خوانش «ممد نبودی ببینی» از منظر جامعه شناسی موسیقی
نوحهای که به حافظه جمعی جنگ تبدیل شد
روزنامه نگار و پژوهشگر موسیقی
در میان همه سرودها و نوحههای سالهای جنگ ایران و عراق، کمتر اثری توانسته مانند «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» در حافظه تاریخی ایرانیان ماندگار شود. نوحهای با صدای کویتیپور، شعری از جواد عزیزی و ملودیای برخاسته از آیینهای سوگواری جنوب ایران که پس از آزادی خرمشهر به نماد همزمانِ پیروزی و فقدان بدل شد؛ اثری در آواز افشاری که ریشههایش به دهه چهل و نوحهخوانی جهانبخش کردیزاده، مشهور به «بخشو»، بازمیگردد.
نوحه «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» فقط یک قطعه مشهور مربوط به دوران جنگ ایران و عراق نیست؛ این اثر را میتوان یکی از مهمترین نمونههای پیوند موسیقی آیینی، حافظه جمعی و روایت تاریخی در ایران معاصر دانست. کمتر نوحهای در تاریخ موسیقی مذهبی ایران توانسته تا این اندازه از فضای مراسم مذهبی فراتر برود و به بخشی از هویت شنیداری چند نسل تبدیل شود. هنوز هم با گذشت دههها، شنیدن مصرع آغازین این نوحه، بلافاصله تصویر خرمشهر، جنگ و نام محمد جهانآرا را در ذهن بسیاری زنده میکند.
آنچه «ممد نبودی» را ماندگار کرده، فقط بار عاطفی شعر نیست؛ بلکه ترکیب کمنظیری از شعر، ملودی، لحن اجرا و زمینه تاریخی است. این قطعه در لحظهای متولد شد که جامعه ایران همزمان دو احساس متضاد را تجربه میکرد: اندوهِ از دست دادن فرماندهان و شهدای جنگ و شور ناشی از آزادی خرمشهر. همین دوگانگی احساسی، در ساختار موسیقایی و اجرایی نوحه نیز کاملاً شنیده میشود. شعر این اثر با خطاب مستقیم به محمد جهانآرا آغاز میشود؛ فرماندهای که پیش از آزادسازی خرمشهر در سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ به شهادت رسید و هیچگاه بازپسگیری شهر را ندید. جمله «ممد نبودی ببینی» از نظر ادبی بسیار ساده است، اما قدرت آن دقیقاً در همین سادگی نهفته است. شعر بهجای استفاده از زبان پیچیده یا استعارههای سنگین، به زبان گفتار نزدیک میشود؛ گویی جمعی از رزمندگان با فرمانده غایب خود حرف میزنند. همین لحن محاورهای باعث میشود مخاطب احساس کند با یک متن رسمی روبهرو نیست، بلکه صدای واقعی آدمهایی را میشنود که سوگ و پیروزی را همزمان تجربه کردهاند.
اما شاید مهمترین عنصر این اثر، ملودی آن باشد؛ ملودیای که ریشه در سنتهای سوگواری جنوب ایران دارد. برخلاف تصور رایج، این آهنگ اساساً برای جنگ ساخته نشده بود. نغمه اصلی سالها پیشتر توسط جهانبخش کردیزاده، مشهور به «بخشو»، در مراسم عزاداری جنوب ایران خوانده شده بود. بخشو از مهمترین نوحهخوانان بوشهر به شمار میرفت و شیوه خواندنش تأثیر بزرگی بر موسیقی مذهبی جنوب گذاشت. در واقع، «ممد نبودی» نمونهای روشن از مهاجرت یک ملودی بومی از فضای آیینی به متن یک واقعه تاریخی است.
این ریشه جنوبی در فرم ملودی کاملاً قابل شنیدن است. حرکت نغمه بیشتر بر پایه تکرارهای تدریجی و جملههای کوتاه شکل گرفته؛ ویژگیای که در نوحههای بوشهری بسیار رایج است. ملودی پیچیدگی تکنیکی زیادی ندارد، اما دقیقاً به همین دلیل قابلیت همخوانی جمعی پیدا میکند. در موسیقی آیینی جنوب، هدف اصلی نمایش مهارت خواننده نیست؛ بلکه ایجاد مشارکت احساسی جمع است. «ممد نبودی» نیز همین ویژگی را حفظ کرده است. شنونده پس از یکی دو بار گوش دادن، میتواند ملودی را زمزمه کند و همین، قدرت ماندگاری اثر را افزایش میدهد.
