خیلی سریع واکنش نشان میدهد؟
وقتی قیمت دلار بالا میرود نگاه مردم هم به کالاها تغییر میکند. اگر فاصله قیمت کارخانه و بازار کم باشد، خودرو بیشتر همان کالای مصرفی است؛ کسی که نیاز دارد، میرود خودرو میخرد. اما وقتی فاصله زیاد میشود، نگاه سرمایهای هم وارد بازار میشود. مردم میخواهند ارزش پولشان را حفظ کنند. یکی ارز میخرد، یکی طلا، یکی خودرو. طبیعتاً هر کالایی که نقدشوندگی بیشتری داشته باشد، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. بنابراین بخشی از اتفاقی که امروز در بازار خودرو میبینیم، نتیجه همین نگرانی درباره ارزش پول است.
اما اگر خودرو برای حفظ ارزش پول خریداری میشود، باید بازار پررونقتر شود. در حالی که الان معامله چندانی انجام نمیشود. این تناقض را چطور توضیح میدهید؟
چون قیمت بالا رفته، اما قدرت خرید مردم به همان نسبت بالا نرفته است. الان قیمتها مرتب تغییر میکنند، ولی این به معنای آن نیست که خرید و فروش هم به همان اندازه جریان دارد. معامله هست، اما محدود است. بیشتر چیزی که میبینیم، تغییر قیمتهای پیشنهادی است. فروشنده قیمت را با شرایط جدید بازار تنظیم میکند، اما ممکن است خریدار با آن قیمت اصلاً وارد معامله نشود.
پس میتوان گفت بازار همزمان هم گران شده و هم در رکود مانده است؟
بله، دقیقاً. افزایش قیمت لزوماً به معنی رونق نیست. ممکن است قیمت یک کالا بالا برود، اما تعداد معاملات کمتر شود. وقتی قدرت خرید مردم کاهش پیدا میکند، این اتفاق طبیعی است. از طرف دیگر، بخشی از تقاضایی که وارد بازار میشود، دیگر تقاضای مصرفی نیست. کسی که خودرو را برای حفظ ارزش پول میخرد، با کسی که برای استفاده شخصی خودرو میخواهد، رفتار متفاوتی دارد.
ولی همین بازار در اردیبهشت هم رشد کرد و بعد بخشی از قیمتها برگشت. کسی که امروز برای حفظ ارزش پولش خودرو بخرد، تضمینی دارد که چند ماه بعد ضرر نکند؟
نه، هیچ تضمینی وجود ندارد. بازار خودرو هم مثل هر بازار دیگری میتواند بالا برود یا اصلاح شود. بنابراین اینکه خودرو را صرفاً با هدف سرمایهگذاری بخریم، تصمیم بدون ریسکی نیست. اما مسأله این است که چرا مردم اصلاً به این سمت میروند. شرایط اقتصادی به شکلی شده که خیلیها اگر پولی در اختیار داشته باشند، دنبال داراییای میگردند که بتوانند آن را بفروشند و ارزش پولشان را تا حدی حفظ کنند. این رفتار را در خودرو، ارز، طلا و بازارهای دیگر هم میبینیم. نمیگویم این اتفاق لزوماً رفتار درستی است؛ اما وقتی مردم نسبت به آینده ارزش پولشان اطمینان کافی ندارند، چنین رفتاری شکل میگیرد.
یعنی ریشه ماجرا را بیشتر باید در اقتصاد جستوجو کرد تا خود بازار خودرو؟
بخش مهمی از آن همین است. اگر ارزش پول ثبات داشته باشد، مردم کمتر به این فکر میکنند که امروز پولشان را به چه چیزی تبدیل کنند که فردا ارزشش کمتر نشود. در آن شرایط خودرو دوباره به همان چیزی که باید باشد نزدیک میشود؛ یک کالای مصرفی. اما وقتی درباره ارزش پول نگرانی وجود داشته باشد، طبیعی است که خودرو هم در کنار سایر داراییها مورد توجه قرار گیرد.
با این حال، بعضی کارشناسان معتقدند نباید همه تغییرات بازار خودرو را به ارز نسبت داد. شما چقدر این تحلیل را قبول دارید؟
اینکه بگوییم هر اتفاقی در بازار خودرو فقط به دلار مربوط است، درست نیست. اما اینکه بگوییم نرخ ارز هیچ اثری ندارد هم با واقعیت بازار سازگار نیست. بازار خیلی سریع به تغییرات اقتصادی واکنش نشان میدهد. قبلاً ممکن بود افزایش نرخ ارز با فاصله چند ماه به قیمت کالا برسد؛ چون فروشنده هنوز کالایی را که با قیمت قبلی خریده بود در اختیار داشت. امروز اما شرایط متفاوت است. فروشنده وقتی میخواهد کالای خودش را جایگزین کند، قیمت روز را میبیند. این اتفاق فقط در خودرو نیست. تقریباً در همه بازارها چنین رفتاری دیده میشود. حتی یک مغازهدار هم وقتی قیمت خرید کالای بعدی خودش را محاسبه میکند، نمیتواند فقط به قیمت خرید قبلی نگاه کند.
