انتقاد شورای اطلاعرسانی دولت از سانسور مواضع رئیسجمهوری در صدا و سیما
مقتضیات«رسانه ملی» بودن
همراه با یادداشتهایی از محمد عطریانفر، ماشاالله شمسالواعظین، مرتضی کاملنواب و سعید نورمحمدی
شورای اطلاعرسانی دولت نسبت به سانسور بخشهایی از سخنان رئیسجمهوری در صداو سیما انتقاد کرد. بیانیه شورای اطلاعرسانی دولت ناظر بر حذف بخشهایی از سخنان مسعود پزشکیان در مراسم روز ملی صنعت و معدن و عدم پخش سخنان رئیس قوه قضائیه درباره رئیسجمهوری است.
سهشنبه هفته گذشته پزشکیان در بخشی از سخنان خود در مراسم روز ملی صنعت و معدن با گرامیداشت نقش هدایتگر رهبر شهید در تعیین مسیر راهبردی کشور، بویژه در خصوص پایان وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، گفته بود: «اگرچه صداوسیما تنها بخشی از سخنان ایشان درباره عدم مذاکره را پخش میکند، اما در جلسات خصوصی با معظمله، ایشان بر ضرورت خاتمه دادن به این وضعیت تأکید داشتند. برای همین، با تکیه بر عزت، مصلحت، حکمت و سربلندی کشور، مذاکرات را آغاز کردیم و دستگاه دیپلماسی ما هرگز از حقوق ملت ایران کوتاه نخواهد آمد.» این فراز از مواضع رئیسجمهوری در بخشهای مختلف صداو سیما بازتابی نیافت و پخش نشد.
روز قبلتر یعنی دوشنبه 29 تیرماه نیز که رئیسجمهوری میهمان نشست مسئولان عالی قضایی در قوه قضائیه بود، حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای گفته بود: «من شهادت میدهم که دکتر پزشکیان مخلصانه در حال خدمت به مردم و نظام است. اینکه رئیسجمهوری در سخنانش از موانع میگویند، به هیچ وجه به معنای ناامیدی نیست، بلکه میخواهند از ما مسئولان در سایر قوا، استمداد بطلبند و بر همه ما فرض است تا به رئیسجمهوری و مجموعه دولت کمک کنیم.» این بخش از سخنان محسنی اژهای هم از صداو سیما پخش نشد.
یوسف پزشکیان، فرزند و مشاور رئیسجمهوری هم در همین ارتباط در شبکه ایکس نوشته است: «چرا صدا وسیما بخشهایی از صحبتهای رؤسای قوا را حذف میکند؟ چه کسی در صدا وسیما تشخیص میدهد که چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟ اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیصش بالاتر از سران قواست، اداره کشور را بسپاریم دست ایشان. بالاخره وقتی آب هست تیمم باطله.»
ناظر بر همین سانسورها که البته اولین بار هم نیست شورای اطلاعرسانی دولت در بیانیه خود آورده است: «اقدام صداوسیما در حذف بخشی از سخنرانی رئیسجمهوری اسلامی ایران در مراسم روز ملی صنعت و معدن درباره اجازه رهبر شهید انقلاب اسلامی پیرامون مذاکرات، چند روز پس از پخش نیمهکاره مصاحبه رئیس مجلس شورای اسلامی (هرچند روز بعد مصاحبه را کامل پخش کرد) و سانسور بخشی از اظهارات رئیس قوه قضائیه در حمایت از رئیسجمهوری، نمونهای از اقدامات غیرمعمول این سازمان درباره سران قواست.عدم پخش مصاحبههای وزیر امور خارجه با رسانههای خارجی در طول جنگ رمضان نیز نوع برخورد صداوسیما با صدای رسمی دیپلماسی کشور در مواجهه با تبلیغات بیامان دشمنان و بدخواهان ایران را نشان میدهد.