از منظر دستگاهی، این نوحه در آواز افشاری اجرا میشود؛ یکی از متعلقات دستگاه شور که در موسیقی ایرانی معمولاً برای بیان حس حسرت، تنهایی و اندوه به کار میرود. افشاری نسبت به بسیاری از آوازهای دیگر، حالتی درونگرا و تأملی دارد. در آن خبری از شکوه نمایشی دستگاههایی مثل ماهور یا هیجان مستقیم چهارگاه نیست. فضای افشاری بیشتر به اندوهی خاموش و انسانی نزدیک است؛ اندوهی که فریاد نمیزند، اما در عمق شنونده نفوذ میکند.
در «ممد نبودی»، استفاده از افشاری کاملاً هوشمندانه است، چون اثر صرفاً درباره پیروزی نیست. اگر این شعر در فضایی کاملاً حماسی اجرا میشد، وجه سوگ آن از بین میرفت. برعکس، اگر بیش از حد تراژیک خوانده میشد، حس فتح و رهایی خرمشهر تضعیف میشد. افشاری امکان ایجاد تعادل میان این دو حس را فراهم کرده است. در بسیاری از جملههای ملودیک، خواننده روی نتهایی مکث میکند که حس تعلیق و ناتمامبودن ایجاد میکنند؛ گویی سوگ هنوز پایان نیافته است.
یکی دیگر از نکات مهم، ریتم نوحه است. برخلاف سرودهای رسمی جنگ که اغلب ریتمهای منظم مارشگونه دارند، «ممد نبودی» از انعطاف ریتمیک نوحههای سنتی استفاده میکند. ضرباهنگ در این قطعه حالتی شناور دارد؛ گاهی به سمت سوگواری کند میشود و گاهی با شدت گرفتن همخوانی جمعی، حالتی حماسی پیدا میکند. این تغییرات ریتمیک باعث میشود قطعه زنده و انسانی به نظر برسد، نه مکانیکی و از پیش طراحیشده. اجرای کویتیپور نیز نقش تعیینکنندهای در تثبیت این نوحه دارد. صدای او از نظر تکنیکی شاید به خوانندگان کلاسیک موسیقی ایرانی شباهتی نداشته باشد، اما ویژگی مهمش «باورپذیری» است. کویتیپور این نوحه را مثل یک آواز صحنهای اجرا نمیکند؛ بیشتر شبیه کسی است که در میانه جمع، از درون تجربهای واقعی میخواند. خشدار بودن صدا، تحریرهای محدود و حتی گاهی خارج شدن کنترلشده از ظرافتهای کلاسیک، همه در خدمت انتقال حس قرار میگیرند. همین ویژگی باعث میشود اجرا طبیعی و صادقانه به نظر برسد.
از نظر جامعهشناختی نیز «ممد نبودی» پدیده مهمی است. بسیاری از آثار مرتبط با جنگ، با پایان یافتن فضای سیاسی و اجتماعی زمانه خود کمکم فراموش شدند، اما این نوحه همچنان در حافظه عمومی باقی مانده است. دلیلش احتمالاً آن است که اثر بیش از آنکه تبلیغاتی باشد، عاطفی است. مردم هنگام شنیدن آن، پیش از هر چیز فقدان، دلتنگی و امید را حس میکنند؛ احساساتی که محدود به یک دوره تاریخی خاص نیستند.
در واقع، این نوحه را میتوان یکی از معدود آثار جنگ دانست که توانست به تجربهای انسانی تبدیل شود. حتی کسانی که ارتباط مستقیمی با فضای جنگ ندارند، معمولاً با شنیدن آن تحت تأثیر قرار میگیرند، چون ساختار موسیقایی و عاطفی اثر بر احساسات بنیادین انسانی تکیه دارد: غیبت، انتظار، سوگ و آرزوی دیدن لحظه پیروزی.
«ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» امروز فقط یک نوحه نیست؛ بخشی از حافظه شنیداری ایرانیان است. همانطور که بعضی ملتها دورههای تاریخی خود را با یک سرود یا ملودی به یاد میآورند، در ایران نیز صدای این نوحه به یکی از اصلیترین صداهای یادآوری جنگ تبدیل شده است. ماندگاری آن نه حاصل تبلیغات، بلکه نتیجه پیوند عمیق میان موسیقی بومی، لحظه تاریخی و احساس جمعی مردمی است که آن دوران را زندگی کردند.

