آسیب به تأسیسات پارس جنوبی، فشار بر شبکه را افزایش داده است
بسته عبور از ناترازی گاز
کشور پیش از رخدادهای سال ۱۴۰۵ نیز در تأمین برخی حاملهای انرژی از جمله برق، گاز طبیعی، بنزین و گازوئیل با ناترازی روبهرو بود؛ اما آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای انرژی، شرایط تأمین سوخت را پیچیدهتر کرده و فشار بیشتری بر شبکه وارد کرده است.
مرکز توسعه پایدار انرژی در گزارشی، وضعیت ناترازی انرژی کشور در سال ۱۴۰۵ را بررسی کرده و با ارزیابی اثرات جنگ بر زیرساختهای انرژی، وضعیت ناترازی حاملهای مختلف انرژی، بهویژه گاز طبیعی را مورد بررسی قرار داده است. این گزارش همچنین شش اقدام پیشنهادی برای مدیریت ناترازی گاز در زمستان ۱۴۰۵ ارائه میکند.بر اساس این گزارش، آسیب به سه پالایشگاه گازی در منطقه پارس جنوبی، ظرفیت بالقوه عرضه گاز کشور را بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش داده است. میزان افت واقعی گاز تحویلی به شبکه، البته به سرعت بازسازی تأسیسات، وضعیت خطوط انتقال و امکان جبران تولید از دیگر واحدها وابسته خواهد بود. این کاهش ظرفیت در شرایطی رخ داده که تولید برخی میدانهای گازی بهطور طبیعی در حال افت است و مصرف نیز روندی افزایشی دارد. مجموع این عوامل میتواند تأمین گاز در زمستان ۱۴۰۵ را با چالش روبهرو کند. به همین دلیل، راهکارهای پیشنهادی از مدیریت مصرف و استفاده از سوختهای جایگزین تا بهرهگیری از ظرفیت برق، واردات گاز، جمعآوری گازهای همراه نفت و بازسازی سریع تأسیسات آسیبدیده را دربر میگیرد.
وضعیت انرژی کشور
پس از آسیب زیرساختها
در حالی که بخش انرژی کشور پیش از این نیز با چالش ناترازی دستوپنجه نرم میکرد، رخدادهای سال ۱۴۰۵ شرایط را وارد مرحله تازهای کرد. آسیب دیدن بخشی از زیرساختهای تولید انرژی بهویژه در پارس جنوبی، تنها به کاهش ظرفیت تولید محدود نماند، بلکه توازن میان عرضه و تقاضا را بیش از گذشته برهم زد.
بر اساس ارزیابی مرکز توسعه پایدار انرژی، سه پالایشگاه گازی مستقر در منطقه پارس جنوبی در جریان جنگ آسیب دیدند؛ اتفاقی که ظرفیت بالقوه تولید گاز خام کشور را روزانه ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب کاهش داد. همزمان، بخشی از تأسیسات تولید برق صنایع پتروشیمی و نیروگاههای اختصاصی برخی مجتمعهای فولادی نیز از مدار خارج شدند که در مجموع، بیش از چهار هزار مگاوات از ظرفیت تولید برق کشور را کاهش داد.در کنار این آسیبها، توسعه نیروگاههای خورشیدی میتواند بخشی از فشار وارد بر شبکه برق را کم کند. پیشبینی میشود حدود هزار و ۵۰۰ مگاوات به ظرفیت تولید برق خورشیدی افزوده شود؛ هرچند این ظرفیت بهتنهایی پاسخگوی کاهش بیش از چهار هزار مگاواتی تولید برق نیست و بهویژه در ساعات شب، اثر مستقیمی بر اوج مصرف گاز در بخش گرمایش نخواهد داشت.با این حال، همه تحولات یک سال گذشته به افزایش ناترازی ختم نشده است. همزمان با کاهش بخشی از ظرفیت تولید، مجموعهای از سیاستهای مدیریت مصرف نیز اجرا شد که توانست تا حدی از شدت فشار بر شبکه انرژی بکاهد. اصلاح سازوکار سهمیهبندی بنزین، کاهش سقف ذخیره سهمیه، اجرای نظام چندسطحی عرضه سوخت و همچنین توسعه نیروگاههای خورشیدی، از جمله اقداماتی است که آثار آن در آمار مصرف نمایان شده است.