پرسش اصلی این است که مسئولان صداوسیما در برخورد گزینشی با مواضع سران قوای جمهوری اسلامی، به دنبال چه اهدافی هستند؟ آیا بخشهای سانسورشده خود گویای این نیست که مسئولان سازمان صداوسیما، نظرات سران قوا را طبق سلایق سیاسی خود گزینش و پخش میکنند و هر آنچه در دایره نظرات آنها نگنجد، ولو نظر رئیس یکی از قوای کشور یا وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی باشد را شایسته حذف و سانسور میدانند؟»
در ادامه بیانیه آمده است: «این اقدامات بلافاصله پس از انتشار پیام راهبردی و حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و تأکید ایشان بر وحدت کلمه و اتحاد مقدس در همه سطوح مردم و مسئولان به عنوان «اصولیترین امور در این برهه»، گونههایی از رفتارهای وحدتشکنانه یک جریان سیاسی در صداوسیماست که آثار و پیامدهای این شکست در انسجام اجتماعی، نه فقط شایستگی آن به عنوان «رسانه ملی» را زیر سؤال برده بلکه در حوزه امنیت ملی نیز تبعات تهدیدآمیزی دارد؛ اینکه چند مدیر سازمان صداوسیما تشخیص و سلایق سیاسی خود را در نحوه پخش مواضع رئیس شورای عالی امنیت ملی دخیل کنند و نظرات سران قوا را نیز گزینش کنند و در جنگ روایتها، حتی نظرات وزیر امور خارجه را نیز حذف کنند، فقدان نگاه ملی و امور امنیتی و حاکمیتی را در مدیریت این سازمان آشکار میکند. در شرایط فعلی که قوای سهگانه در اتحادی بینظیر با یکدیگر امورات جاری کشور را پیش میبرند و قوای مسلح و دیپلماتهای مذاکرهکننده در هماهنگی کامل با یکدیگر هستند، تکرویهای سازمان صداوسیما ساز ناکوک این صدای خوش اتحاد و اتفاق شده و عدم تجدیدنظر در رویه فعلی و استمرار رفتارهای وحدتشکنانه آن میتواند روزنه امید دشمن برای نفوذ در صفوف منسجم قوا و مردم شده و آثار جبرانناپذیری برای امنیت ملی داشته باشد.»
اخبار مرتبط با صداو سیما و رئیسجمهوری در چند روز اخیر البته به همین موارد محدود نمیشود. گویا در جلسه روز یکشنبه هفته پیش هیأت دولت وقتی به روال گزارش دهیهای وزرا، یکی از وزرای مهم کابینه قصد داشته درباره روند مذاکرات گزارش ارائه دهد، با انتقاد و مخالفت رئیس سازمان صداو سیما روبه رو میشود. این موضع جبلی البته با انتقاد و تذکر شدید رئیسجمهوری به رئیس صداو سیما مواجه شده است.
رسانه ملی و آزمون همبستگی در شرایط جنگ
ماشاالله شمسالواعظین
روزنامه نگار و رئیس پیشین انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران
جنگ، صرفاً میدان نبرد نظامی نیست. عرصهای است که در آن افکار عمومی، سرمایه اجتماعی و اعتماد ملی نیز به اندازه تجهیزات نظامی اهمیت پیدا میکنند. در چنین شرایطی، رسانهها به یکی از مهمترین ارکان مدیریت بحران تبدیل میشوند و نقش آنها در حفظ انسجام ملی، تقویت روحیه عمومی و پشتیبانی از منافع کشور، تعیینکننده است. از همین رو، در ادبیات رسانهای و مطالعات ارتباطات، همواره از «پروتکل رسانهای دوران جنگ» سخن گفته میشود. انتظار طبیعی آن است که رسانهای با جایگاه رسانه ملی، بیش از هر نهاد رسانهای دیگری خود را ملزم به رعایت این پروتکلها بداند. اگر رسانهای که عنوان «ملی» را یدک میکشد، در چنین شرایطی مسیری متفاوت از اجماع ملی در پیش بگیرد یا در برابر سیاستهای مصوب نهادهای رسمی کشور حرکت کند، پیامدهای آن تنها محدود به یک اختلاف رسانهای نخواهد بود، بلکه میتواند بر سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی اثر بگذارد.
