فیرپلی مالی؛ آرمان یا واقعیت
علی اکبر طاهری
مدیرعامل پیشین باشگاه پرسپولیس
فدراسیون فوتبال در نظر دارد قانون فیرپلی مالی را در لیگهای ایران اجرا کند؛ اما این سیاست در عمل با فاصلهای جدی از ساختارهای اقتصادی باشگاههای کشور روبهروست. فیرپلی مالی بر سه اصل بنیادین استوار است؛ توان پرداخت، توازن میان درآمد و هزینه و کنترل مخارج باشگاهها؛ بهگونهای که مجموع دستمزدها و هزینههای نقلوانتقال نباید از ۷۰ درصد درآمد باشگاه فراتر رود.
سالهاست که فوتبال ایران از پیامدهای قراردادهای غیرکارشناسی، پروندههای حقوقی متعدد، فسخهای پرهزینه و تصمیمهای نادرست مدیرانی که اغلب آشنایی کافی با اقتصاد ورزش ندارند، آسیب دیده است. مدیرانی که مدام تغییر میکنند، اما آثار تصمیمهایشان برای مدتها بر پیکره باشگاه باقی میماند.
در چنین شرایطی، وقتی باشگاهی به دلیل ناترازی مالی با محدودیت مواجه میشود، در نهایت این بازیکنان، کادر فنی و میلیونها هوادار هستند که بهای اشتباهات گذشته را میپردازند. از اینرو، فیرپلی مالی تنها زمانی میتواند به اصلاح ساختار فوتبال ایران کمک کند که در کنار کنترل هزینهها، مسئولیتپذیری مدیران نیز تقویت شود. این طرح زمانی اثربخش خواهد بود که اصل پاسخگویی همزمان با نظارت اجرایی شود و مسیر پیادهسازی آن بهصورت تدریجی و همراه با آموزش پیش برود.
ولی مرور تجربههای پیشین نشان میدهد که چشمانداز روشنی برای اجرای موفق چنین قوانین محدودکنندهای وجود ندارد. قوانین سقف بودجه و فیرپلی مالی، اگر فاقد زیرساختهای لازم باشند، بیش از آنکه راهگشا باشند، به شعارهایی واکنشی در برابر انتقادهای عمومی تبدیل میشوند؛ انتقادهایی که از پرداختهای بیضابطه و نجومی به بازیکنان و مربیان، آن هم با اتکا به منابع عمومی، شکل گرفتهاند. این در حالی است که شرایط اقتصادی کشور نیز سالبهسال دشوارتر میشود.
فیرپلی مالی با هدف ایجاد رقابت سالم اقتصادی میان باشگاهها طراحی شده است؛ اما واقعیت این است که همه باشگاهها از توان مالی برابر برخوردار نیستند و رقابت میان تیمهای بزرگ و متمول با سایر تیمها هیچگاه کاملاً همسطح نخواهد بود. با این حال، میتوان این رقابت را در چارچوبی شفاف، کنترلشده و منصفانه هدایت کرد.
اجرای موفق چنین قوانینی نیازمند فراهمسازی بسترهای لازم است. نمیتوان در فضایی که هنوز از حرفهایگری فاصله دارد، انتظار رفتار حرفهای داشت. سلامت مالی در فوتبال، فرآیندی دوسویه است که تحقق آن مستلزم تعهد و هماهنگی همزمان میان متولیان فوتبال و باشگاههاست.

