در حافظه موقت ذخیره شد...
نسل کم طاقت فوتبال ایران
مربی پیشین تیم ملی
نسل فعلی فوتبال، در مقایسه با نسلهای پیشین، از نگاه بسیاری از اهالی فوتبال، کمتحملتر به نظر میرسد. این ویژگیها برخی اوقات به بروز رفتارهای ساختارشکنانهای منجر شده که برای جامعه چندان قابل پذیرش نیست. حتی در مواردی مشاهده میشود که این نسل حرمت پیشکسوتان و بزرگترهای خود را نیز آنگونه که شایسته است، حفظ نمیکند.
این در حالی است که فوتبالیستهای امروز از نظر مالی در وضعیت بهمراتب بهتری قرار دارند و درآمدهای قابل توجهی کسب میکنند؛ اما به نظر میرسد یکی از دلایل اصلی بروز چنین رفتارهایی، پایین بودن آستانه تحمل آنان در برابر نقد و انتقاد است. ملیپوشان این نسل حتی انتقادهای فنی نسبت به عملکرد خود را نیز برنمیتابند و بهسرعت موضعگیری میکنند، در حالی که حرفهایترین واکنش، سکوت و پذیرش نقد در چارچوب اصول حرفهای است.
شاید انتظار میرفت مسئولان فدراسیون فوتبال، بیش از پیش بر ضرورت احترام به پیشکسوتان و فرهنگ سکوت در برابر نقدهای سازنده تأکید کنند. چرا که نوع پوشش، شیوه سخن گفتن و رفتار یک ورزشکار، بازتابی از شخصیت و میزان بلوغ حرفهای اوست.
با همه این اوصاف، مردم ایران در هر نسل از فوتبال، خاطراتی ماندگار چه تلخ و چه شیرین را تجربه کردهاند. با این حال، با توجه به اینکه تیم ملی فوتبال ایران در نیمقرن اخیر موفق به کسب عنوان قهرمانی آسیا نشده، بهسختی میتوان از «نسل طلایی» سخن گفت.
در نسلهای گذشته، بازیکنانی چون علی دایی، کریم باقری و مهدی مهدویکیا نهتنها از نظر فنی در سطح بالایی قرار داشتند، بلکه از حیث اخلاقی نیز الگو محسوب میشدند. حتی اگر به نسلهای قدیمیتر بازگردیم، چهرههایی مانند حسین کلانی، حمید برمکی و همایون بهزادی، از منظر فنی و اخلاقی جایگاهی ممتاز داشتند و در برخی موارد، برتر از نسلهای بعدی ارزیابی میشوند.
در تیم ملی فعلی نیز هرچند ممکن است بازیکنان شاخصی از نظر فنی حضور داشته باشند، اما از دیدگاه اخلاق حرفهای، تعداد چهرههای الگو به انگشتان یک دست هم نمیرسد. رفتارهایی که بویژه پس از جام جهانی از برخی ملیپوشان سر زده، کمتر در میان فوتبالیستهای حرفهای جهان مشاهده میشود.

