نقدهای سازنده را بپذیریم
مربی فوتبال
در اولین حضور رسانهای سرمربی تیم ملی پس از حذف از جام جهانی، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه کرد، نه پاسخ به پرسشهای فنی و نقدهای کارشناسی، بلکه نوع مواجههای بود که انتقادها را به «حب و بغض» منتقدان تقلیل میداد. گویی مسأله، نه عملکرد تیم در زمین، بلکه نیت و انگیزه کسانی است که از بیرون به تحلیل نشستهاند.
سرمربی تیم ملی کمبود زمان حضور در کمپ تیخوانا را از عوامل اصلی ناکامی عنوان میکند؛ ادعایی که با روایتهای پیشین فدراسیون فوتبال درباره جابهجایی محل اردو و حتی توصیف آن بهعنوان نمونهای از «دیپلماسی موفق» چندان همخوان به نظر نمیرسد. این ناهمگونی در روایتها، بیش از آنکه به روشن شدن حقیقت کمک کند، بر ابهامها میافزاید.
گلایه از تأخیر در پرداخت پاداشهای چندصد میلیاردی تیم ملی، در شرایطی مطرح میشود که این پرسش جدی را پیش میکشد؛سهم مسئولیت اجتماعی تیم ملی در قبال مردمی که درگیر آسیبها و دشواریهای مختلف هستند، تا چه اندازه در اولویت قرار داشته است؟ آیا انتظار عمومی، تنها به نتایج ورزشی محدود میشود یا نوع مواجهه و همدلی نیز بخشی از این مسئولیت است؟
وقتی خود کادر فنی تأکید دارد که نه اردوها بهدرستی برگزار میشود، نه بازیهای تدارکاتی در سطح مطلوب فراهم است، نه مشکلات پروازی حل شده و نه موانع مدیریتی از میان رفتهاند، پرسش مهمی که برای افکارعمومی شکل میگیرد، این است که در چنین شرایطی، اصرار بر ادامه حضور روی نیمکت تیم ملی برای جام ملتهای آسیا بر چه منطقی استوار است؟
واقعیت آن است که تغییر شرایط، یکشبه و معجزهآسا رخ نمیدهد. نه قرار است بهجای کمپ تیخوانا، امکاناتی در سطح قدرتهای بزرگ فوتبال جهان فراهم شود، نه تیمهای سطح یک دنیا بهسادگی برای دیدارهای دوستانه مقابل ایران قرار بگیرند و نه ناگهان امکاناتی چون پروازهای اختصاصی مهیا شود. اگر قرار نیست این مشکلات ساختاری حل شود، تداوم این مسیر بدون بازنگری جدی چه توجیهی دارد؟
کاش بهجای حمله به منتقدان، نقدهای سازنده آنها را بهعنوان بخشی از راهحل پذیرا باشیم. تاریخ فوتبال ایران نشان داده است که اعتبار این ورزش، بیش از هر چیز، مدیون نامها و چهرههایی است که مستقل، صادق و پاسخگو بودهاند. سرمایهای که اگر نادیده گرفته شود، تبعات مثبتی برای ورزش ما نخواهد داشت.
باید پذیرفت که مردم، فوتبال را بهخوبی میفهمند؛ بیش از آنکه تصور میشود و در جهانی که دسترسی به اطلاعات و تحلیل آسانتر از همیشه است، دیگر نمیتوان با روایتهای یکسویه، واقعیت را پنهان کرد.

