پیکر رهبر شهید و خانواده شهیدش در حرم مطهر رضوی آرام گرفت
پاسدار اسلام و ایران
معاون سردبیر
پس از تشییع میلیونها ایرانی و بدرقه تاریخساز مردم سراسر منطقه در شهرهای عراق، پیکر رهبر شهید ایران سرانجام در حرم مطهر رضوی آرام گرفت. از خراسان آمده بود و در پایان عمر یکسره جهاد و ایستادگیاش، در پناه یار خراسانی خویش آرمید. چه آرمیدنی! سوگ حماسی ایرانیان و مردم منطقه نشان داد که با شهادت آیتالله خامنهای نه فقط در ایران بلکه در منطقه غرب آسیا، قرار از دلها و جانهای آزادگان رفته است. هنگامی که «پیکر» رهبر شهید در عراق بود، دشمن خیال کرد فرصت خوبی است تا بخشی از شکستهایش را جبران کند. نمیدانست که «خامنهای شهید» از «آیتالله سیدعلی خامنهای» قویتر و برای دشمنان ایران خطرناکتر است. پس از دست درازی تازه دشمن، فرزندان خامنهای شهید به پا خاستند و دیگر بار دشمن را به شکستی تازه رهنمون شدند. چرا که شهادت خامنهای به معنای پایان خامنهای نیست؛ آغاز تازهای از راه خامنهای برای فرزندان خامنهای است؛ اما با عزمی راسختر، پاهایی میخ شده بر زمین و مشتهایی گره کرده. هر مشت تازهای که دشمن میخورد، اشارتی است از مشت گره کرده رهبر شهید. ترور و شهادت، به معنای پایان راه و آرمان آیتالله سیدعلی خامنهای نیست. این جنایت به ضد خود تبدیل شد؛ شیشه عطر آرمان و عقیده و ایمان آیتالله خامنهای را شکست و آنچه دشمن در روزهای تشییع در ایران و عراق دید، حاصل پراکندن عطر رهبر شهیدی بود که آرمانش نه فقط استقلال ایران، بلکه رهایی ملتهای آزاده جهان از زنجیرهای استکبار بود. دشمن در خیابان پاستور تهران آیتالله سیدعلی خامنهای را ترور کرد، حالا باید در هر شهر و دیار غرب آسیا با آرمان خامنهای شهید روبهرو شود.
پس از تشییع در عراق، پیکر رهبر شهید در شرایطی به میهناش بازگشت که جنگ برقرار و تهدید دشمن بالا بود. ایرانیان را این نگرانی در دل بود که نکند دشمن از پیکر خامنهای شهید انتقام بگیرد؟ از این دشمن هر جنایت و سبوعیتی برمیآید. پس، سربازان رهبر شهید دست به کار شدند؛ جنگندههای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به پرواز درآمدند و در آسمان ایران از پیکر رهبر شهید محافظت کردند. تصاویر منتشر شده از این همراهی جنگندههای ایرانی نشان داد که تا زمان رسیدن هواپیمای حامل پیکر، از عراق به مشهد مقدس و فرود آمدن در فرودگاه شهید هاشمینژاد، خلبانان نیروی هوایی با چه نگاه حسرت باری به هواپیمای حامل پیکر نگاه میکردند. در آن تابوت، قامتی غرق به خون آرمیده بود که در 37 سال زعامت خویش، به آنان درس آزادی وطن و ایستادگی برای استقلال میهن را آموخته بود. در آن هواپیما، پیکر مردی بود که در همه عمرش از هیچ دشمنی نترسید و برای حفظ استقلال ایران قدمی واپس نگذاشت. خلبانان نه فرمانده، که آموزگار ایرانخواهی و اسلامدوستی را همراهی میکردند، فرمانده کل قوا که زودتر از سربازان و فرماندهانش، خونش به دست دشمن ریخته شد و این رادمردی و شهادت، نمونهای کمنظیر در تاریخ این سرزمین است.
