سوءاستفاده از ابلاغیه‌های جعلی قضایی شگرد جدید کلاهبرداری

وقتی «امید فوری» به «دام فوری» تبدیل می‌شود

شبکه‌های اجتماعی این روزها با وعده‌های وسوسه‌انگیز «وام فوری و بدون ضامن» پر شده‌اند؛ آگهی‌هایی که برای افرادی که زیر فشار هزینه‌های زندگی هستند، شبیه به یک راه نجات به‌نظر می‌رسد. اما پشت این رویاپردازی‌ها، تله‌هایی هوشمندانه برای سوءاستفاده از نیاز و اضطراب جامعه نهفته است. این کلاهبرداری‌ها تنها به آگهی‌های وام محدود نمی‌شود، بلکه ابعاد پیچیده‌تری نیز به خود گرفته است. تعداد پرونده‌های مربوط به کلاهبرداری در فضای مجازی به قدری بالا رفته که هر چند وقت یک بار پلیس فتا درباره کلیک نکردن روی لینک‌های آلوده هشدار می‌دهد. روز شنبه ۲۰ تیر ماه نیز سرهنگ جواد مختاررضایی، معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس فتا در گفت‌وگو با ایرنا با اشاره به افزایش پرونده‌های مربوط به سرقت اطلاعات بانکی، نسبت به شگرد جدید کلاهبرداران هشدار داد. او گفت کلاهبرداران با ارسال پیامک‌ها و پیام‌های حاوی لینک‌های جعلی تحت عنوان ابلاغیه قضایی یا ثبت شکایت، کاربران را به صفحات آلوده یا دانلود بدافزار هدایت می‌کنند. مختاررضایی با تأکید بر این نکته که پیامک‌های رسمی قضایی (از سرشماره ADLIRAN) هیچ‌گونه لینک متفرقه ندارند، هشدار داد که استفاده از سرشماره‌های شخصی برای ارسال این لینک‌ها، نشانه‌ای قطعی از کلاهبرداری است. از دیدگاه تحلیلگران، این پدیده بیش از آنکه یک جرم مالی ساده باشد، نوعی سوءاستفاده از خلأهای روانی جامعه است. روان‌شناسان اجتماعی معتقدند وقتی فشارهای اقتصادی با ترس از آینده همراه می‌شود، ذهن انسان در برابر وعده‌های نجات فوری آسیب‌پذیر می‌شود. کلاهبرداران حرفه‌ای با تسلط بر روان‌شناسی توده و شناخت دقیق نیازهای مردم، از طریق رویافروشی و حتی ارائه خدمات واقعی در مراحل اولیه برای جلب اعتماد، قربانی را با میل خود به سمت فریب می‌کشانند.

نیلوفر منصوری
گروه گزارش

 علیرضا شریفی‌یزدی، روان‌شناس اجتماعی، درباره ریشه‌های این پدیده به «ایران» می‌گوید: «وقتی تورم و هزینه‌های زندگی بالا می‌رود، فرد در این شرایط مدام با دو احساس دست‌به‌گریبان است: ترس از عقب ماندن از زندگی و اضطراب نسبت به آینده. در این وضعیت، ذهن به دنبال میانبرهای سریع می‌گردد و هر پیشنهادی که بوی نجات فوری می‌دهد را راحت‌تر می‌پذیرد.»
این روان‌شناس می‌گوید: «کلاهبرداران بیشتر از آنکه به ترفندهای فنی تکیه کنند، خوب می‌دانند مردم دقیقاً تشنه چه چیزی هستند و با همان وعده‌ها وارد عمل می‌شوند. گاهی برای جلب اعتماد بیشتر، مدتی هم خدمات واقعی ارائه می‌دهند تا قربانی کاملاً آماده شود و بعد بهره‌برداری اصلی را آغاز کنند. در این روش، مجرم نیازی به زور ندارد؛ با ایجاد یک امید کاذب، قربانی را با میل و رغبت خود به سمت فریب می‌کشاند.»

شاید فرصت از دست برود
این استاد دانشگاه می‌گوید:«کلاهبرداران دقیقاً روی نقطه ضعف زمان دست می‌گذارند. در شرایط فعلی، فرد مدام با این فکر درگیر است که اگر امروز کاری را انجام ندهد، فردا هزینه‌اش بیشتر می‌شود یا فرصت از دست می‌رود. این ترس از دیر شدن، باعث می‌شود فرد قید منطق را بزند و به جای تحلیل درست، اسیر تصمیم‌های عجولانه شود. در واقع، زمانی که فرد احساس می‌کند از دیگران عقب افتاده، به دنبال هر منجی یا میانبری می‌گردد تا وضعیت خود را جبران کند.»
او با بیان اینکه یک باور غلط وجود دارد که تحصیلکرده‌ها مصون هستند، می‌گوید:«واقعیت این است که این سازوکار در مورد طبقه متوسط حتی شدیدتر عمل می‌کند. بسیاری از افراد تحصیلکرده، به دلیل کاهش قدرت خریدشان در سال‌های اخیر، در آرزوی بازگشت به جایگاه اجتماعی قبلی خود هستند؛ همان آرزوهای کوچک مثل یک سفر ساده یا یک خرید معمولی. وقتی شرایط اقتصادی اجازه این کارها را نمی‌دهد، ذهن آنها به سمت هر پیشنهادی که نشان دهنده بازگشت به روال گذشته و ثبات باشد، کشیده می‌شود.»
به گفته شریفی‌یزدی، باید تحصیلات را از سواد رسانه‌ای جدا کنیم. ممکن است کسی دکترای فیزیک داشته باشد، اما چون در نظام آموزشی یا خانواده با مفهوم سواد رسانه‌ای آشنا نشده، در برابر یک پیام فریبنده در فضای مجازی، کاملاً بی‌دفاع عمل کند. تحصیلکرده بودن به معنای هوشیاری در فضای دیجیتال نیست.

