محدودیت اینترنت، کابوس گیمرهای نسل زد
محمد زهتابی
رئیس کمیسیون بازی و سرگرمیهای
سازمان نظام صنفی رایانهای کشور
وقتی از آسیبهای محدودیتهای اخیر اینترنت صحبت میکنیم، معمولاً ذهنها به سمت فروشگاههای آنلاین، تاکسیهای اینترنتی یا کسبوکارهای دیجیتال میرود. اما کمتر درباره میلیونها بازیکن ایرانی و هزاران بازیسازی صحبت میشود که زندگی حرفهای و شخصیشان به اینترنت گره خورده است. این در حالی است که بازیهای ویدیویی، امروز دیگر صرفاً یک سرگرمی ساده نیستند؛ آنها رسانهاند، اقتصادند، فرهنگاند و برای نسل جوان، بخشی از زندگی روزمره محسوب میشوند.
در سالهای اخیر، بازیسازان ایرانی تلاش کردهاند با وجود همه محدودیتها، جایگاه خود را در بازار منطقه و جهان پیدا کنند. بسیاری از استودیوهای داخلی با تیمهای کوچک اما خلاق، توانستهاند بازیهایی تولید کنند که میلیونها کاربر جذب کردهاند. اما توسعه بازی در جهان امروز بدون اینترنت تقریباً غیرممکن است. موتورهای بازیسازی، ابزارهای فنی، سرویسهای ابری، فروشگاههای بینالمللی، تبلیغات دیجیتال، تحلیل دادهها، ارتباط با ناشران و حتی آموزش نیروهای جدید، همگی وابسته به اینترنت پایدار و قابل اعتماد هستند.
وقتی اینترنت مختل میشود، فقط یک بازی آنلاین از دسترس خارج نمیشود؛ زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی و انسانی متوقف میشود. توسعهدهندهای که نمیتواند فایل پروژه را دریافت کند، هنرمندی که به ابزارهای آنلاین دسترسی ندارد، تیمی که ارتباطش با ناشر خارجی قطع میشود یا بازیسازی که امکان انتشار بهروزرسانی را از دست میدهد، همگی بخشی از خساراتی هستند که شاید در آمارهای رسمی دیده نشود، اما در واقعیت وجود دارد.
از سوی دیگر، جامعه بازیکنان ایرانی نیز در این مدت فشار سنگینی را تحمل کردهاند. نسل جدید ایران نسلی است که بخش مهمی از ارتباطات اجتماعی، تفریح، رقابت و حتی یادگیری خود را در فضای بازی تجربه میکند. برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، بازی فقط «وقتگذرانی» نیست؛ فضایی برای دوستی، تعامل، هیجان و تخلیه روانی است. در دورهای که فشارهای اقتصادی و اجتماعی افزایش یافته، بازیهای آنلاین به یکی از معدود فضاهای سالم برای تجربه شادی جمعی، کاهش اضطراب و حفظ ارتباطات اجتماعی تبدیل شدهاند.
اما محدودیتهای مکرر اینترنت، تجربه بازی را برای میلیونها نفر مختل کرده است. از دست رفتن دسترسی به سرورها، افزایش شدید تأخیر، ناپایداری اتصال و محدود شدن سرویسهای بینالمللی باعث شده کاربران ایرانی عملاً از بخشی از جهان دیجیتال حذف شوند. این موضوع تنها یک مسأله فنی نیست؛ بلکه نوعی احساس فاصله افتادن و عقب افتادن در حوزه رقابتهای دیجیتالی و اجتماعی ایجاد میکند، بهویژه در میان نسلی که جهان را از دریچه اینترنت میبیند.
باید بپذیریم که صنعت بازی یکی از مهمترین صنایع آینده جهان است. امروز درآمد جهانی بازیهای ویدیویی از مجموع سینما و موسیقی بیشتر شده و کشورهایی که روزی تنها مصرفکننده بودند، حالا با سرمایهگذاری روی بازیسازی به قدرتهای فرهنگی و اقتصادی تبدیل شدهاند. عربستان سعودی میلیاردها دلار در این صنعت سرمایهگذاری میکند، ترکیه به یکی از قطبهای استارتاپی بازی تبدیل شده و کشورهای شرق آسیا سالهاست بازی را بهعنوان ابزار قدرت نرم میبینند.
در چنین شرایطی، ایران نیز ظرفیت بزرگی در اختیار دارد؛ نیروی انسانی جوان، خلاق و بااستعداد. اما این ظرفیت بدون زیرساخت مناسب نمیتواند شکوفا شود. بازیسازی صنعتی جهانی است و نمیتوان آن را در فضایی محدود و ناپایدار رشد داد. حتی موفقترین تیمهای ایرانی نیز برای بقا نیازمند ارتباط دائمی با اکوسیستم جهانی هستند.
