بازیکن‌سالاری؛ محصول امتیازهای بی‌حد و مرز

رسول کربکندی
 سرمربی سابق تیم فوتبال سپاهان و ذوب آهن
امتیازهای بی‌حد و حصر در قرارداد بازیکنان، یکی از عواملی است که به گسترش بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران دامن می‌زند. بازیکنی که با قراردادی هنگفت پیراهن یک باشگاه را بر تن می‌کند، طبیعتاً باید وظایف حرفه‌ای خود را در قبال تیمش انجام دهد؛ اما وقتی در کنار رقم‌های نجومی قرارداد، امتیازهای دیگری نیز به او داده می‌شود، آرام‌آرام مرز میان «وظیفه» و «امتیاز» از بین می‌رود.
وظیفه گلر، دفاع از دروازه تیم است و مهاجم نیز باید برای گلزنی تلاش کند. حال اگر یکی از بندهای قرارداد آنها پرداخت پاداش به شرط انجام همین وظایف، یعنی گل نخوردن یا گلزنی، باشد، روشن است که چنین امتیازهایی بیش از آنکه به موفقیت تیم کمک کند، زمینه را برای نهادینه شدن بازیکن‌سالاری فراهم می‌کند. بازیکنی که بابت انجام وظیفه اصلی خود پاداش ویژه می‌گیرد، به‌تدریج ممکن است این تصور را پیدا کند که جایگاهش فراتر از مسئولیتی است که برای آن قرارداد بسته شده است.
در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری و رفتار باشگاه و مربی تیم نیز اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. وقتی اصول فوتبال قربانی نتیجه‌گرایی و برد و باخت شود، طبیعی است که ساختار حرفه‌ای تیم آسیب ببیند. نتیجه چنین رویکردی آن است که بازیکن به‌تدریج خود را بالاتر از مربی و حتی مدیر باشگاه تصور کند و برای خود اختیاراتی فراتر از چارچوب تعریف‌شده قائل شود.
در حالی که باید با چنین روندی از همان ابتدا مقابله شود، اما در عمل، زمانی که مربی در برابر بازیکنان خاطی می‌ایستد و می‌خواهد نظم و انضباط را حاکم کند، برخی بازیکنان با اقداماتی خارج از اصول حرفه‌ای فوتبال دنیا و با شکایت به مقام بالاتر، خیلی راحت زمینه تغییر مربی را فراهم می‌کنند و او را از سر راه خود برمی‌دارند.
این چرخه زمانی خطرناک‌تر می‌شود که مربی با کسب پیروزی و نتیجه، برای خود اسم و رسم پیدا می‌کند و مدیر باشگاه نیز به دلیل همان نتایج در سمت خود ابقا می‌شود. در چنین شرایطی، اگر نتیجه‌گرایی بدون توجه به اصول حرفه‌ای فوتبال دنبال شود، بدون شک به بازیکن‌سالاری دامن خواهد زد؛ چرا که همه‌چیز در نهایت به برد و باخت گره می‌خورد و اصول مدیریتی و انضباطی به حاشیه رانده می‌شود.
اگر امروز بازیکن‌سالاری در لیگ برتر فوتبال ایران بیداد می‌کند، بی‌تردید یکی از دلایل اصلی آن این است که باشگاه‌ها بسیاری از اصول حرفه‌ای حاکم بر فوتبال دنیا را زیر پا گذاشته‌اند. وقتی قانون برای همه یکسان نباشد، وقتی قراردادها سرشار از امتیازهای خارج از چارچوب باشند و وقتی جایگاه و وظایف افراد در ساختار یک تیم به‌درستی تعریف نشود، طبیعی است که چارچوب حرفه‌ای فوتبال از هم گسسته شود.
از سوی دیگر، تداخل وظایف بازیکن، مربی و مدیر باشگاه نیز بیش از پیش این چارچوب را از بین می‌برد. هرکس باید جایگاه، مسئولیت و حدود اختیارات خود را بشناسد. بازیکن باید بازیکن باشد، مربی باید مسئول فنی تیم باشد و مدیر باشگاه نیز باید در جایگاه مدیریتی خود تصمیم‌گیری کند. هنگامی که این مرزبندی از بین می‌رود، نظم تیمی نیز قربانی می‌شود و بازیکن‌سالاری مجال بیشتری برای رشد پیدا می‌کند.
بنابراین، باید با پدیده بازیکن‌سالاری مقابله کرد؛ چرا که سکوت در برابر آن، همان مسیری است که فوتبال ایران در آن قدم گذاشته و ادامه این مسیر، هیچ نتیجه‌ای جز نابودی ساختار حرفه‌ای فوتبال نخواهد داشت.
چالش بازیکن‌سالاری تنها با شعار و برخوردهای مقطعی برطرف نمی‌شود. این معضل نیازمند برنامه‌ریزی، نظم و قانون است؛ قانونی که برای همه یکسان اجرا شود و اجازه ندهد هیچ بازیکنی، صرف‌نظر از نام، شهرت یا مبلغ قراردادش، خود را بالاتر از تیم، مربی و ساختار باشگاه بداند. اگر قرار است فوتبال ایران از این چرخه خارج شود، باید از بازگرداندن نظم، تعریف دقیق مسئولیت‌ها و پایان دادن به امتیازهای بی‌حساب و کتاب آغاز کرد.