بزرگترین نگرانی اما همچنان به گاز طبیعی مربوط میشود؛ جایی که کاهش ظرفیت تولید با رشد مصرف همزمان شده است. برآورد این گزارش نشان میدهد اگر شرایط به سناریوی بدبینانه نزدیک شود، ناترازی گاز در زمستان امسال میتواند به ۴۰۰ تا ۵۵۰ میلیون مترمکعب در روز برسد؛ رقمی که تقریباً دو برابر ناترازی سالهای گذشته است و تأمین گاز مورد نیاز کشور را با دشواری جدی روبهرو میکند.اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که گاز طبیعی تنها سوخت بخش خانگی نیست. این حامل انرژی، خوراک صنایع، سوخت اصلی نیروگاهها و یکی از ارکان فعالیت بسیاری از واحدهای تولیدی کشور به شمار میرود. از همین رو، هرگونه محدودیت در عرضه آن، زنجیرهای از پیامدها را در بخشهای مختلف اقتصاد به دنبال خواهد داشت.بر اساس این برآوردها، در صورت تحقق سناریوی بدبینانه، توان شبکه گاز کشور در زمستان تنها پاسخگوی حدود نیمی از تقاضای موجود خواهد بود. در چنین شرایطی، ادامه روند سالهای گذشته یعنی قطع یا محدودسازی گاز صنایع به تنهایی پاسخگو نخواهد بود و احتمال اعمال محدودیت برای سایر بخشهای مصرف نیز دور از انتظار نیست.بر اساس این ارزیابیها، در صورت تحقق سناریوی بدبینانه، ادامه روش سالهای گذشته، یعنی محدودسازی گاز صنایع، به تنهایی پاسخگوی کسری نخواهد بود و احتمال اعمال محدودیت برای دیگر بخشهای مصرف نیز دور از انتظار نیست.
راهکارهایی برای عبور از
زمستان پیش رو
اگرچه بخشی از ناترازی انرژی به کاهش ظرفیت تولید بازمیگردد، اما ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهد همه راهحلها در افزایش تولید خلاصه نمیشود. دستکم در کوتاهمدت، سرعت اجرای طرحهای جدید با سرعت رشد مصرف همخوانی ندارد و به همین دلیل، مدیریت تقاضا نخستین و در دسترسترین ابزار برای کاهش فشار بر شبکه گاز است.برآوردها نشان میدهد با تحقق ۱۰ درصد صرفهجویی در مصرف گاز، روزانه حدود ۷۰ میلیون مترمکعب از تقاضا کاسته میشود؛ رقمی که تقریباً معادل تولید یک فاز بزرگ پارس جنوبی است. اصلاح الگوی مصرف، افزایش آگاهی عمومی و اجرای سیاستهای تشویقی میتواند دستیابی به این میزان صرفهجویی را ممکن کند.در یک سناریوی «حداکثری»، کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی مصرف میتواند روزانه بین ۲۱۰ تا ۲۸۰ میلیون مترمکعب صرفهجویی ایجاد کند. با این حال، تحقق چنین سطحی از کاهش مصرف در کوتاهمدت دشوار است و به تغییر گسترده در تجهیزات گرمایشی، عایقبندی ساختمانها، تعرفهها و رفتار مصرفی خانوارها نیاز دارد.البته مدیریت مصرف نیز الزاماً به معنای کاهش رفاه خانوارها نیست. بخش قابل توجهی از مصرف فعلی ناشی از پایین بودن بهرهوری ساختمانها، تجهیزات گرمایشی و الگوی مصرف است. اصلاح تعرفهها، توسعه بازار بهینهسازی انرژی و ایجاد مشوق برای کاهش مصرف میتواند بدون افت محسوس سطح رفاه، بخشی از تقاضای گاز را کنترل کند.در کنار مدیریت مصرف، استفاده از سایر حاملهای انرژی نیز میتواند بخشی از فشار وارد بر شبکه گاز را کاهش دهد. یکی از این گزینهها، بهرهگیری از ظرفیت مازاد شبکه برق در فصل زمستان است. برخلاف تابستان که مصرف برق به اوج میرسد، در ماههای سرد بخشی از ظرفیت نیروگاهها بلااستفاده میماند. استفاده از تجهیزات گرمایشی برقی با راندمان بالا، در صورت تأمین تجهیزات و اعمال سیاستهای تشویقی، میتواند معادل حدود ۷۵ میلیون مترمکعب گاز طبیعی در روز از نیاز بخش گرمایش بکاهد.گاز مایع یا LPG نیز از دیگر گزینههایی است که میتواند در کوتاهمدت بخشی از کمبود گاز را جبران کند. برآوردها نشان میدهد با مدیریت عرضه این حامل، امکان جایگزینی معادل حدود ۳۲ میلیون مترمکعب گاز طبیعی در روز وجود دارد. استفاده از LPG و دیگر سوختهای جایگزین در برخی بخشها به تأمین تجهیزات، توزیع ایمن و تمهیدات اجرایی نیاز دارد، اما در روزهای اوج مصرف میتواند یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی باشد.