صباح زنگنه کارشناس مسائل غرب آسیا از نفوذ معنوی و فرهنگی ایران در منطقه گفت
گروه سیاسی
صباح زنگنه، سفیر و نماینده اسبق ایران در سازمان همکاری اسلامی، استقبال بینظیر عراقیها از پیکر رهبر شهید ایران در نجف و کربلا را پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو ملت و بخصوص شناخت مردم این کشور از شخصیت و مشی فکری آیتالله خامنهای میداند.
زنگنه در گفتوگو با «ایران» و در ارزیابی مشارکت بیش از 8 میلیون عراقی در مراسم تشییع آیتالله خامنهای، توضیح میدهد: «آیتالله خامنهای در سالهای جوانی، پس از طی بخشی از مراحل تحصیل علوم دینی در مشهد و سپس قم، راهی عراق شدند و مدتی در حوزههای علمیه نجف و کربلا به تحصیل، تدریس و مباحثه پرداختند. اما حضور ایشان در عراق، صرفاً به فعالیتهای حوزوی محدود نشد.» به گفته وی، «آیتالله خامنهای همزمان با فراگیری علوم دینی، با دقت به مطالعه ساختار اجتماعی، فرهنگ عمومی، تاریخ معاصر، تحولات سیاسی و ویژگیهای جامعه عراق پرداختند و تلاش کردند شناختی عمیق از این کشور و مردم آن به دست آورند.»
به اعتقاد زنگنه، «یکی از مهمترین ابعاد این حضور، آشنایی گسترده آیتالله خامنهای با زبان و ادبیات عربی عراق بود؛ آشناییای که تنها در حد مکالمه یا مطالعه متون دینی باقی نماند، بلکه ایشان را با برجستهترین آثار و چهرههای ادبی عراق پیوند داد و موجب شد گنجینه ارزشمندی از ادبیات عرب را بشناسند و با آن مأنوس شوند.»
این کارشناس مسائل منطقه، تأکید میکند: «این ارتباط فرهنگی پس از بازگشت آیتالله خامنهای به ایران نیز ادامه یافت و هرگز قطع نشد.» از نگاه زنگنه، استمرار این پیوند سبب شد بسیاری از اندیشمندان، شاعران و ادیبان برجسته جهان عرب، بهویژه عراق، ارتباط نزدیکی با ایشان برقرار کنند. در همین چارچوب، وی به دیدار زندهیاد «محمدمهدی جواهری»، ملکالشعرای جهان عرب، با آیتالله خامنهای در دوران ریاستجمهوری ایشان اشاره میکند و میگوید: «این دیدار صرفاً یک ملاقات رسمی سیاسی نبود، بلکه گفتوگویی ادبی، فرهنگی و علمی میان دو شخصیت صاحبنظر به شمار میرفت.» به گفته زنگنه، «جواهری در همان مقطع اشعاری نیز در توصیف شخصیت آیتالله خامنهای سرود که نشاندهنده احترام و جایگاه فرهنگی ایشان در میان نخبگان ادبی عراق بود.»
وی همچنین از شخصیتهایی همچون سیدمصطفی جمالالدین و شماری از شاعران شناختهشده جنوب عراق نام میبرد که در مقاطع مختلف با آیتالله خامنهای دیدار کردند. افزون بر این، در نشستهای ادبی و شعری که در دفتر یا حسینیه ایشان برگزار میشد، شاعران و ادیبان برجستهای از عراق، لبنان، سوریه، مصر و دیگر کشورهای عربی حضور مییافتند و به تبادل نظر درباره شعر، ادبیات و فرهنگ میپرداختند. به باور زنگنه، این بخش از شخصیت آیتالله خامنهای کمتر مورد توجه قرار گرفته و هنوز آنگونه که باید برای افکار عمومی شناخته نشده است. در حالی که همین شناخت فرهنگی عمیق، بعدها در توسعه ارتباطات فکری، اجتماعی و حتی سیاسی با ملتهای منطقه نقش مهمی ایفا کرد.
شناخت فرهنگی؛ زیربنای روابط پایدار دو ملت
زنگنه معتقد است: «شناخت عمیق آیتالله خامنهای از جامعه عراق، تنها یک تجربه فردی نبود، بلکه به بستری برای تقویت پیوندهای فرهنگی و اجتماعی میان دو ملت تبدیل شد؛ پیوندهایی که بهتدریج بر روابط سیاسی نیز اثر گذاشت و زمینه تفاهم بیشتر میان ایران و عراق را فراهم کرد.»
وی روابط ایران و عراق را حاصل ریشههای مشترک تمدنی و علمی میداند و معتقد است: «بسیاری از متفکران برجسته دو کشور، در حقیقت از یک سنت فکری مشترک تغذیه کردهاند.» او برای تبیین این موضوع، به نامهایی همچون شهید سیدمحمدباقر صدر در عراق و شهید مرتضی مطهری در ایران اشاره میکند و میگوید: «این اندیشمندان، اگرچه در دو کشور مختلف زندگی میکردند، اما از سرچشمهای واحد در اندیشه اسلامی بهره میبردند و آثار آنان میراث مشترک جهان اسلام به شمار میرود.»