مصوبات شورای عالی امنیت ملی، چارچوبی برای مدیریت رسانهای در شرایط حساس به شمار میرود و همه رسانهها موظف به رعایت این مصوبات هستند. مطبوعات و خبرگزاریها در صورت عدول از این چارچوب، با تذکر، برخورد قانونی یا حتی توقیف مواجه میشوند. طبیعی است که رسانه ملی نیز نباید خود را از این قاعده مستثنی بداند. جایگاه ویژه صداوسیما، مسئولیت آن را سنگینتر میکند، نه اینکه آن را از الزامات قانونی و حرفهای معاف سازد.
رسانه ملی، افزون بر آنکه خود یک بازیگر مهم در عرصه اطلاعرسانی است، برای دیگر رسانهها نیز نقش الگو و مرجع دارد. رفتار حرفهای یا غیرحرفهای آن میتواند بر شیوه عملکرد سایر رسانهها اثر بگذارد. اگر رسانه ملی در دوران جنگ، از مسیر وحدت ملی فاصله بگیرد یا به جای تقویت انسجام، زمینه ایجاد اختلاف را فراهم کند، این پیام به دیگر رسانهها نیز منتقل خواهد شد که هرکدام میتوانند روایت مستقل و بعضاً متعارض خود را دنبال کنند. نتیجه چنین روندی، شکلگیری چندصدایی نامتوازن در شرایطی است که کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز دارد. از سوی دیگر، دولتی که مسئولیت اداره کشور در شرایط جنگی را بر عهده دارد، برای انجام مأموریتهای خود نیازمند آرامش روانی و پشتوانه رسانهای است. هرگونه تضعیف مستمر دولت از سوی رسانهای که بودجه عمومی دریافت میکند و عنوان رسانه ملی دارد، میتواند توان تصمیمگیری و مدیریت بحران را تحت تأثیر قرار دهد. اگر دولت ناچار شود بخش مهمی از ظرفیت خود را صرف پاسخگویی به حاشیههای رسانهای کند، یا در نتیجه این فشارها از ایفای بخشی از وظایف خود بازبماند، در نهایت زیان آن متوجه کل کشور خواهد شد.
در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا رسانه ملی خود را بخشی از ساختار سیاسی و اجتماعی کشور میداند یا در عمل، مسیری متفاوت از اجماع ملی را دنبال میکند؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً یک بحث رسانهای نیست، بلکه به اعتماد عمومی نسبت به مهمترین رسانه رسمی کشور گره خورده است. اگر این تصور در جامعه شکل بگیرد که رسانه ملی برخلاف منافع ملی یا برخلاف تصمیمات رسمی حرکت میکند، ضرورت بازنگری در مدیریت، سیاستگذاری و فرآیند تولید محتوای آن بیش از گذشته احساس خواهد شد.
یکی از مهمترین سرمایههای هر رسانه، اعتماد مخاطب است. سرمایهای که به سختی به دست میآید اما ممکن است با چند تصمیم نادرست از میان برود. در شرایط جنگی، این اعتماد اهمیت دوچندان پیدا میکند، زیرا شهروندان بیش از هر زمان دیگری برای دریافت اخبار و تحلیلهای معتبر به رسانه ملی مراجعه میکنند. هر اقدامی که این اعتماد را خدشهدار کند، در عمل مخاطب را به سوی منابع خبری جایگزین سوق خواهد داد؛ منابعی که ممکن است اهداف و منافع متفاوتی را دنبال کنند.
از همین منظر، قطع یا سانسور گفتوگوهای زنده مسئولان عالیرتبه کشور، یکی از آسیبزاترین رفتارهای رسانهای محسوب میشود. هنگامی که سخنان رئیسجمهوری، رئیس مجلس یا دیگر مقامات ارشد در پخش زنده دچار حذف یا قطع ناگهانی میشود، اولین پرسشی که در ذهن مخاطب شکل میگیرد این است که اگر چنین برخوردی با عالیترین مقامات کشور صورت میگیرد، با سایر افراد چه رفتاری میشود؟ این پرسش، مستقیماً اعتبار رسانه را هدف قرار میدهد. افزون بر آن، چنین رفتارهایی به سرعت به سوژه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تبدیل میشود. آنها با برجسته کردن این موارد، روایت خود را بر پایه سانسور، اختلاف داخلی و محدودیت اطلاعرسانی بنا و تلاش میکنند اعتماد مخاطبان ایرانی را نسبت به رسانههای داخلی کاهش دهند.
