فراموش نکنیم، آنچه می ماند کارنامه ماست
کارشناس فوتبال
نقدپذیری، یکی از ارکان اساسی پیشرفت در هر حوزهای است؛ بویژه در فوتبال که بهعنوان یک پدیده اجتماعی، متعلق به همه مردم است. ولی بهنظر میرسد برخی افراد، انتقاد را نمی پذیرند.
بسیاری از انسانها تصور میکنند همواره در نقش بازیکن یا مربی باقی میمانند، در حالی که این مسیر دیر یا زود به پایان میرسد و آنچه باقی میماند، کارنامه و نحوه عملکرد آنهاست. سرمربی تیم ملی در هرجای دنیا باید بیش از دیگران ظرفیت شنیدن نقد را داشته باشد. هرچه جایگاه بزرگتر باشد، انتظار تحمل نقد نیز بیشتر میشود. اما در ماههای اخیر، نحوه پاسخگویی سرمربی تیم ملی نشان داده که بهجای پذیرش نقد، مسائل را شخصیسازی میکند. اختلافات او با برخی چهرههای شناختهشده فوتبال، به فضای رسانهای کشیده شده و همین امر، موضوع اصلی یعنی بررسی کیفیت فوتبال کشور را به حاشیه رانده است.
چهرههایی مانند علی دایی و خداداد عزیزی و امثال آنها، نیاز به تعریف ندارند؛ جایگاه آنها در فوتبال ایران و حتی جهان تثبیتشده است. ورود اختلافات شخصی به رسانه، نهتنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه فضای نقد سازنده را نیز مخدوش میسازد.
به باور من، عملکرد تیم ملی نیز قابل دفاع نیست. وقتی در آسانترین گروه از میان ۴۸ تیم صعود حاصل نمیشود و حتی اشتباهات فردی فاحش مانند گل خوردن از موقعیتهای ساده رخ میدهد، توجیه عملکرد، بهجای پذیرش مسئولیت، نشانهای از ضعف در فرهنگ نقدپذیری است.
مرور اتفاقات گذشته، مانند حذف تیم ملی فوتبال در جام ملتهای ۲۰۰۷ و برخورد با منتقدان، نشان میدهد که این نگاه همچنان تکرار میشود. تغییر این فرهنگ، نیازمند بازنگری جدی در نگرش به نقدهایی است؛ که اغلب آنها در جهت رشد و اعتلای ورزش کشور بیان میشود، چرا که بدون پذیرش نقد، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