در این میان، وضعیت عرضه خودرو چطور است؟ آیا واقعاً با کمبود عرضه مواجهایم یا مسأله جای دیگری است؟
به نظرم مسأله فقط عرضه نیست. خودرو تولید میشود، عرضه میشود و شمارهگذاری هم انجام میشود، اما یک بخش مهم ماجرا به قیمتگذاری برمیگردد. خودروساز بخش بزرگی از مواد و قطعات مورد نیازش را از بازار تهیه میکند. وقتی قیمت مواد اولیه تغییر میکند، هزینه تولید هم تغییر میکند. حالا اگر قیمت خودرو با فاصله زیادی نسبت به این تغییرات اصلاح شود، طبیعی است که میان قیمت کارخانه و بازار فاصله ایجاد شود.
پس اگر قیمت کارخانه سریعتر با هزینه تولید هماهنگ شود، این فاصله کمتر میشود؟
حداقل میتواند بخشی از مسأله را حل کند. البته فروش خودرو در حاشیه بازار هم خودش چالش دارد و نمیشود تصور کرد با یک تصمیم همه مشکلات حل میشود. اما اگر خودروساز نتواند قیمت محصولش را متناسب با هزینهای که برای تولید آن میپردازد تعیین کند، بخشی از فاصله ایجادشده در عمل در بازار دیگری خودش را نشان میدهد. در نهایت هم ممکن است به جای اینکه منابع به سمت تولید برود، بخشی از آن نصیب واسطه شود.
یعنی واسطهها دوباره به بازار برگشتند؟
من اسمش را بازگشت نمیگذارم. واسطهگری تا زمانی که فاصله قابل توجهی میان قیمت کارخانه و بازار وجود داشته باشد، زمینه فعالیت دارد. وقتی یک خودرو در کارخانه با یک قیمت عرضه میشود و همان خودرو در بازار با فاصله قابل توجهی معامله میشود، طبیعتاً این فاصله برای عدهای انگیزه ایجاد میکند. بنابراین مسأله اصلی این نیست که بگوییم واسطهها آمدهاند یا رفتهاند؛ باید دید چرا چنین فاصلهای ایجاد میشود.
شما معتقدید قیمتگذاری باید چقدر سریع اصلاح شود؟
مسأله فقط این نیست که سالی چند بار قیمت را اصلاح کنیم. وقتی هزینههای تولید مرتب تغییر میکند، طبیعی است که قیمت هم باید سازوکار متناسبی برای بهروزرسانی داشته باشد. مثلاً اگر امروز نرخ ارز تغییر محسوسی داشته باشد، بسیاری از مواد اولیه و کالاهایی که قیمتشان به ارز وابسته است، در خرید بعدی خودروساز با قیمت جدید تأمین میشوند. فولاد، آلومینیوم، مواد پتروشیمی و بسیاری از قطعات تحت تأثیر همین شرایط هستند. خودروساز نمیتواند این نهادهها را با قیمت دیروز بخرد، چون چنین چیزی در عمل امکانپذیر نیست. بنابراین اگر قیمت محصول نهایی برای مدت طولانی ثابت بماند، فشار آن در جای دیگری خودش را نشان میدهد.
اما در نهایت مصرفکنندهای که امروز قصد خرید خودرو دارد، میان این افزایش قیمتها و احتمال کاهش دوباره قیمتها چه کار باید بکند؟
واقعیت این است که امروز نمیتوان نسخه یکسانی برای همه پیچید. بازار به مرحلهای رسیده که پیشبینی آن حتی برای فعالان بازار هم دشوار شده است. قبلاً میشد درباره شش ماه آینده بازار با یک حدودی از اطمینان صحبت کرد؛ الان متغیرهای زیادی همزمان روی بازار اثر میگذارند. نرخ ارز، شرایط اقتصادی، سیاستهای داخلی و حتی تحولات منطقهای میتوانند مسیر بازار را تغییر دهند. شاید برای اولین بار است که واقعاً نمیتوانم با اطمینان بگویم فردا بازار چه وضعیتی خواهد داشت. شرایط پیچیده شده و به همین دلیل، تصمیم مصرفکننده هم باید بیشتر بر اساس نیاز واقعی و توان مالی خودش باشد، نه صرفاً پیشبینی اینکه قیمت خودرو فردا یا ماه آینده چه خواهد شد.

