وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم یادبود زنده‌یاد اصغر دادبه:

بدون ادبیات، ایران و ایرانی نمی‌ماند

مریم شهبازی: آیین یادبود چهلمین روز درگذشت زنده‌یاد اصغردادبه، مدیر فقید بخش ادبیات و عضو شورای عالی علمی مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، عصر سه‌شنبه 15 اردیبهشت با عنوان «شیدای میهن» در این مرکز برگزار شد و در آن سیدعباس صالحی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، کاظم موسوی‌بجنوردی؛ رئیس مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، سیدفتح‌الله مجتبایی؛ ادیب، پژوهشگر و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نصرالله پورجوادی؛ استاد فلسفه و عرفان دانشگاه و رئیس پیشین و مؤسس مرکز نشر دانشگاهی، سیروس شمیسا؛ پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی و پریسا سنجابی؛ پژوهشگر و دستیار و همکار زنده‌یاد اصغر دادبه یاد این استاد فقید را گرامی داشتند.
 
درس‌آموخته فلسفه 
و عاشق ادبیات
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم با تأکید بر اینکه زنده‌یاد دادبه، ادبیات را هسته هویت ایرانی می‌دانست، از دهه‌ها زیست علمی او به ‌عنوان تلاشی ستودنی برای پاسداشت زبان و فرهنگ ایران یاد کرد و گفت: «دادبه درس‌آموخته فلسفه بود اما تا آخر عمر به ادبیات تعلق داشت، بخش قابل‌توجه این تعلق‌خاطر در عشق به ادبیات بود. به نظر دادبه، ادبیات هسته هویت ایرانی است. اگر ادبیات را از آن بگیریم ایران و ایرانی باقی نمی‌ماند. دادبه توجه داشت ادبیات زبان حکمت ایرانی است، تمدن ایرانی، فارسی را به عنوان زبان حکمت خود انتخاب کرد.»
سیدعباس صالحی با بیان اینکه شعر قبل و بعد از اسلام، زبان حکمت ایران است، ادامه داد: «دادبه، به نظریه اخلاقی حکمت ایرانی توجه داشت که کم‌آزاری یکی از پایه‌های آن است. او تلاش می‌کرد نسبت حکمت ایرانی را با ادبیات پیدا کند. در نظریه حکمت ایرانی، نظریه بی‌آزاری دیده می‌شود. دادبه تمام عمرش را برای ادبیات صرف کرد. آثار دادبه با این نگاه بود که ادبیات، هویت و زبان ایران است. خلیج فارس نیز به ایرانمان گره خورده است.» وزیر فرهنگ با اشاره به اینکه یادکرد خلیج‌ فارس امروز دارای دو جنبه است، یکی به ‌واسطه روز خلیج فارس در دهم اردیبهشت و دیگری حضور دشمنان در این پهنه، ادامه داد: «به سروده‌های دادبه که نگاه می‌کردم به ابیاتی برخوردم که در سال ۱۳۹۲ به جزیره بوموسی رفته و سروده بود: خلیج فارس به ایرانمان گره خورده است/ به سرزمین نیاکانمان گره خورده است/ به حکم حب وطن هرکجای این بر و بوم/ چو پیکری است که به اجدادمان گره خورده است.»
کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی نیز در گرامیداشت زنده‌یاد دادبه، گفت: «دکتر دادبه شیفته ادب فارسی بود و به شخصیت‌های ممتاز عرصه اندیشه و ادب ایران به‌ویژه حافظ و سعدی دلبستگی تمام داشت و طی مدتی، بیش از نیم‌قرن کوشیده بود صلاحیت‌ها و شایستگی‌های لازم را برای شناخت هرچه بیشتر و عمیق‌تر زوایای نهان‌مانده ادب فارسی در خود گرد آورد و احتمالاً از همین رهگذر به علوم‌ حکمی و فلسفی و اندیشه‌های کلامی هم علاقه‌مند شده بود. عشق به ایران در او موضوعی بسیار فراتر از حب وطن بود و از سالیان دراز تحقیق و تفکر سرچشمه می‌گرفت.‌ فرهنگ ایران برای او امری انسانی بود و با تفکر و عواطف انسانی پیوند داشت و از تعصب و خشونت فرسنگ‌ها دور بود. برای مرکز دایرة‌‌المعارف بزرگ اسلامی مایه افتخار است که از حدود سه دهه پیش از وجود مغتنم او در مدیریت بخش ادبیات برخوردار بودیم و دکتر دادبه در مقام عضو شورای عالی علمی نیز پیوسته ما را از نظرات خود بهره‌مند می‌کرد. واپسین فعالیت گسترده او در مدیریت بخش، نظارت بر طرح تهیه و تدارک قسمت‌های مختلف مقاله «سعدی» بود که می‌خواست از هر جهت معرف شیخ اجل سعدی شیرازی باشد و وجوه گوناگون شخصیت شاعر و ‌حکیم بلندآوازه ایران را نشان دهد.»
 
