سریال «اهل ایران» قصه‌های آدم‌های درگیر در جنگ تحمیلی را روایت می‌کند

درام با طعم وطن

فرهاد خالدی نیک
منتقد سینما

«اهل ایران» تازه‌ترین تولید مرکز سریال سوره، سریالی اپیزودیک به تهیه‌کنندگی محمدرضا منصوری است که در هر اپیزود یکی از قصه‌های آدم‌های درگیر در جنگ تحمیلی اخیر را به تصویر می‌کشد. سریالی که طراح و خالق آن محمدحسین مهدویان و سرپرست نویسندگانش مهدی یزدانی خرم است. دو چهره‌ای که با فیلم سینمایی «نیم‌شب» که به سوژه‌ای ملتهب در ایام جنگ 12 روزه می‌پرداخت در جشنواره چهل و چهارم فجر حضور داشتند.
مهم‌ترین و ممتازترین ویژگی «اهل ایران» سرعت تهیه و تولید آن در کوران جنگ رمضان است. جای شگفتی است که در روزها و شب‌هایی که شهرهای مختلف کشورمان، زیر آماج شدیدترین حملات موشکی دشمنان این مرز و بوم قرار داشت. تیم نویسندگان «اهل ایران» مشغول نگارش فیلمنامه بوده و به همین ترتیب گروه‌های مختلف در حال فیلمبرداری سکانس‌های متنوع این سریال بوده‌اند. کاری به ظاهر محال که به همت دست‌اندرکاران سریال، تحقق یافته و حالا نتیجه‌اش پیش روی مخاطبان کنجکاو آثار نمایشی قرار گرفته است. مخاطبانی که به دو طیف تقسیم می‌شوند: اول مخاطبی که در کانون ماجرا بوده و با پوست، گوشت و استخوانش، ترس و اضطراب ناشی از بمباران‌ها و صداهای مهیب انفجارها را لمس کرده است. 
برای چنین مخاطبی تماشای برخی از اپیزودها و سکانس‌های سریال، حکم مرور خاطرات را دارد. به عنوان مثال نگاه کنید به اپیزود «قصه جنگ» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که تصویر دقیقی از لحظات سرشار از دلهره و دلواپسی یک خانم خانه دار را به تصویر کشیده و به نوعی مخاطب را در درک و فهم این موقعیت دشوار، شریک و سهیم می‌سازد. و دیگری مخاطبی که در شهرها و روستاهای دور از کانون جنگ، سکونت داشته و درک و شناخت چندانی از واقعیت‌های رخ داده در این ایام 
ندارد. 
برای چنین مخاطبی که اتفاقات را از میان خبرها و تصاویر گاه ضد و نقیض رسانه‌های مختلف دنبال کرده، تماشای «اهل ایران» از نان شب نیز واجب‌تر است. به این خاطر که لازم است این دسته از مخاطبان هم دریابند در روزها و شب‌هایی که در خانه و کاشانه‌شان، آرامش و آسایش همیشگی برقرار بوده، کمی آن‌سو‌تر هموطنانی بوده‌اند که لحظات سخت، نفس‌گیر و دلهره‌آوری را تجربه کرده‌اند. به عنوان نمونه نگاه کنید به اپیزود اول مجموعه، «رستگاری در گاندی» ساخته‌ محسن بهاری که گوشه‌هایی از واقعیت‌های حمله ناجوانمردانه دشمن به بیمارستان گاندی و بلایی را که بر سر بیماران و کادر درمان آن بیمارستان آمده، به تصویر کشیده است.
یکی از اپیزودهای جالب توجه «اهل ایران»، اپیزود دوم آن با عنوان «خون سبز» به کارگردانی علی سرآهنگ است. قصه شخصیت خاصی به نام کریم با بازی قابل تأمل کاظم هژیرآزاد که در حرفه تولید و فروش پرچم اشتغال دارد و در طول این اپیزود از علائق دوران جوانی تا سالخوردگی‌اش برای مخاطب تعریف می‌شود. 
شخصیتی که مهم‌ترین ویژگی اش، عرق ملی و علاقه به وطن است و این عشق و علاقه را به سایر شخصیت‌های فرعی سریال نیز تسری می‌دهد. ویژگی‌ای که به نظر می‌رسد در اغلب شخصیت‌هایی که در اپیزودهای مختلف سریال در کانون ماجراها قرار دارند، به چشم می‌خورد و اساساً نام سریال نیز از ویژگی این آدم‌ها وام گرفته شده است. شخصیت‌هایی متعلق به همین آب و خاک که در هر سنگری که هستند، حاضرند برای سربلندی وطن و حفظ اعتقاداتشان تا آخرین نفس مبارزه کنند و در قامت یک قهرمان ظاهر شوند. قهرمانانی از جنس آن نوجوانان و بزرگسالانی که در اپیزود «کوکی» به کارگردانی سیدجواد هاشمی، حضوری پررنگ دارند و هر یک به نوعی نشانه‌هایی از عشق به میهن و هموطن را به همراه دارند.
البته قصه‌های برخی از اپیزودهای «اهل ایران» از شرایط و موقعیت‌های مربوط به جنگ دور بودند. به عنوان نمونه می‌توان به اپیزود «نفس» به کارگردانی مهران مهدویان اشاره کرد که اساساً این امکان را داشت که در هر شرایط و موقعیت دیگری، باز تعریف شود و اتفاقات مربوط به جنگ اخیر، بجز در پایان‌بندی‌اش، کارکرد دراماتیک چندانی ندارد.با این وجود، ساخت و نمایش آثاری چون «اهل ایران» را در مجموع، باید به فال نیک گرفت. اینکه سازمان سینمایی سوره بلافاصله پس از شروع جنگ تحمیلی سوم، دست به اجرای پروژه‌ای چنین گسترده می‌زند می‌تواند به سرعت، دست به کار شده و سریالی با موضوعات روز جامعه را روانه‌ پخش کند، از پویایی و سرعت عمل مدیران مربوطه 
حکایت می‌کند.