رسانه ملی و حق مردم برای شنیدن صدای رئیسجمهوری
محمد عطریانفر
عضو شورای اطلاعرسانی دولت
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس قانون اساسی، یک رسانه حاکمیتی و ملی است؛ رسانهای که باید متعلق به همه ملت باشد، نه تریبون یک جریان سیاسی یا بازتابدهنده سلایق مدیریتی و جناحی. اهمیت این موضوع از آنجا دوچندان میشود که رئیس سازمان صداوسیما مستقیماً از سوی مقام معظم رهبری منصوب میشود و انتظار منطقی آن است که این رسانه، بیش از هر نهاد دیگری، اصول بیطرفی، امانتداری و رعایت منافع ملی را سرلوحه عملکرد خود قرار دهد.
در نظام جمهوری اسلامی، رئیسجمهوری پس از مقام رهبری، عالیترین مقام رسمی کشور و مسئول اجرای قانون اساسی و رئیس قوه مجریه است. او با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود و مشروعیت خود را از اراده عمومی ملت میگیرد. بنابراین، سخنان، مواضع و تصمیمات رئیسجمهوری صرفاً اظهارنظرهای شخصی نیست، بلکه بخشی از فرآیند رسمی اداره کشور و اطلاعرسانی به مردم درباره سیاستها و تصمیمات دولت است.
از این منظر، صداوسیما بر اساس وظیفه ذاتی خود، موظف است سخنان رئیسجمهوری را بهصورت کامل، دقیق و بدون دخل و تصرف در اختیار افکار عمومی قرار دهد. این وظیفه، بویژه در شرایط حساس سیاسی، امنیتی و اقتصادی، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا مردم برای شناخت سیاستهای رسمی دولت و ارزیابی عملکرد آن، باید به متن کامل اظهارات عالیترین مقام اجرایی کشور دسترسی داشته باشند.
با این حال، آنچه در سالهای اخیر بارها مورد انتقاد صاحبنظران، فعالان رسانهای و افکار عمومی قرار گرفته، رویهای است که در آن بخشهایی از سخنان رئیسجمهوری حذف، تقطیع یا به شکلی گزینشی بازتاب داده میشود. گاه مهمترین محورهای یک سخنرانی در اخبار دیده نمیشود و تنها بخشهایی منتشر میشود که تصویری ناقص از پیام اصلی ارائه میدهد. چنین رویکردی نه با اصول حرفهای رسانه سازگار است و نه با رسالت رسانهای که عنوان «ملی» را بر خود دارد. ممکن است گفته شود رسانه در انتخاب و تنظیم اخبار دارای اختیار حرفهای است. این سخن در اصل درست است، اما اختیار حرفهای هرگز به معنای تغییر محتوا، حذف بخشهای مؤثر یا جهتدهی به افکار عمومی از طریق انتشار ناقص اخبار نیست. میان «ویرایش خبری» و «سانسور» تفاوتی روشن وجود دارد. ویرایش برای رعایت اختصار و استانداردهای رسانهای انجام میشود، اما هنگامی که حذف مطالب، مفهوم سخنان یک مقام رسمی را تغییر دهد یا بخشهای مهم آن را از دید مخاطب پنهان کند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ویرایش حرفهای دانست.
نقد دولت، حق رسانه و حتی از وظایف آن است. هیچکس انتظار ندارد صداوسیما به رسانه تبلیغاتی دولت تبدیل شود. اما نقد زمانی منصفانه و معتبر است که ابتدا متن کامل سخنان و مواضع دولت در اختیار مردم قرار گیرد. مخاطب باید بتواند بدون واسطه سخنان رئیسجمهوری را بشنود و سپس تحلیلها و نقدهای موافق یا مخالف را مقایسه کند. حذف بخشی از واقعیت و سپس نقد همان روایت ناقص، با اصول انصاف رسانهای سازگار نیست.
از سوی دیگر، صداوسیما از بودجه عمومی کشور اداره میشود؛ بودجهای که از محل منابع متعلق به همه مردم تأمین میشود. بنابراین، این سازمان در برابر همه شهروندان مسئول است و نمیتواند در انعکاس اخبار مربوط به نهادهای قانونی کشور، بویژه رئیسجمهوری که با رأی ملت انتخاب شده است، معیارهای دوگانه به کار گیرد. اگر رسانه ملی در بازتاب اخبار یک قوه یا یک مسئول رسمی، رفتار گزینشی داشته باشد، این ذهنیت در جامعه شکل میگیرد که معیار انتشار اخبار، ملاحظات جناحی است،
نه منافع ملی.
امروز که ایران با فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی و جنگ پیچیده رسانهای روبهروست، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی از هر زمان دیگری ارزشمندتر است. حفظ این سرمایه، بیش از هر چیز، نیازمند شفافیت و امانتداری در اطلاعرسانی است. صداوسیما اگر میخواهد عنوان «رسانه ملی» را به معنای واقعی کلمه حفظ کند، باید بدون ملاحظههای سیاسی، سخنان رئیسجمهوری و دیگر مسئولان رسمی کشور از جمله رئیس پارلمان و رئیس دستگاه قضایی را کامل و دقیق در اختیار مردم قرار دهد.

