در حافظه موقت ذخیره شد...
از درآمد نجومی سانتیاگو برنابئو تا زمینهای اجارهای آبی و قرمزها
موتور تولید ثروت
در چنین الگویی، سهم درآمدهای روز مسابقه برای باشگاههای بزرگ اروپایی به بخش قابلتوجهی از کل درآمد آنها تبدیل شده و زنجیرهای از منابع مالی، از فروش بلیت و خدمات ویژه گرفته تا تبلیغات محیطی، حق نامگذاری و فعالیتهای تجاری، مستقیماً به مالکیت و بهرهبرداری از ورزشگاه گره خورده است.
در مقابل، وضعیت باشگاههای استقلال و پرسپولیس نشاندهنده یک شکاف ساختاری در فوتبال ایران است. این دو باشگاه، با وجود برخورداری از پایگاه هواداری گسترده و سرمایه اجتماعی قابلتوجه، همچنان از مالکیت یا بهرهبرداری مؤثر از یک ورزشگاه اختصاصی محروماند و ناچارند در ورزشگاههای اجارهای صرفاً مسابقات خود را برگزار کنند تا از چرخه رقابتها عقب نمانند. چنین وضعیتی بهمعنای از دست رفتن بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای درآمدی است؛ از جمله عدم کنترل کامل بر بلیتفروشی، محرومیت از درآمدهای جانبی مانند خدمات VIP، فروش محصولات، بهرهبرداری تجاری در روزهای غیر مسابقه و همچنین محدودیت در توسعه تجربه هواداری.
برآوردهای اقتصادی نشان میدهد که در صورت برخورداری از یک استادیوم مدرن و اختصاصی، هر یک از این دو باشگاه میتوانستند سالانه دهها میلیارد تومان درآمد پایدار ایجاد کنند؛ ظرفیتی که در شرایط فعلی یا اساساً محقق نمیشود یا سهم ناچیزی از آن نصیب باشگاهها میگردد. این فاصله، صرفاً یک اختلاف عددی نیست، بلکه بیانگر تفاوتی عمیق در مدل کسبوکار و ساختار حرفهای اداره باشگاههاست.
در فوتبال امروز، مزیت میزبانی دیگر تنها به حمایت تماشاگران محدود نمیشود، بلکه به توانایی باشگاه در تبدیل این میزبانی به ارزش اقتصادی وابسته است. براین اساس، استقلال و پرسپولیس در شرایطی رقابت میکنند که بخشی از مهمترین ابزارهای درآمدزایی را در اختیار ندارند. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش توان سرمایهگذاری، محدودیت در توسعه زیرساختها و در نهایت افزایش فاصله با استانداردهای بینالمللی است.
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، استادیوم در فوتبال مدرن ستون اصلی اقتصاد باشگاه محسوب میشود و فقدان آن بهمعنای تکیه بر مدلی ناپایدار و وابسته است. تا زمانی که این دو باشگاه به زیرساختی مستقل، مدرن و قابل بهرهبرداری دست نیابند، شکاف میان ظرفیت واقعی آنها و جایگاه اقتصادیشان در فوتبال حرفهای همچنان پابرجا خواهد ماند.

