از تاریخ حیدرآباد بیاموزیم
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
حضور در دوازدهمین اجلاس وزرای کار و اشتغال کشورهای عضو بریکس که به میزبانی هند در شهر حیدرآباد برگزار شد، فرصتی بود تا افزون بر گفتوگو درباره آینده بازار کار، مهارتآموزی، حمایت اجتماعی و اشتغال، بار دیگر به این واقعیت بیندیشیم که تاریخ شهرها، گاه از بسیاری از اسناد سیاسی، درسهای عمیقتری برای آینده جهان در خود نهفته دارند.
حیدرآباد تنها یک شهر نیست؛ روایتی از همزیستی فرهنگها، رونق تجارت و در عین حال هشداری درباره نسبت میان توسعه و امنیت است.
این شهر در سال ۱۵۹۱ به دست محمدقلی قطبشاه بنیان نهاده شد. خاندان «قطبشاهی» ریشه در مهاجران ایرانی داشتند و میراث فرهنگی آنان آمیزهای از سنتهای ایران و هند بود. محمدقلی قطبشاه به فارسی و دکنی شعر میسرود و معماری و فرهنگ حیدرآباد نیز بازتاب همین پیوند تمدنی بود. در دوران حکومت قطبشاهیان، اقوام، زبانها و آیینهای گوناگون در کنار یکدیگر زندگی میکردند و تجارت آزاد، این منطقه را به یکی از مراکز مهم اقتصادی آسیا بدل ساخته بود.
اما همین رونق اقتصادی، پای کمپانی هند شرقی را به این سرزمین گشود. در آغاز قرن هفدهم، حکومت قطبشاهی با رویکردی مبتنی بر اعتماد و تجارت آزاد، به این شرکت اجازه فعالیت بازرگانی در بندر «ماسولیپاتنام» را داد؛ بندری که دروازه دریایی حکومت قطبشاهیان به شمار میرفت. هدف اولیه، مبادله کالا و رونق تجارت بود، اما آنچه در ادامه رخ داد، مسیر دیگری را رقم زد.
کمپانی هند شرقی بهتدریج از یک مجموعه بازرگانی به قدرتی نظامی تبدیل شد. این شرکت با ایجاد ارتشی بزرگ، در نبرد «پلاسی» در سال ۱۷۵۷ کنترل بنگال را در اختیار گرفت و سپس با اتکا به منابع مالی همان سرزمین، بخشهای وسیعی از هند را تحت سلطه خود درآورد. استعمار، نه با لشکرکشی اولیه، بلکه از دل تجارت آغاز شد و سرانجام یکی از کهنترین تمدنهای جهان را برای نزدیک به دو قرن زیر سلطه برد.
تاریخ حیدرآباد از همین منظر برای امروز جهان نیز آموزنده است. توسعه اقتصادی، تجارت و تعامل میان ملتها ارزشهایی بنیادین هستند، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که این ارزشها زمانی پایدار میمانند که با حفظ استقلال، توان بازدارندگی و همکاری میان کشورهای مستقل همراه باشند. تاریخ بارها نشان داده است که هرگاه میان قدرت اقتصادی و امنیت ملی شکافی ایجاد شود، زمینه برای سلطه و مداخله قدرتهای برتر فراهم میشود.
کشورهای عضو بریکس، هر یک نماینده تمدنهایی بزرگ و کهن هستند؛ تمدنهایی که در طول تاریخ، بدون تکیه بر استعمار و غارت دیگر ملتها، فرهنگ، دانش، تجارت و تولید ثروت را گسترش دادهاند. فلسفه شکلگیری بریکس نیز بر همین پایه استوار است؛ تقویت چندجانبهگرایی، توسعه متوازن، احترام متقابل و ایجاد نظمی عادلانهتر در اقتصاد و سیاست جهانی.
در نشست حیدرآباد، موضوع اصلی ما همکاری برای آینده کار، توسعه مهارتها، حمایت از نیروی انسانی و ارتقای عدالت اجتماعی بود. اما تحقق این اهداف در جهانی آکنده از جنگ، تحریم، ناامنی و بیثباتی امکانپذیر نیست. توسعه پایدار بدون صلح پایدار معنایی ندارد و اشتغال مولد در سایه امنیت و همکاری بینالمللی شکل میگیرد.
از این رو، شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که امروز پیش روی بریکس قرار دارد، این باشد که کشورهای عضو چگونه میتوانند در زمان بروز بحرانها و منازعات، سازوکارهای مؤثرتری برای گفتوگو، میانجیگری و حمایت از صلح ایجاد کنند. اگر بریکس میخواهد در معماری نظم نوین جهانی نقشی مؤثر ایفا کند، باید علاوه بر همکاریهای اقتصادی، ظرفیت خود را برای حفاظت از ثبات، امنیت و توسعه مشترک نیز تقویت کند.
حیدرآباد، با همه شکوه تاریخی خود، یادآور این حقیقت است که تمدنها زمانی شکوفا میشوند که فرهنگ مدارا، تجارت، دانش و امنیت در کنار یکدیگر قرار گیرند.
امروز نیز آرزوی ملتهای ما چیزی جز آبادانی، صلح، کار شایسته و زندگی همراه با کرامت انسانی نیست؛ آرزویی که تحقق آن، بیش از هر زمان دیگری، به همکاری و اعتماد میان ملتهای مستقل جهان نیاز دارد.