از منظر اقتصادی نیز خسارتهای ناشی از محدودیتهای اخیر در دسترسی به اینترنت، در این حوزه قابل توجه است. هرچند در دورههایی از محدودیت اینترنت، برخی بازیهای داخلی به دلیل کاهش دسترسی کاربران به نمونههای خارجی با استقبال کوتاهمدت روبهرو شدند، اما این وضعیت درنهایت نتوانست زمینهساز توسعهای پایدار برای صنعت بازی کشور باشد. بسیاری از استودیوهای بازیسازی که برای بازارهای خارجی و صادرات محصولات خود فعالیت میکردند، ناچار شدند فعالیتهای خود را محدود یا متوقف کنند. برخی پروژهها نیمهتمام ماندند و برخی نیروهای متخصص نیز ترجیح دادند مهاجرت کنند یا همکاری خود را با شرکتهای خارجی ادامه دهند. در صنعتی که مهمترین سرمایهاش نیروی انسانی است، از دست دادن متخصصان میتواند آسیبهایی بلندمدت ایجاد کند.
اما شاید مهمترین مسأله، آینده باشد؛ آیندهای که در آن مرز میان دنیای واقعی و دیجیتال هر روز کمرنگتر میشود. جامعه بازیساز ایران نیز عمدتاً از دل طبقه متوسط شهری شکل گرفته است؛ نسلی تحصیلکرده، خلاق و آشنا با فناوری که تلاش کرده با اتکا به دانش و مهارت خود، جایگاهی در اقتصاد دیجیتال پیدا کند. این نسل نمیتواند نسبت به محدود و گروهبندی شدن دسترسی به اینترنت بیتفاوت باشد؛ زیرا اینترنت برای او نه یک ابزار لوکس، بلکه بستر کار، آموزش، خلاقیت و ارتباط با جهان است.
همه ما میدانیم موتور محرک پیشرفت کشور در آینده، اقتصاد دانشبنیان مبتنی بر سرمایه انسانی خواهد بود. این سرمایه انسانی بدون دسترسی آزاد به دانش، ارتباطات جهانی و امکان حضور در اقتصاد بینالمللی، بهتدریج دچار فرسودگی و سرخوردگی میشود.
نگاه به بازی و اینترنت باید فراتر از سرگرمی یا مصرف فرهنگی باشد. این حوزهها مستقیماً با اشتغال، امید اجتماعی، مهاجرت نخبگان، صادرات فرهنگی و حتی تصویر بینالمللی ایران مرتبط هستند. جوانی که امروز در یک استودیوی بازیسازی کار میکند، میتواند فردا خالق محصولی جهانی باشد؛ به شرط آنکه امکان اتصال پایدار به جهان را داشته باشد.
محدودیتهای طولانیشده اینترنت شاید در ظاهر تصمیمی کوتاهمدت باشد، اما آثار آن بلندمدت و عمیق است. اعتماد ازدسترفته کاربران، ناراحتی روانی تیمهای تولید، عقبماندن فناوری و مهاجرت استعدادها، مسائلی نیستند که بهسادگی جبران شوند. صنعت بازی ایران هنوز زنده و خلاق است و میتواند رشد کند؛ اما ادامه این مسیر بدون ثبات ارتباطی بسیار دشوار خواهد بود.
تجربه صنایع مختلف در ایران نیز نشان داده که محدودسازی دسترسی به محصولات و خدمات بینالمللی، لزوماً به رشد پایدار داخلی منجر نمیشود. در بسیاری موارد، نتیجه نهایی کاهش کیفیت، افزایش هزینه برای مصرفکننده و فاصله گرفتن تدریجی از استانداردهای جهانی بوده است. صنعت بازی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید اینترنت را نه صرفاً یک ابزار، بلکه بخشی از زیرساخت توسعه کشور دانست. همانطور که برق، جاده یا آب برای رشد اقتصادی ضروری هستند، اینترنت پایدار نیز برای آینده فرهنگی و اقتصادی ایران حیاتی است. اگر میخواهیم نسل آینده در ایران بماند، خلق کند و در رقابت جهانی سهمی داشته باشد، باید امکان اتصال امن، پایدار و قابل اعتماد به جهان را برایش فراهم کنیم.
شاید مهمترین پرسش این باشد: آیا میخواهیم در اقتصاد و فرهنگ آینده جهان نقش داشته باشیم یا تنها تماشاگر آن باشیم؟ پاسخ این سؤال، تا حد زیادی به کیفیت رابطه ما با اینترنت و جهان دیجیتال بستگی دارد.

