«ایران» ضرورت مقابله با پدیده بازیکن‌سالاری در فوتبال را بررسی می‌کند

هیچ ستاره‌ای بالاتر از قانون نیست

سینا حسینی/ بازیکن‌سالاری در فوتبال ایران دیگر یک حاشیه کوچک و قابل چشم‌پوشی نیست، بلکه به یک معضل بزرگ در فوتبال باشگاهی تبدیل شده است؛ معضلی که سال‌هاست بخشی از فوتبال ما را گرفتار کرده و هر بار به شکلی تازه خودش را نشان می‌دهد؛ یک روز با سرپیچی از دستور مربی، روز دیگر با بی‌انضباطی، یک روز با غیبت در تمرین و روز دیگر با رفتاری که اگر از بازیکنی کم‌نام‌ونشان سر بزند، بدون تردید با برخورد انضباطی مواجه خواهد شد.
مشکل اما فقط بازیکنی نیست که قانون را زیر پا می‌گذارد. مشکل بزرگ‌تر، باشگاهی است که قانون را برای همه یکسان اجرا نمی‌کند.
در فوتبال ایران، هنوز گاهی قیمت قرارداد، شهرت و تعداد دنبال‌کنندگان یک بازیکن، میزان جسارت باشگاه برای برخورد با او را تعیین می‌کند. هرچه بازیکن گران‌تر و مشهورتر باشد، ظاهراً  از حاشیه امنیت  بیشتری برخوردار است. اینجا همان نقطه‌ای است که حرفه‌ای‌گری قربانی مصلحت‌اندیشی می‌شود.
البته این قاعده درباره تمام فوتبالیست‌ها یکسان نیست. بسیاری از بازیکنان شناخته‌شده، حرفه‌ای، منضبط و متعهد هستند و اتفاقاً الگوی مناسبی برای نسل جوان محسوب می‌شوند. بنابراین بحث بر سر «ستاره بودن» نیست؛ بحث بر سر این است که هیچ ستاره‌ای نباید به واسطه جایگاهش از قانون مستثنی شود.
در هفته‌های ابتدایی لیگ بیست‌وششم، برخورد انضباطی استقلال و سپاهان با برخی بازیکنان خاطی، فارغ از جزئیات هر پرونده، یک پیام مهم داشت؛ باشگاه می‌تواند و باید مقابل بی‌انضباطی بایستد. این اقدام ارزشمند است، نه به این دلیل که یک بازیکن تنبیه شده، بلکه به این دلیل که برای اولین بار در چنین مواردی، اصل «پاسخگویی» پررنگ‌تر از نام بازیکن شده است. ملوان، شمس‌آذر و نساجی نیز پیش از این، در مقاطعی برخوردهایی با بازیکنان خاطی داشته‌اند. اما فوتبال ایران هنوز با یک مشکل اساسی روبه‌روست؛ این برخوردها نباید موردی و وابسته به شجاعت یک مربی یا مدیر خاص باشند.
اگر بازیکن جوان به دلیل چند دقیقه تأخیر جریمه می‌شود، ستاره تیم نیز باید در صورت ارتکاب همان تخلف پاسخگو باشد. اگر یک بازیکن ذخیره به دلیل نافرمانی از تمرین کنار گذاشته می‌شود، بازیکن اصلی هم نمی‌تواند صرفاً به خاطر قیمت قراردادش مصونیت داشته باشد. در غیر این صورت، دیگر نمی‌توان نام آن مجموعه را «تیم حرفه‌ای» گذاشت؛ این فقط مجموعه‌ای از بازیکنان است که هرکدام برای خودشان قانون متفاوتی دارند.
در فوتبال حرفه‌ای اروپا، بازیکن می‌داند قرارداد فقط به معنای دریافت دستمزد نیست؛ تعهد به باشگاه، مربی، هم‌تیمی و مقررات را نیز شامل می‌شود.
نمونه کریستیانو رونالدو در منچستریونایتد به‌خوبی این موضوع را نشان داد. ستاره‌ای با آن جایگاه و سابقه، پس از تخلف انضباطی با تصمیم مربی مواجه شد. پیام چنین برخوردی روشن بود؛ نام بزرگ، مجوز قانون‌شکنی نیست.
این همان حلقه مفقوده فوتبال ایران است؛ ما گاهی از بازیکن می‌خواهیم ستاره باشد، اما از باشگاه می‌خواهیم در برابر رفتار ستاره‌وار او کوتاه بیاید! چنین تناقضی به هیچ وجه نزد افکار عمومی پذیرفتنی نیست. پایان دادن به بازیکن‌سالاری نیازمند تصمیم‌های عجیب و پیچیده نیست. اول باید آیین‌نامه انضباطی باشگاه‌ها دقیق، شفاف و قابل اجرا باشد. بازیکن باید پیش از امضای قرارداد بداند هر تخلف چه پیامدی دارد. در گام بعدی، جریمه و محرومیت باید بر اساس تخلف تعیین شود، نه بر اساس شهرت بازیکن. همچنین مدیران باید پشت مربی بایستند. نمی‌شود مربی را مسئول نظم تیم دانست و در اولین اختلاف، برای حفظ یک ستاره او را تنها گذاشت و در گام آخر، کمیته‌های انضباطی باشگاه‌ها باید از تصمیم‌های احساسی و مصلحتی فاصله بگیرند و رسیدگی به تخلفات را سریع و شفاف انجام دهند.
فوتبال بدون ستاره جذاب نیست؛ اما فوتبال بدون قانون هم حرفه‌ای نیست. ستاره باید در زمین تفاوت ایجاد کند، نه در اتاق مدیریت. بازیکن می‌تواند گران‌ترین قرارداد تیم را داشته باشد، اما نباید گران‌ترین تخلف را هم مرتکب شود و در نهایت هیچ اتفاقی برایش نیفتد. روز پایان بازیکن‌سالاری، روزی نیست که ستاره‌ها را حذف کنیم؛ روزی است که بفهمیم ستاره هم، مثل همه، در برابر قانون مسئول است.