در دوران صلح، نقد عملکرد دولت، مجلس و سایر نهادهای حاکمیتی نه تنها امری پذیرفتهشده، بلکه بخشی از وظایف ذاتی رسانههاست. رسانه آزاد و مسئول باید بتواند عملکرد مسئولان را نقد کند و زمینه اصلاح امور را فراهم آورد اما شرایط جنگی اقتضائات متفاوتی دارد. در چنین وضعیتی، اولویت اصلی حفظ انسجام ملی و جلوگیری از ارسال پیامهای متناقض به جامعه است.
اگر مسئولان ارشد کشور احساس کنند که سخنانشان در رسانه ملی به صورت سلیقهای حذف یا تحریف میشود، طبیعی است که انگیزه کمتری برای حضور رسانهای پیدا کنند یا در انتقال مستقیم پیامهای خود به مردم با احتیاط بیشتری عمل کنند. نتیجه چنین روندی، کاهش ارتباط مستقیم میان مسئولان و افکار عمومی، گسترش شایعات و تقویت روایتهای غیررسمی خواهد بود.
در شرایطی که کشور در میدان نبرد موفق به ایجاد نوعی موازنه یا برتری نسبی در برابر دشمن میشود، انتظار آن است که همه ظرفیتهای رسانهای در خدمت تقویت این دستاورد قرار گیرند. اگر درست در چنین مقاطعی، رفتارهایی صورت گیرد که موجب تضعیف اعتماد عمومی یا ایجاد اختلاف در فضای داخلی شود، این پرسش به وجود میآید که چرا چنین خطاهایی دقیقاً در حساسترین زمان ممکن رخ میدهد.
امروز شاید مهمترین چالش رسانهای کشور نه در میدان نبرد، بلکه در میدان اعتماد عمومی شکل گرفته باشد. اگر رسانه ملی بتواند با بازگشت به اصول حرفهای، رعایت کامل منافع ملی، پایبندی به مصوبات رسمی و پرهیز از رفتارهای سلیقهای، اعتماد مخاطبان را تقویت کند، نقش خود را به عنوان مهمترین تکیهگاه رسانهای کشور ایفا خواهد کرد. اما اگر شکاف میان رسانه ملی و افکار عمومی عمیقتر شود، این شکاف تنها یک مسأله رسانهای نخواهد بود، بلکه به چالشی برای انسجام ملی و سرمایه اجتماعی کشور تبدیل خواهد شد؛ سرمایهای که در روزگار جنگ، بیش از هر زمان دیگری باید از آن پاسداری کرد.
باید فضا برای حضور انواع سلیقه ها در صدا و سیما فراهم شود
مرتضی کامل نواب
دبیرکل جمعیت عدالت و پیشرفت
صدا و سیما، صدای جمهوری اسلامی ایران است و باید مواضع اصلی و اساسی نظام را پیگیری، منتشر و تبیین کند؛ وظیفهای که باید به بهترین شکل ممکن از لحاظ رسانهای و هنری برای آحاد مردم در داخل و خارج از کشور صورت گیرد. سازوکارهای مشخصی در جمهوری اسلامی وجود دارد که تقسیم کار در موضوع رسانه را مشخص میکند و هسته اصلی این سازوکار شامل شورای عالی امنیت ملی است که دیگر ساختارهای نظام باید از مصوبات آن که مورد تأیید رهبر معظم انقلاب قرار میگیرد، تبعیت کنند.