سکوت قربانی؛ بازتولید جرم
یکی از تلخ‌ترین بخش‌های ماجرا، سکوت قربانیان است. این روان‌شناس اجتماعی با اشاره به اینکه سکوت قربانیان موجب تکرار این جرایم می‌شود ، می‌گوید: «یکی از تلخ‌ترین بخش‌های ماجرا، سکوت قربانیان است. بسیاری از افراد پس از کلاهبرداری، به دلیل ترس از فرو ریختن تصویر اجتماعی خود و جلوگیری از طعنه اطرافیان، سکوت می‌کنند. این یک مکانیزم دفاعی برای حفظ شخصیت است، اما همین سکوت باعث می‌شود چرخه کلاهبرداری تداوم یابد. قربانی که شکایت نمی‌کند، نه‌تنها حق خود را دریافت نمی‌کند، بلکه ناخواسته به کلاهبردار اجازه می‌دهد برای قربانی بعدی آماده شود.»
او راهکار این مسأله را آموزش و بالا بردن سوادرسانه می‌داند و تأکید می‌کند: «مقابله با این پدیده بدون آموزش فراگیر سوادرسانه‌ای ممکن نیست. این آموزش باید از همان دوران کودکی و در قالب برنامه‌های منظم در مدارس آغاز شود. به جای تمرکز صرف بر دروس تئوریک، به درس‌های زندگی هم نیاز داریم؛ آموزش تشخیص خبرهای نادرست، خطر لینک‌های ناشناس و دام‌های عاطفی در فضای مجازی از نکات مهم و سرفصل‌های این آموزش‌هاست.»
به اعتقاد این روان‌شناس، ظهور هوش مصنوعی ضرورت سواد دیجیتال را دوچندان کرده است. مسأله اصلی اینجاست که کاربران، به دلیل لحن انسانی و همدلانه‌ هوش مصنوعی، به‌طور ناخودآگاه با الگوریتم‌ها مانند یک دوست صمیمی برخورد می‌کنند. این توهم صمیمیت باعث می‌شود کاربر بدون درک ماهیت فنی این ابزارها، به توصیه‌های آنها اعتماد مطلق کند. در واقع، بسیاری از افراد نمی‌دانند که الگوریتم، نه لزوماً بر اساس حقیقت، بلکه بر اساس منطق سود و تعامل طراحی شده است.

 

بــــرش

رسانه؛ والد درجه 3

او، نقش رسانه را در کنار خانواده و مدرسه قرار می‌دهد و از آن به عنوان یک والد درجه سه یاد می‌کند؛ والدی که بویژه در نوجوانی و جوانی، اثرگذاری‌اش کمتر از والدین و معلم نیست. این روانشناس تأکید می‌کند: «ما برای فرزندان‌مان سه نوع والد داریم. در سال‌های اول زندگی، والد اصلی پدر و مادر و خانواده‌ هستند. در مهدکودک، مربی هم وارد این حلقه می‌شود و در مدرسه، معلم به یکی از مرجع‌های اصلی تبدیل می‌شود. اما یک والد درجه سه هم داریم و آن گروه همسالان و رسانه است. در دوره نوجوانی، این دو خیلی اثرگذار می‌شوند و گاهی حتی از خانواده هم جلو می‌زنند. در این سن، بچه‌ها خیلی وقت‌ها به حرف دوست و رسانه بیشتر از حرف پدر و مادر گوش می‌دهند. پس رسانه اگر بخواهد درست عمل کند، باید آگاه‌سازی را به وظیفه اصلی خود تبدیل کند؛  یعنی ضمن هشدار و توضیح آموزش هم بدهد.»
او می‌گوید: «این آموزش می‌تواند در قالب‌های مختلف ارائه شود. گاهی یک اثر هنری، گاهی یک مقاله تحلیلی اجتماعی و گاهی یک کلیپ دو یا سه دقیقه‌ای. مهم این است که پیام درست منتقل شود. چون ضریب نفوذ و قدرت پذیرش رسانه در نوجوان و جوان بالاست. اگر رسانه درست کار کند، می‌تواند پیش از آنکه فریب جا بیفتد، رسوایی آن را فاش کند.»
به اعتقاد شریفی‌یزدی، تا زمانی که آموزش رسمی، خانواده و رسانه دست به دست هم ندهند، این شکاف همچنان باقی می‌ماند و کلاهبردار، هر بار با چهره‌ای تازه، از همان نیازهای قدیمی مردم تغذیه  خواهد کرد.