«ایران» تأثیر جام جهانی بر مسیر توسعه فوتبال باشگاهی را بررسی می‌کند

زنگ بیـــداری

سینا حسینی / جام جهانی فوتبال سال‌هاست که دیگر یک تورنمنت رقابتی نیست، بلکه به مرجعی اثرگذار در جهت‌دهی به روندهای فنی و مدیریتی فوتبال جهان تبدیل شده است. این تورنمنت در عمل نقش یک کارگاه آموزشی بزرگ را ایفا می‌کند؛ فضایی که در آن مربیان، بازیکنان و مدیران می‌توانند تازه‌ترین دستاوردهای تاکتیکی و ساختاری را به‌صورت عینی مشاهده و تحلیل کنند و سپس آموزه‌های آن را به فوتبال داخلی خود انتقال دهند.
در کشورهای صاحب فوتبال، این چرخه یادگیری به‌صورت هدفمند و نظام‌مند اجرا می‌شود. وجود ساختارهای مدیریتی حرفه‌ای و ثبات در برنامه‌ریزی باعث شده فاصله میان فوتبال باشگاهی و سطح رقابت‌های جام‌جهانی به حداقل برسد. بر همین اساس، پیش‌بینی می‌شود پس از جام جهانی 2026، پنج لیگ معتبر جهان با ارتقایی محسوس در کیفیت فنی، افزایش سرعت بازی و تنوع بیشتر تاکتیکی مواجه شوند؛ روندی که در امتداد تکامل فوتبال مدرن در سطح باشگاهی قابل ارزیابی است. به‌عنوان نمونه، پس از جام جهانی 2018، بسیاری از تیم‌های اروپایی به‌صورت گسترده به استفاده از سیستم‌های پرسینگ پیشرفته و بازی مبتنی بر انتقال سریع روی آوردند؛ الگویی که به‌سرعت در لیگ‌های برتر نهادینه شد.
کشورهای در حال توسعه نیز از این مزیت بی‌بهره نمانده‌اند. تجربه نشان داده است که حتی الگوگیری محدود از آموزه‌های جام جهانی می‌تواند به بهبود نسبی در ساختار فنی این کشورها منجر شود. میزان بهره‌برداری از این فرصت، ارتباطی مستقیم با کیفیت زیرساخت‌ها و سطح مدیریت فوتبال دارد؛ عواملی که تعیین می‌کنند این کشورها تا چه اندازه قادر خواهند بود کیفیت مسابقات داخلی خود را 
ارتقا دهند.
در این میان، برای علاقه‌مندان به فوتبال ایران پرسشی جدی مطرح است که سهم فوتبال ایران از این تحول جهانی چه خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های ساختاری فوتبال کشور ممکن نیست. مشکلات زیرساختی، ضعف در مدیریت باشگاه‌ها و نبود یک الگوی حرفه‌ای پایدار، همچنان از مهم‌ترین موانع در مسیر رشد فنی فوتبال ایران به شمار می‌روند. بر این اساس، انتظار یک تحول گسترده و فوری چندان واقع‌بینانه نیست؛ هرچند تغییرات محدود و تدریجی در سبک بازی و نگرش فنی، دور از دسترس نخواهد بود.
نکته‌ای که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد، نقش تعیین‌کننده باشگاه‌ها در کیفیت تیم ملی است. در شرایطی که باشگاه‌های ایرانی از استانداردهای حرفه‌ای فاصله دارند، انتظار عملکردی فراتر از ظرفیت‌های موجود از تیم‌ملی در سطح رقابت‌های جهانی منطقی نخواهد بود. بنابراین، در ناکامی اخیر تیم ملی در جام جهانی 2026، سهم باشگاه‌ها کمتر از کادر فنی تیم ملی نخواهد بود و باید به‌صراحت به آن اشاره کرد؛ حتی اگر کسی در شرایط کنونی به آن اشاره نمی‌کند.
ناکامی‌های پی‌درپی باشگاه‌های ایرانی در رقابت‌های آسیایی و سهم نزدیک به صفر آنها در انتقال بازیکن به لیگ‌های معتبر اروپایی، نشان‌دهنده فاصله قابل‌توجه فوتبال ایران با استانداردهای روز دنیاست. این فاصله مستقیماً بر کیفیت تیم ملی تأثیر می‌گذارد و چرخه تولید و رشد بازیکن را با اختلال مواجه می‌کند. برای مثال، در حالی که کشورهای هم‌سطح ایران طی سال‌های اخیر بازیکنان متعددی را به لیگ‌های اروپایی صادر کرده‌اند، حضور بازیکنان ایرانی در این سطح همچنان محدود و پراکنده باقی مانده است.
اما مسیر اصلاح همچنان باز است؛ مشروط بر آنکه رویکردها از سطح توصیه‌های تکراری عبور کرده و به تصمیم‌های اجرایی و قابل سنجش نزدیک شوند.
نخستین و مهم‌ترین گام، اصلاح واقعی ساختار مدیریت باشگاه‌هاست. خصوصی‌سازی هدفمند، شفافیت مالی، پاسخگویی مدیریتی و فاصله گرفتن از تصمیمات کوتاه‌مدت، از پیش‌نیازهای شکل‌گیری یک باشگاه حرفه‌ای به‌شمار می‌آید. بدون این اصلاحات، هرگونه تحول فنی، مقطعی و ناپایدار خواهد بود.
گام دوم، بازتعریف نظام آکادمی و استعدادیابی است. فوتبال ایران نیازمند ایجاد یک شبکه یکپارچه برای کشف و پرورش استعدادهاست؛ سیستمی که از رده‌های پایه آغاز شود و با استانداردهای روز دنیا همخوانی داشته باشد. سرمایه‌گذاری در فوتبال پایه نه یک هزینه، بلکه یک ضرورت راهبردی است که در بلندمدت بازدهی فنی و اقتصادی نیز خواهد داشت.
گام سوم، به‌روزرسانی دانش فنی مربیان و ورود جدی به فوتبال داده‌محور است. تحلیل عملکرد، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و تعامل مستمر با جریان روز فوتبال جهان می‌تواند شکاف تاکتیکی موجود را کاهش دهد. فاصله گرفتن از روش‌های سنتی و حرکت به‌سوی فوتبال مبتنی بر داده، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.
و در گام پایانی، تسهیل فرآیند انتقال بازیکنان به لیگ‌های معتبر جهانی قرار دارد. حضور بازیکنان ایرانی در فوتبال اروپا، علاوه بر ارتقای کیفیت فردی آن‌ها، موجب انتقال تجربه و دانش فنی به داخل کشور می‌شود؛ حلقه‌ای که سال‌هاست در فوتبال ایران مغفول مانده و سهم باشگاه‌های ایرانی در بازار جهانی را به پایین‌ترین سطح ممکن رسانده است.
جام جهانی 2026 برای فوتبال ایران بیش از آنکه یک ویترین رقابتی باشد، یک آزمون مدیریتی و فنی محسوب می‌شود؛ آزمونی که نشان می‌دهد آیا این فوتبال آمادگی پذیرش تغییر را دارد یا همچنان در مدار تکرار حرکت خواهد کرد. اگر این فرصت نیز بدون اصلاحات ساختاری سپری شود، فاصله فوتبال ایران با جریان اصلی فوتبال جهان نه‌تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه عمیق‌تر نیز خواهد شد.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و سه
 - شماره نه هزار و هفتاد و سه - ۲۳ تیر ۱۴۰۵