در حافظه موقت ذخیره شد...
درخواست خانواده مقتول برای پرداخت تفاضل دیه
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، 9 تیر سال 1400 ناپدید شدن دو دختر جوان به پلیس کرج اعلام شد. در تحقیقات اولیه مشخص شد سارا به همراه خواهرزادهاش از خانه خارج شده اما با گذشت ساعتها هیچ کدام به خانه بازنگشتهاند.
بهدنبال این شکایت تحقیقات پلیسی آغاز شد و حدود 24 ساعت بعد، خواهرزاده سارا خود را هراسان به پلیس رساند و راز ناپدید شدن خالهاش را برملا کرد و گفت: «سارا با پسر جوانی به نام بهنام دوست شده بود. روز حادثه به همراه سارا برای شرکت در جشن تولدی که بهنام ما را دعوت کرده بود، رفتیم. باغی در خارج از کرج اما به محض ورود، بهنام به همراه دو پسر دیگر ما را زندانی کردند. آنها به سراغ سارا رفته و او را شکنجه دادند و مدام از او میخواستند گوشی تلفن همراهی را که برداشته برگرداند. من در فرصتی مناسب موفق به فرار شدم اما سارا گروگان آنهاست و تصور میکنم که بلایی سرش آمده باشد.»
با اظهارات خواهرزاده سارا، کارآگاهان پلیس وارد عمل شده و راهی باغ ویلایی شدند اما از سارا و پسرها خبری نبود. در ادامه مشخص شد سارا از سوی سرنشینان یک پراید به بیمارستان منتقل شده اما جان باخته است. در ادامه کارآگاهان پلیس موفق به دستگیری بهنام و دو پسر جوان شدند.
بهنام پس از دستگیری در تحقیقات گفت: «مدتی قبل در یک میهمانی گوشی تلفن همراهم گم شد و دوستانم گفتند سارا گوشی را برداشته است. روز حادثه با ترفند شرکت در میهمانی سارا را به باغ کشاندم که به همراه خواهرزادهاش آمده بود. او را کتک زدیم تا اعتراف کند گوشی تلفن من کجاست اما او حرفی نزد. در میان شکنجههای ما حالش بد شد و او را به مقابل بیمارستانی برده و در اورژانس رها کردیم.»
با اعتراف بهنام و دو دوستش، با تکمیل تحقیقات و پس از بازسازی صحنه جنایت، پرونده برای صدور حکم به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. متهمان در دادگاه به دفاع از خود پرداخته و قضات دادگاه کیفری بهنام و یکی از همدستانش به نام سعید را به خاطر مشارکت در قتل، به قصاص محکوم کردند و همدست دیگرشان به خاطر شرکت در آدم ربایی 10 سال حبس گرفت. با تأیید حکم در دیوانعالی کشور پرونده برای اجرا به دادسرای امور جنایی تهران ارجاع شد. اما اولیای دم سارا روز گذشته به شعبه دوم اجرای احکام دادسرا آمده و از آنجایی که دو مرد عامل قتل دخترشان بودند و توانایی پرداخت تفاضل دیه برای اجرای حکم قصاص آنها را نداشتند؛ خواهان پرداخت تفاضل دیه از بیت المال شدند.