گزارش مرکز توسعه پایدار انرژی همچنین بر نقش دیپلماسی انرژی تأکید دارد. استفاده از ظرفیت واردات گاز از کشورهای همسایه، بهویژه ترکمنستان، از گزینههایی است که میتواند بخشی از نیاز زمستان را پوشش دهد. اگرچه این مسیر با ملاحظات سیاسی، تجاری و قراردادی همراه است، اما زیرساختهای لازم برای افزایش واردات وجود دارد و در صورت فراهم شدن شرایط، ظرفیت واردات میتواند به حدود ۴۰ میلیون مترمکعب در روز برسد.از سوی دیگر، سرعت گرفتن طرحهای جمعآوری گازهای مشعل نیز میتواند بخشی از کسری را جبران کند. وزارت نفت در سال گذشته قراردادهایی برای جمعآوری گازهای همراه نفت منعقد کرده است و در صورت پیشرفت این طرحها، امکان تزریق حدود ۲۰ میلیون مترمکعب گاز در روز به شبکه سراسری تا پایان سال وجود خواهد داشت. این ظرفیت بهتنهایی پاسخگوی ناترازی نیست، اما در کنار دیگر اقدامات نقش قابل توجهی در کاهش فشار بر شبکه ایفا میکند.یکی دیگر از اولویتهای فوری، بازسازی پالایشگاههای گازی آسیبدیده است. اگر دستکم یکی از این پالایشگاهها پیش از آغاز فصل سرما دوباره وارد مدار تولید شود، بخشی از کاهش ظرفیت عرضه جبران خواهد شد. تحقق این هدف مستلزم تأمین سریع منابع مالی، تصمیمگیری بهموقع و اجرای فشرده عملیات بازسازی است؛ زیرا بازسازی چنین تأسیساتی در شرایط عادی نیز زمانبر است. بازسازی تأسیسات آسیبدیده، مدیریت مصرف، استفاده هدفمند از برق و LPG و افزایش واردات، راهکارهای فوریتر برای زمستان پیش رو هستند. در مقابل، جمعآوری گازهای مشعل، بهینهسازی مصرف در ساختمانها و اجرای طرحهای فشارافزایی پارس جنوبی، مسیرهای میانمدت برای کاهش ریشهای کسری گاز در زمستان امسال به شمار میروند. اگر این اقدامات همزمان و با اولویتبندی مناسب دنبال شوند، میتوان امیدوار بود زمستان پیش رو با کمترین تبعات برای بخش خانگی و تولید سپری شود. در غیر این صورت، ناترازی گاز همچنان مهمترین چالش پیش روی اقتصاد انرژی کشور باقی خواهد ماند.
برش
ناترازی، مسألهای که سالبهسال بزرگتر شد
آمارها نشان میدهد بخش انرژی پیش از جنگ نیز با کسری قابل توجهی روبهرو بود. در حوزه سوختهای مایع، ظرفیت عرضه بنزین حدود ۱۱۰ میلیون لیتر در روز برآورد میشود، در حالی که مصرف روزانه از مرز ۱۳۰ میلیون لیتر عبور کرده است. همین شکاف سبب شد ایران که سالها صادرکننده بنزین بود، از سال ۱۴۰۲ دوباره به واردات این فرآورده روی بیاورد. در تعطیلات نوروز و شهریور نیز مصرف معمولاً حدود ۱۰ درصد بیشتر از میانگین سالانه افزایش پیدا میکند و مدیریت عرضه را دشوارتر میسازد.در بخش گازوئیل نیز رشد حملونقل، توسعه فعالیتهای صنعتی و افزایش تقاضا باعث شده مصرف از ظرفیت عرضه پیشی بگیرد و بخشی از نیاز کشور از طریق مدیریت مصرف و واردات جبران شود. همزمان، شبکه برق در سالهای اخیر با کمبود تولید در فصل گرم مواجه بوده و برآوردها از ناترازی ۲۰ تا ۳۰ هزار مگاواتی در روزهای اوج مصرف حکایت دارد. اما در میان همه حاملهای انرژی، گاز طبیعی جایگاه متفاوتی دارد. بیش از ۷۰ درصد گاز کشور از میدان مشترک پارس جنوبی تأمین میشود؛ میدانی که با افت طبیعی فشار مخزن روبهروست و در صورت تأخیر در اجرای طرحهای نگهداشت تولید و فشارافزایی، ظرفیت تولید آن در سالهای آینده کاهش خواهد یافت.در کنار این مسأله، رشد مصرف خانگی، توسعه شبکه گازرسانی و افزایش تقاضای صنایع باعث شده فاصله میان عرضه و تقاضا هر سال بیشتر شود. برآوردها نشان میدهد کسری متوسط روزانه گاز در طول سال حدود ۵۰ میلیون مترمکعب است، اما این شکاف در زمستان و همزمان با افزایش مصرف بخش خانگی، به ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز میرسد.تاکنون این کسری عمدتاً با محدود کردن گاز صنایع، استفاده از سوخت مایع در نیروگاهها و اعمال محدودیت برای برخی مشترکان بزرگ مدیریت شده است؛ راهکاری که اگرچه از قطع گسترده گاز خانگی جلوگیری کرده، اما هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی قابل توجهی برای صنایع، نیروگاهها و شهرهای اطراف آنها به همراه داشته است.