در شرایط جنگی، تبعیت از این سازوکارها و تأکید بر وحدت ملی و انسجام ساختاری بیش از هر زمان دیگری واجب و لازم است. امری که مورد تأکید چندباره رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. منطقی است که افراد مختلف در نهادها، نظرات متفاوتی درباره مسائل اداره کشور و جنگ داشته باشند اما ارائه صدای واحد از کلیت نظام در زمینه مدیریت جنگ، وظیفهای است که صداوسیما باید به انجام آن متعهد باشد. این صدای واحد باید موضع واحد نظام که از مصوبات شورای عالی امنیت ملی به دست میآید را اصل قرار داده و از هرگونه تفرقه و القای اختلاف پرهیز نماید.
تجربه حکمرانی در چند دهه اخیر نشان داده است که هرگونه اختلافی در میان مسئولین یا مردم در نهایت به ضرر نظام مقدس اسلامی است و همگان وظیفه دارند تا جای ممکن از چنین فضایی دور شوند.
در این دوره که یکی از کم نظیرترین دورههای همکاری و همدلی میان مسئولین عالی نظام است باید از این فرصت استفاده کرده و در مقابل دشمن سفاک و وحشی یکپارچگی نظام و مردم را به رخ بکشانیم. لذا اگر قرار باشد که صداوسیما اهداف و منویات مدیران خود را صرف نظر از نسبت آن با مواضع نظام، پیگیری کرده و نقش ناهمساز و ناهماهنگی را در مسیر وحدت پیگیری کند درواقع خلاف وظیفه نهادی و سازمانی عمل کرده و برخلاف دستورات رهبر معظم انقلاب اقدام کرده است. متأسفانه صداوسیما در این دوره تبدیل به تریبونی برای یک تفکر خاص شده است.
این تفکر خاص که در موضوعات مختلف از جمله دیپلماسی قائل به انسداد است و راهحلی ارائه نمیدهد. آنها در پاسخ به همه چیز به «مردم» ارجاع میدهند اما منظورشان از مردم، تعریفی مضیق و محدود است. با آنکه باید به این آقایان یادآوری کرد که نظام مردمسالاری دینی، ساختاری مشخص و معین برای بازخورد دیدگاهها و خواستههای مردم به معنای اعم آن دارد و نمیتوان با برجستهسازی چند نفر از افراد یک گروه خاص، نظرات آنان را به عنوان مردم القا نمود. در اینجاست که باید از رویه صداوسیما در حذف و سانسور سخنان مسئولین عالی نظام اسلامی انتقاد نمود. در وضعیتی که مسئولین عالی نظام اسلامی جان خود را برای خدمت به کشور و اسلام در دست گرفتهاند، این سازمان و مسئولین آن صلاحیت تصمیمگیری در زمینه تقطیع یا حذف سخنان آنان را نداشته و ندارند.
از همین جهت اصرار داریم که صداوسیما باید از این رویه دست برداشته و به بیان و تبیین مواضع اصولی نظام جمهوری اسلامی و نه گروه خاص حامی خود بازگردد. در این زمینه باید فضا برای حضور انواع سلیقههای اجتماعی و سیاسی در چارچوب نظام اسلامی فراهم شود.
مسأله اصلی در این زمینه وحدت در جامعه و انسجام ساختاری در نظام اسلامی است که صداوسیما باید در تمام اقدامات خود مدنظر داشته باشد.
