در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» دومین بازی تیم ملی در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی میکند
رویای صعود هنوز زنده است
ایران در مسابقه اول خود در این گروه نشان داد که در فاز حمله، تیمی زنده و خطرناک است و توان خلق موقعیت دارد، اما در فاز دفاعی همچنان با چالش فاصله بین خطوط و ناهماهنگی در زمان انتقالها روبهروست. همین مسأله اگر مقابل تیمی مثل بلژیک تکرار شود، میتواند خیلی سریع به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود. در سمت مقابل، بلژیک با وجود تساوی برابر مصر، همچنان تیمی با کیفیت فردی و ساختاری بالاست و با حضور بازیکنانی مثل کوین دیبروینه، روملو لوکاکو و جرمی دوکو در هر لحظه میتواند جریان بازی را تغییر دهد و از کوچکترین فضاها بیشترین بهره را ببرد.
آرایش تیمی ایران در بازی اول با ساختاری نزدیک به ۴-۳-۳ وارد زمین شد که در فاز دفاعی به ۴-۴-۲ یا ۴-۱-۴-۱ تبدیل میشد، اما مشکل اصلی نه در شکل کلی، بلکه در فاصله بین هافبک دفاعی و خط دفاع بود؛ جایی که باعث شد حریف بتواند بین خطوط ایران بازی کند و به محوطه نزدیک شود. در فاز حمله، ایران زمانی که توپ را سریع به نیمفضاها رساند، توانست خطرناک ظاهر شود، اما هنوز در ایجاد فشار مستمر و کنترل ریتم بازی ضعف دارد.
بلژیک هم در بازی اول با آرایش ۴-۳-۳ شروع کرد و در جریان مسابقه به شکلی سیال به ۴-۲-۳-۱ تغییر وضعیت داد؛ جایی که کوین دیبروینه عقبتر میآید و نقش مغز متفکر را در اختیار میگیرد. مشکل این تیم در دیدار برابر مصر بیشتر در سرعت تبدیل مالکیت به موقعیت بود، نه در کیفیت ساختاری؛ یعنی تیمی که توپ را خوب حفظ میکند اما همیشه سریع و کشنده تمام نمیکند، با این حال همچنان در فاز فردی بسیار خطرناک است.
برای ایران، در بازی مقابل بلژیک، تغییر اصلی باید در منطق دفاعی باشد، نه فقط در نفرات. بهترین نسخه در این بازی همچنان ۴-۲-۳-۱ در شروع بازی است، اما در فاز بدون توپ باید به ۴-۱-۴-۱ فشرده تبدیل شود تا مرکز زمین کاملاً بسته شود و دیبروینه فضای بین خطوط را از دست بدهد. یکی از هافبکها باید نقش کاملاً تخریبی و سایه مستقیم روی او داشته باشد تا اجازه ندهد بازی از مرکز زمین هدایت شود.
در کنارهها، ایران باید با دقت بیشتری عمل کند، چون بخش مهمی از تهدید بلژیک از حرکتهای انفجاری جرمیدوکو و نفوذ از نیمفضاها شکل میگیرد. فولبکها نباید بیگدار جلو بروند و باید همیشه یک لایه پوششی پشت خود داشته باشند تا روملو لوکاکو در فضای پشت مدافعان تغذیه نشود. کنترل عمق خط دفاعی در این مسابقه حیاتی است، چون بلژیک حتی با یک پاس عمقی میتواند ساختار دفاعی را به هم بریزد.
در فاز حمله، ایران نمیتواند صرفاً منتظر ضدحمله بماند، اما در عین حال نباید وارد مالکیت بیهدف شود. بهترین راهکار استفاده از انتقالهای سریع است؛ یعنی به محض گرفتن توپ، در دو یا سه پاس به پشت فولبکهای بلژیک حمله شود، جایی که فضای خالی ایجاد میشود. بازی مستقیم و هدفمند، بهخصوص پشت خط دفاعی جلوکشیده بلژیک، میتواند یکی از معدود راههای واقعی ایجاد موقعیت باشد.
این بازی بیش از آنکه جنگ ستارهها باشد، نبرد نظم و تصمیمگیری است. ایران اگر بتواند ساختار دفاعی فشرده، کنترل مرکز زمین و استفاده هوشمندانه از لحظههای انتقال را کنار هم بگذارد، گرفتن امتیاز از بلژیک نه یک شگفتی، بلکه یک سناریوی کاملاً قابل اجرا خواهد بود؛ سناریویی که میتواند مسیر صعود را برای یوزها زنده نگه دارد.

