در حافظه موقت ذخیره شد...
پذیرش ضعف گامی در مسیر اصلاحات
مربی پیشین تیم ملی
تیم ملی فوتبال، در بسیاری از کشورهای جهان، تنها یک نهاد ورزشی نیست؛ بلکه سکویی برای ارتقای جایگاه اجتماعی و حتی ورود به عرصههای غیر ورزشی به شمار میرود. از همین رو، طبیعی است هنگامی که فردی بدون پشتوانه علمی و مدیریتی لازم به چنین جایگاهی دست مییابد، دل کَندن از آن برایش دشوار باشد. اما آنچه در فضای حرفهای ورزش جهان بهوضوح دیده میشود، پذیرش مسئولیت و پاسخگویی در برابر نتایج است؛ جایی که مربیان و مدیران، در صورت ناکامی، با شهامت عذرخواهی میکنند یا از سمت خود کنار میروند.
واکنشهای تدافعی و اغلب تند نسبت به انتقادات، نهتنها کمکی به بهبود شرایط نمیکند، بلکه فاصله میان تیم ملی و افکار عمومی را افزایش میدهد. تیم ملی متعلق به همه مردم است و حساسیت نسبت به عملکرد آن، برخاسته از دلسوزی و مطالبه پیشرفت است. بنابراین، طرح نقدهای فنی و اشاره به ضعفها، امری طبیعی و حتی ضروری برای رشد و توسعه محسوب میشود.
نقش رسانهها نیز در این میان انکارناپذیر است. رسانه وظیفه دارد بدون ملاحظهکاری، نقاط قوت و ضعف را بازتاب دهد و زمینه گفتوگوی کارشناسی را فراهم سازد. انتظار سکوت یا پرهیز از نقد، به معنای نادیده گرفتن یکی از ارکان اصلی پیشرفت در ورزش حرفهای است.
با نگاهی به کارنامه سالهای اخیر تیم ملی، پرسشی جدی برای افکارعمومی مطرح میشود که دستاورد فوتبال ملی ایران در این مدت چه بوده است؟ عدم حضور طولانیمدت در المپیک، ناکامی در کسب جایگاه شایسته در سطح آسیا و نبود موفقیتهای باشگاهی در عرصه قارهای، نشانههایی است که نمیتوان از کنار آنها بهسادگی عبور کرد.
پذیرش نقد، نه نشانه ضعف، بلکه گامی در مسیر اصلاح است؛ مسیری که بدون آن، امید به پیشرفت، بیش از آنکه واقعیت باشد، به آرزو شباهت
خواهد داشت.