4 اقتضای ملی بودن صداو سیما
سعید نورمحمدی
عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان
در دوران جنگ، رسانهها صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه نقشی فراتر از اطلاع رسانی ایفا میکنند و به یکی از ارکان اصلی مدیریت افکار عمومی، حفظ انسجام ملی و تقویت تابآوری اجتماعی تبدیل میشوند. در همین راستا صداوسیما به عنوان رسانه ملی، مسئولیتی سنگینتر بر عهده دارد. شهروندان حق دارند در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری به دنبال اخبار موثق، تحلیلهای قابل اعتماد و آرامش روانی باشند. بنابراین، اولین مسئولیت صداوسیما در دوران جنگ، سرعت همراه با دقت در اطلاعرسانی است. انتشار اخبار تأییدنشده یا متناقض منجر به گسترش شایعات و کاهش اعتماد اجتماعی خواهد شد. اقتضای دوم صدا و سیما حفظ مرجعیت خبری است. متأسفانه صدا و سیما با ضعف در این زمینه باعث میدان یافتن رسانههای غیر رسمی و تقویت رسانههای برانداز خارج از کشور شده است که منجر به آسیبهای غیر قابل جبران بر امنیت ملی کشور شده است. در شرایط جنگی میدان رسانهای بشدت متکثر و رقابتی میشود و شبکههای اجتماعی، رسانههای برونمرزی و منابع غیررسمی تلاش میکنند روایت خود را از رخدادها ارائه دهند. وقتی صداوسیما نتواند بهموقع، شفاف و حرفهای عمل کند، ممکن است مخاطب مرجع خبری خود را از دست بدهد. از این رو، اعتمادسازی از طریق صداقت، پرهیز از اغراق، و انعکاس واقعبینانه تحولات، ضرورتی انکارناپذیر است. سومین اقتضا، تقویت روحیه ملی و همبستگی اجتماعی است. رسانه ملی باید در کنار انعکاس واقعیتها، امید اجتماعی را نیز تقویت کند. پرهیز جدی از شعارزدگی، بازتاب صدای همه شهروندان در رسانه ملی، نمایش همدلی مردم و نهادهای حاکمیتی به خصوص دولت، تلاش نیروهای امدادی و نظامی، نقشآفرینی کادر درمان و برجستهسازی ظرفیتهای ملی میتوانند این امر را محقق کنند. در واقع، صداوسیما باید میان واقعنمایی و امیدآفرینی توازن برقرار کند، به نحوی که نه با ایجاد فضای تلخ و هراسآلود، جامعه دچار اضطراب فراگیر شود و نه چنان خوشبینانه و شعارزده عمل کند که از واقعیتهای میدان فاصله بگیرد. اقتضای چهارم را میتوان توجه به کارکرد آموزشی رسانه تعریف کرد. در شرایط جنگی، مردم نیازمند آموزشهای کاربردی در حوزههایی چون حفظ ایمنی، نحوه مواجهه با بحران، کمکهای اولیه، مدیریت اضطراب و شیوه استفاده از خدمات امدادی هستند. صداوسیما میتوانست با تولید برنامههای کوتاه، دقیق و قابل فهم، به ارتقای آمادگی عمومی کمک کند. در نهایت، صداوسیما در دوران جنگ باید رسانهای حرفهای، مسئول، آرامشبخش و وحدتآفرین باشد. موفقیت این رسانه نه فقط در پوشش اخبار، بلکه در توانایی آن برای حفظ اعتماد عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی و همراهی با نیازهای واقعی جامعه معنا پیدا میکند. اگر صدا و سیما بر خلاف منافع ملی اقدام به تخریب و تضعیف بخشهایی از نظام سیاسی کند، دولت را تخریب کند، تیم مذاکره کننده را با اتهام مواجه کند، دقیقاً خلاف این مسئولیت مهم عمل کرده است.
رسانه ملی و حق مردم برای شنیدن صدای رئیسجمهوری
محمد عطریانفر
عضو شورای اطلاعرسانی دولت
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، بر اساس قانون اساسی، یک رسانه حاکمیتی و ملی است؛ رسانهای که باید متعلق به همه ملت باشد، نه تریبون یک جریان سیاسی یا بازتابدهنده سلایق مدیریتی و جناحی. اهمیت این موضوع از آنجا دوچندان میشود که رئیس سازمان صداوسیما مستقیماً از سوی مقام معظم رهبری منصوب میشود و انتظار منطقی آن است که این رسانه، بیش از هر نهاد دیگری، اصول بیطرفی، امانتداری و رعایت منافع ملی را سرلوحه عملکرد خود قرار دهد.
در نظام جمهوری اسلامی، رئیسجمهوری پس از مقام رهبری، عالیترین مقام رسمی کشور و مسئول اجرای قانون اساسی و رئیس قوه مجریه است. او با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود و مشروعیت خود را از اراده عمومی ملت میگیرد. بنابراین، سخنان، مواضع و تصمیمات رئیسجمهوری صرفاً اظهارنظرهای شخصی نیست، بلکه بخشی از فرآیند رسمی اداره کشور و اطلاعرسانی به مردم درباره سیاستها و تصمیمات دولت است.
