حسین نورانینژاد، قائممقام دبیرکل حزب اتحاد ملت در حمایت از اقدامات رئیسجمهوری در دوران جنگ نوشت
عیارسنجی در بزنگاهها
عیار آدمها را باید در بزنگاهها سنجید. تا وقتی اوضاع عادی است، بسیاری از فضیلتها و ضعفها پشت نظم روزمره، تشریفات اداری و عادتهای معمول پنهان میمانند؛ اما بحران، پردهها را کنار میزند. حکایت شناخت آدمها در سفر نیز از همین روست؛ البته سفرهای دشوار و نه لوکس، تا مشخص شود هر کسی چند مرد حلاج است. دو جنگ اخیر برای مردم ایران دقیقاً چنین بزنگاهی بود. مقطعی که مردم را بیش از همیشه، همسفر یک کشتی سرنوشت ساخت. سیاستمداران و رهبران سیاسی نیز در این روزهای سخت بیش از روزهای آرام شناخته شدند. جایی که روشن شد چه کسانی توان تصمیمگیری در شرایط ابهام را دارند، چه کسانی مسئولیت میپذیرند، چه کسانی اسیر هیجان میشوند، چه کسانی ماهیگیری میکنند و چه کسانی میتوانند میان شجاعت (و نه تهور)، عقلانیت (و نه جبن)، اجماعسازی (و نه یکدستسازی یا همرنگ جماعت شدن) تعادل برقرار کنند. اندر بلای سخت پدید آید فضل و بزرگمردی و سالاری (رودکی).
مسعود پزشکیان از جمله کسانی بود که شاید در شرایط عادی، بسیاری از ویژگیهای مدیریتیاش چندان به چشم نمیآمد؛ اما بحران، ظرفیتهای دیگری از او را نمایان کرد. در روزهایی که فضای عمومی مستعد غلبه احساسات، شعارزدگی و تصمیمهای شتابزده بود، او کوشید مسیر عقلانیت را ترک نکند، از افتادن در دام افراط و تفریط بپرهیزد و میان اقتدار، واقعگرایی و امیدآفرینی تعادل برقرار کند. به گمان من، مهمترین ویژگی او در این دوره، «اعتدال اعتمادساز» بود؛ اعتدالی که نه از سر محافظهکاری، بلکه برخاسته از شجاعت بود؛ شجاعتی که خود را در پرهیز از تصمیمهای نمایشی و ایستادگی بر تصمیمهای دشوار اما ضروری نشان میدهد. او به جای آنکه اسیر تشریفات و مناسک اداری شود یا به هیجان عمومی تن دهد، بیش از هر چیز بر کار کارشناسی، عقلانیت عملی و حل مسأله تکیه کرد. او فراتر از انتظار بسیاری از ناظران، ظرفیتهای خوبی از یک مقام ارشد اجرایی باعرضه با همه ضعفهای ساختاری موجود را نشان داد. این تجربه نشان داد که سرمایه اصلی پزشکیان نه فن خطابه است و نه بازیگری سیاسی؛ بلکه صداقتی است که حتی منتقدانش نیز به دشواری میتوانند آن را انکار کنند. همین صداقت، در کنار ایراندوستی، سادهزیستی و روحیه مسئولیتپذیری، به او امکان داد در روزهای سخت، اعتماد بخش مهمی از جامعه را حفظ کند و فراتر از انتظار بسیاری از ناظران ظاهر شود. البته هیچ رئیسجمهوری در ایران «همهکاره» نیست و پزشکیان نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما هنر سیاستمدار، تنها در میزان اختیاراتش سنجیده نمیشود؛ بلکه در نحوه استفاده از همان اختیارات نیز هست. او نشان داد که حتی در تنگنای محدودیتهای داخلی و فشارهای خارجی نیز میتوان از منافع ملی، عقلانیت و کرامت مردم دفاع کرد، بیآنکه به دام ماجراجویی یا انفعال افتاد. جامعهای که نتواند عملکرد سیاستمداران را در بزنگاهها منصفانه ببیند و درباره آن داوری کند، بهتدریج معیارهای خود را برای تشخیص سره از ناسره از دست خواهد داد. نقد منصفانه ضروری است، اما قدرشناسی منصفانه نیز بخشی از فرهنگ سیاسی سالم است. اگر خوبیها دیده نشوند، انگیزهای برای تکرار آنها باقی نمیماند و اگر همه چیز یکسان دیده شود، سیاست نیز از فضیلت تهی خواهد شد.