خاطراتی از یاران قدیمی
استاد سید فتح‌الله مجتبایی، ادیب و پژوهشگر با خواندن بیت «همگی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد/ دریغا من شدم دریغاگوی خاقانی» در سوگ زنده‌یاد دادبه گفت: «دادبه را برای اولین‌بار در دانشکده الهیات دیدم، در دانشکده الهیات اداره بخش ادیان و عرفان تطبیقی را بر عهده داشتم. از ابتدا با هم دوست شدیم. دو سفر به مسکو و یک سفر به هند رفتیم. باور نمی‌کردم فردی که تفنگ برداشته و به جنگ رفته بتواند دایرةالمعارف بنویسد. در ملاقات اول، صداقتی از او دیدم، که فریفته شدم.»
سیروس شمیسا، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی درباره آخرین دیدارهای خود با دوست دیرینه‌اش، زنده‌یاد دادبه گفت: «چند ماهی در ایران نبودم، وقتی برگشتم دی‌ماه به دیدنش رفتم. آشکار بود که جز چند هفته‌ای بیش نمی‌پاید. بهمن‌ماه دیگر تقریباً نبود و من برای خودم زمزمه می‌کردم: در بهمن سپید‌تر از برف مرد و رفت/ آن کاسه شرنگ زخمی نه‌خورد و رفت/ سیروس! یار خلوت انس تو دود شد/ آن‌جان عاریت به حریفان سپرد و رفت. اسفندماه او را از بیمارستان به مرکزی که به نوعی بیمارستان هم بود، بردند. از عجایب روزگار آنکه من هم به مناسبتی هفته‌ای دو سه بار به آنجا رفت‌و‌آمد داشتم و او را هم می‌دیدم. دیگر مرا نمی‌شناخت اما گاهی به من نگاهی مبهم و دردآلود داشت. چند بار برای او ابیاتی هم خواندم ولی عکس‌العملی نداشت. اساساً دوستی من با او بر محور شعر و شاعری، آن هم از نوع رمانتیک پاگرفته بود. من هم مثل او اشعار رمانتیک امثال حمیدی شیرازی و... را دوست داشتم.»
دکتر نصرالله پورجوادی نیز سخنان خود را با بیان خاطراتی از آشنایی‌اش با زنده‌یاد دادبه شروع کرد و گفت: «ما روزهای جوانی را باهم دیده بودیم، روزهایی که او در اوج قدرت جسمی، ذهنی و فکری بود. در دوران سربازی و در پادگان وقتی می‌دویدیم، در مرکز نشر دانشگاهی وقتی می‌آمد و باهم صحبت می‌کردیم، وقتی پشت میکروفن می‌رفت و با شدت و حدت از زبان فارسی و از ایران عزیزش و عزیزمان دفاع می‌کرد.»
گفتنی است، در این مراسم که با نمایش مستندی از زندگی و آثار دادبه، به کارگردانی سهام‌الدین بورقانی همراه بود، غلامرضا امیرخانی؛ رئیس کتابخانه ملی، ژاله آموزگار؛ عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و علی‌اشرف صادقی؛ زبان‌شناس ایرانی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی هم حضور داشتند.