مشهدیها در وداع با همشهری خویش سنگ تمام گذاشتند. فقط مشهدیها نبودند. پنجشنبه گذشته، از فرودگاه شهید هاشمینژاد تا همه خیابانهای منتهی به حرم رضوی، مملو از مردمی بود که از شهرها و استانهای همجوار آمدند تا برای آخرین بار در این جهان، با رهبر شهید همراه باشند. در حرم مطهر رضوی، نماز بر «پیکرها» را فرزند ارشد رهبر شهید، آیتالله سیدمصطفی خامنهای اقامه کرد. اما چرا «پیکرها»؟ چرا فقط پیکر رهبر شهید نباشد؟ بقیه پیکرها و تابوتها مربوط به چه کسانی بود؟ رهبر جمهوری اسلامی ایران در محل کارش ترور شد، هنگامی که دیگر اعضای خانوادهاش، همچون یک روز معمولی یک زندگی عادی یک ایرانی، در خانههای خود که در مجموعه بیت رهبری قرار داشت، درحال گذران عمر بودند. اما این دشمن عجیب، این دشمن بی مهار که برای او جنگ و ترور، یکسان است و در خونریزی و هجوم به ملتهای مستقل هیچ خط قرمزی ندارد، این جنگ را با ترور رهبر انقلاب اسلامی آغاز کرد. بنابراین آیتالله سیدعلی خامنهای، در همان محل کارش، بدون اینکه کشور هیچ اعلامی مبنی بر جنگ دریافت کرده باشد، به همراه خانوادهاش به شهادت رسید. این شهادتی عظیم است که تاریخ در مقابل آن سر تعظیم فرود خواهد آورد. زمانی، آیتالله سیدعلی خامنهای، هنگام توضیح فرار رضاشاه از ایران پس از هجوم متفقین، گفته بود: «برای یک کشور، برای یک ملّت بیش از این سرافکندگی که در رأس کشور، یک کسی باشد که حکومت انگلیس او را بیاورد سرِ کار، بعد که نپسندید و برخلاف میلش شد، بگوید برو؛ او هم مجبور باشد برود! خیلی خب انگلیسها پیغام دادند که باید تو بروی! تو اگر مَردی، اگر انسانی، اگر غیرتی در وجود تو هست، اگر یک جو غیرت داری، بگو نمیروم؛ بگذار تو را بکشند!» بودند کسانی که فکر نمیکردند این حرفها، فراتر از حرف، بیانگر یک عقیده راسخ و یک ایمان پایدار است. آیتالله خامنهای در مقابل تهدید دشمنان، یک گام عقب نرفت، ایستاد و فقط ایستاد.
حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر رهبر شهید، نقل کرد که در این اواخر، در گفتوگویی با رهبر شهید، به ایشان گفته بود که شما خانواده و عائله دارید، اگر شهید شوید، سرنوشت آنان چه میشود؟ پاسخ آیتالله خامنهای کوتاه و کوبنده بود: «انشاءالله باهم شهید میشویم.» و باهم شهید شدند؛ به همراه دختر بزرگش، دامادش، عروسش و نوه زیبایش.
رهبر شهید در همان اشاره به فرار رضاشاه، پس از بیان اینکه «تو اگر مَردی، اگر انسانی، اگر غیرتی در وجود تو هست، اگر یک جو غیرت داری، بگو نمیروم؛ بگذار تو را بکشند.» گفتند: «برای یک ملّت، ننگ از این بالاتر؟ انقلاب آمد این حکومت را سرنگون کرد، انقلاب آمد کشور را از زیر پای این انسانهای حقیر و پست و ظالم بیرون کشید. روحیه انقلابی جان این ملّت است، روح این ملّت است.» آیتالله سیدعلی خامنهای عصاره و نماد و تبلور متعالی این روح انقلابی بود و شهادتش، جان تازهای به جان و روح این ملت دمید. او غیرت ایران و اسلام داشت که مانند کوه ایستاد. این جان و روح، نه فقط آینده ایران را میسازد و نقشه راهش را ترسیم میکند، بلکه برای دههها و شاید سدهها، استقلال این وطن عزیز را نیز تضمین میکند.
رهبر شهید با خون خویش، نهال استقلال خواهی ایرانیان را بارور کرد، نهالی که در دوره جدید، دستکم 300 سال قدمت دارد و انقلاب اسلامی یکی از تبلورهای عالیه آن بود. حالا چنین رهبری، در «رواق دارالذکر» حرم مطهر رضوی آرمیده است. در سمت راست قبر مطهر ایشان قبر نوه عزیزدردانه 14 ماههاش قرار دارد، پایین قبر رهبر شهید قبر دامادش، پایینتر قبر دخترش و در نهایت قبر عروس رهبر شهید که همسر رهبر معظم انقلاب اسلامی هم بودند.
این قبرها چقدر سادهاند! 5 قبر ساده از یک خانواده، در جایی که محل عبور و مرور زائران امام رضا(ع) است و محل ذکر و نماز و راز و نیاز آنان. آقای خامنهای و خانوادهاش زندگی بسیار سادهای داشتند. دشمنان و بدخواهان و بدگویان هیچ گاه نتوانستند درباره وضع مالی و ثروت این خانواده، نکته گزافی پیدا کنند. پس از آن سادگی و قناعت و بی نیازی در زندگی، حالا این 5 قبر ساده، قبوری که حتی اسامی روی آنها هم ساده است: شهید آیتالله سیدعلی خامنهای؛ نه حرفی بیشتر. این قبر و این سادگی، یادآور سادگی قبر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی است که روی آن فقط یک کلمه نوشته شده است: «سرباز.» قبر حاج قاسم و قبر رهبر شهیدش آیتالله سیدعلی خامنهای، بیانگر تاریخی از آرمانخواهی است، تاریخ انسانهایی که عقیدههای الهی و آرمانهای متعالی را به زرق و برقهای این جهانی ترجیح میدهند. چرا که شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، در زندگی و شهادت چیزی جز این نبود: مردی که جز اسلام و ایران چیز دیگری نخواست و جز اعتلای تشیع و ایران، سرمایه دیگری نیندوخت. این قبور ساده، بیانگر آغاز عصر تازهای در ایران است؛ عصر تحکیم پیوند اسلام و ایران که خون پاک شهید خامنهای تداوم این پیوند را تضمین کرد.