زنگنه بر این باور است که این اشتراکات تنها در سطح نخبگان باقی نمانده، بلکه در میان مردم دو کشور نیز نمود یافته است. به گفته او، «طی دهههای گذشته، روابط خانوادگی، اجتماعی و مذهبی میان ایرانیان و عراقیها بهگونهای گسترش یافته که بسیاری از خانوادهها خود را در غم و شادی یکدیگر شریک میدانند.»
وی مراسم بزرگ اربعین را نمونه بارز این پیوند اجتماعی میداند. آیینی که هر سال میلیونها ایرانی در آن حضور مییابند. در مقابل، حضور گسترده مردم عراق در مناسبتهایی همچون سالروز شهادت امام رضا(ع) در مشهد نیز جلوه دیگری از همین ارتباط عمیق میان دو ملت است.
جلوهای از پیوندهای تاریخی و فرهنگی
این دیپلمات پیشین معتقد است: «مراسم تشییع و بزرگداشت آیتالله خامنهای در عراق، بهویژه در شهرهای نجف و کربلا، جلوهای از همین پیوندهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی بود و نشان داد که روابط دو ملت فراتر از تعاملات رسمی دولتهاست.»
به گفته او، «در این مراسم تنها علما، نویسندگان، شخصیتهای فرهنگی و احزاب سیاسی حضور نداشتند، بلکه طیف گستردهای از مسئولان عالیرتبه عراق نیز شرکت کردند، از جمله رؤسایجمهوری، نخستوزیران، رئیس قوه قضائیه، نمایندگان پارلمان و مسئولان ارشد عراق. همچنین رهبران مذاهب و ادیان مختلف عراق، اعم از شیعه، اهل سنت، مسیحیان و پیروان آیینهای دیگر نیز در این مراسم حضور یافتند.»
زنگنه این حضور فراگیر را نشانه احترام گستردهای میداند که شخصیتهای مختلف عراق برای جایگاه علمی، دینی و فرهنگی آیتالله خامنهای قائل بودند. او یادآور میشود: «بسیاری از این شخصیتها پیشتر در دیدارهای رسمی یا غیررسمی با ایشان گفتوگو کرده و از دیدگاههایشان بهره برده بودند.»
از نگاه وی، این مراسم تنها یک رویداد داخلی عراق نبود، بلکه پیامهای مهمی برای منطقه و جامعه جهانی نیز در برداشت. زنگنه معتقد است: «این حضور گسترده نشان داد بسیاری از تحلیلهایی که طی سالهای گذشته درباره جایگاه اجتماعی آیتالله خامنهای یا روابط ایران با ملتهای منطقه مطرح میشد، با واقعیتهای میدانی فاصله داشته است.»وی تأکید میکند: «آیتالله خامنهای همواره بر وحدت ملتهای مسلمان، تقویت روابط میان کشورهای همسایه و حفظ انسجام منطقهای تأکید داشتهاند. ایشان در مقاطع مختلف، چه در دوران نمایندگی مجلس شورای اسلامی، چه در دوره ریاستجمهوری و چه در دوران رهبری جمهوری اسلامی، همواره مخالفت خود را با آسیب دیدن مردم عراق ابراز کردهاند.» او در این زمینه به موضوع صادرات گاز و برق ایران به عراق اشاره میکند و میگوید: «حتی در دورههایی که عراق به دلیل تحریمها یا فشارهای خارجی در بازپرداخت بدهیهای خود با مشکل روبهرو بود، آیتالله خامنهای اجازه نمیدادند قطع این خدمات موجب آسیب دیدن مردم عراق شود و بر ادامه همکاریهای انسانی تأکید داشتند.»
پیام خاص برای آمریکا
به باور زنگنه، پیام دیگر این رویداد متوجه ایالاتمتحده بود. او معتقد است: «این مراسم نشان داد جایگاه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آیتالله خامنهای در منطقه بسیار فراتر از چیزی است که برخی محافل سیاسی در آمریکا تصور میکنند.» از دیدگاه وی، سیاستمداران آمریکایی در مواردی تحت تأثیر تحلیلهای نادرست قرار گرفتهاند و شناخت دقیقی از واقعیتهای اجتماعی منطقه ندارند. زنگنه تأکید میکند: «مهمترین پیام این رویداد، چه در داخل ایران و چه در سطح منطقه، تأکید بر ظرفیت وحدتآفرین ملتها و اهمیت احترام متقابل میان کشورها بود.» به اعتقاد او، هر اندازه شناخت متقابل ملتهای منطقه افزایش یابد، زمینه برای همکاریهای پایدار، کاهش سوءتفاهمها و شکلگیری فصل تازهای از روابط منطقهای نیز فراهمتر خواهد شد.وی در پایان میگوید: «اگر برخی دولتها در ارزیابی جایگاه ایران و نقش رهبران آن دچار برداشتهای نادرست شدهاند، اکنون فرصت مناسبی برای بازنگری در این نگاه و حرکت به سوی تفاهمی مبتنی بر احترام متقابل فراهم شده است.» از دیدگاه زنگنه، روابط منطقهای زمانی به ثبات و امنیت پایدار خواهد رسید که گفتوگو، همکاری و احترام جایگزین تقابل، فشار و اقدامات تنشزا شود.