از این منظر، صداوسیما بر اساس وظیفه ذاتی خود، موظف است سخنان رئیسجمهوری را بهصورت کامل، دقیق و بدون دخل و تصرف در اختیار افکار عمومی قرار دهد. این وظیفه، بویژه در شرایط حساس سیاسی، امنیتی و اقتصادی، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا مردم برای شناخت سیاستهای رسمی دولت و ارزیابی عملکرد آن، باید به متن کامل اظهارات عالیترین مقام اجرایی کشور دسترسی داشته باشند.
با این حال، آنچه در سالهای اخیر بارها مورد انتقاد صاحبنظران، فعالان رسانهای و افکار عمومی قرار گرفته، رویهای است که در آن بخشهایی از سخنان رئیسجمهوری حذف، تقطیع یا به شکلی گزینشی بازتاب داده میشود. گاه مهمترین محورهای یک سخنرانی در اخبار دیده نمیشود و تنها بخشهایی منتشر میشود که تصویری ناقص از پیام اصلی ارائه میدهد. چنین رویکردی نه با اصول حرفهای رسانه سازگار است و نه با رسالت رسانهای که عنوان «ملی» را بر خود دارد. ممکن است گفته شود رسانه در انتخاب و تنظیم اخبار دارای اختیار حرفهای است. این سخن در اصل درست است، اما اختیار حرفهای هرگز به معنای تغییر محتوا، حذف بخشهای مؤثر یا جهتدهی به افکار عمومی از طریق انتشار ناقص اخبار نیست. میان «ویرایش خبری» و «سانسور» تفاوتی روشن وجود دارد. ویرایش برای رعایت اختصار و استانداردهای رسانهای انجام میشود، اما هنگامی که حذف مطالب، مفهوم سخنان یک مقام رسمی را تغییر دهد یا بخشهای مهم آن را از دید مخاطب پنهان کند، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک ویرایش حرفهای دانست.
نقد دولت، حق رسانه و حتی از وظایف آن است. هیچکس انتظار ندارد صداوسیما به رسانه تبلیغاتی دولت تبدیل شود. اما نقد زمانی منصفانه و معتبر است که ابتدا متن کامل سخنان و مواضع دولت در اختیار مردم قرار گیرد. مخاطب باید بتواند بدون واسطه سخنان رئیسجمهوری را بشنود و سپس تحلیلها و نقدهای موافق یا مخالف را مقایسه کند. حذف بخشی از واقعیت و سپس نقد همان روایت ناقص، با اصول انصاف رسانهای سازگار نیست.
از سوی دیگر، صداوسیما از بودجه عمومی کشور اداره میشود؛ بودجهای که از محل منابع متعلق به همه مردم تأمین میشود. بنابراین، این سازمان در برابر همه شهروندان مسئول است و نمیتواند در انعکاس اخبار مربوط به نهادهای قانونی کشور، بویژه رئیسجمهوری که با رأی ملت انتخاب شده است، معیارهای دوگانه به کار گیرد. اگر رسانه ملی در بازتاب اخبار یک قوه یا یک مسئول رسمی، رفتار گزینشی داشته باشد، این ذهنیت در جامعه شکل میگیرد که معیار انتشار اخبار، ملاحظات جناحی است،
نه منافع ملی.
امروز که ایران با فشارهای خارجی، تهدیدهای امنیتی و جنگ پیچیده رسانهای روبهروست، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی از هر زمان دیگری ارزشمندتر است. حفظ این سرمایه، بیش از هر چیز، نیازمند شفافیت و امانتداری در اطلاعرسانی است. صداوسیما اگر میخواهد عنوان «رسانه ملی» را به معنای واقعی کلمه حفظ کند، باید بدون ملاحظههای سیاسی، سخنان رئیسجمهوری و دیگر مسئولان رسمی کشور از جمله رئیس پارلمان و رئیس دستگاه قضایی را کامل و دقیق در اختیار مردم قرار دهد.

