گفتوگو با عباس آخوندی، پیروز حناچی، عبدالعلی علیعسگری، محسن رفیقدوست و فاطمه آلیا
مردم، ستون استوار قدرت ملی هستند
جنگها تنها در میدانهای نبرد تعیینتکلیف نمیشوند؛ آنچه سرنوشت نهایی را رقم میزند، ترکیبی از قدرت نظامی، انسجام اجتماعی و تابآوری ملی است.
نهم اسفندماه، وقتی آمریکا و رژیم اسرائیل تجاوز نظامی مشترک علیه ایران را آغاز کردند، شاید این تصور را نداشتند که با ایستادگی و قدرت پاسخ نیروهای مسلح، انسجام اجتماعی در داخل و تابآوری ملی در جمهوری اسلامی ایران روبهرو شوند. بیراه نبود که جنگ برنامهریزیشده کوتاهمدت یکی-دو هفتهای آنان 40 روز به درازا انجامید و در نهایت وادار به پذیرش آتشبس شدند. جنگ تحمیلی اخیر همچنان که خسارات و آسیبهایی را به کشور وارد کرده، دستاوردها و نقطهعطفهایی هم در پی داشته است. در گفتوگوهایی با عباس آخوندی وزیر پیشین راه و شهرسازی، پیروز حناچی؛ شهردار سابق تهران، محسن رفیقدوست از بنیانگذاران و اولین فرماندهان سپاه پاسداران، عبدالعلی علیعسگری؛ رئیس سابق سازمان صداو سیما و فاطمه آلیا نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، وجوه مختلف جنگ اخیر از جمله دستاوردها و نقطهعطفها و شیوههای حفظ و تثبیت آنان را مرور کردهایم. بررسی دیدگاههای این چهرهها نشان از آن دارد که نقشآفرینی«مردم» ستون اصلی بازدارندگی اجتماعی و مقوم و مکمل تلاشهای نیروهای مسلح بوده است.
قدرت داخلی مهمترین دستاورد جنگ
عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی دولتهای یازدهم و دوازدهم یکی از مهمترین دستاوردها و عوامل پیروزی ایران در جنگ تحمیلی اخیر را بازدارندگی اجتماعی یا همان قدرت داخلی دانست. او در این باره به «ایران» گفت: یکی از اتفاقات مهم در ایام جنگ، بازدارندگی داخلی بود که در واقع با انسجام و همدلی مردم ایران شکل گرفت. ما شاهد بودیم که این انسجام اجتماعی در کنار بازدارندگی نظامی، عاملی کلیدی برای پیروزی ایران شد.
وی تأکید کرد که بازدارندگی همانطور که در جبهههای نظامی پیروز بود، در جبهه داخلی و اجتماعی نیز مانع از شکست ایران در برابر دشمنان شد. او افزود: در واقع این قدرت داخلی باعث شد که دشمنان نتوانند به راحتی اهداف خود را پیش ببرند، چرا که مردم ایران در کنار هم ایستادند و به هیچ وجه حاضر نبودند در برابر فشارهای خارجی تسلیم شوند.
وزیر راه و شهرسازی سابق در ادامه به راههای تقویت این بازدارندگی اجتماعی پرداخت و گفت: مهمترین عاملی که میتواند این بازدارندگی را تقویت کند، مشارکت علنی و رسمی همه گروهها در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی است. اگر تمامی گروهها و اقشار جامعه مشارکت فعال داشته باشند، این انسجام و همبستگی ملی میتواند به عاملی قوی برای مقابله با هر تهدید داخلی و خارجی تبدیل شود.
آخوندی در پایان گفت: برای حفظ این بازدارندگی اجتماعی، باید فضا را برای مشارکت گستردهتر مردم فراهم کرد و اجازه داد که همه گروهها بهطور رسمی در تصمیمگیریهای کشور سهم داشته باشند.
افزایش اعتماد به نفس ملی
در این میان، پیروز حناچی، شهردار پیشین تهران و استاد دانشگاه با روایتی تحلیلی، نقطه شروع بحث را به چرایی شکلگیری جنگ بازمیگرداند. او با تأکید بر اینکه ایران آغازگر جنگ نبوده، این نکته را مبنای تحلیل خود از نتایج و دستاوردها قرار داد. به اعتقاد حناچی، وقتی کشوری ناخواسته وارد یک جنگ میشود، معیار ارزیابی پیروزی یا شکست، تحقق یا عدم تحقق اهداف طرف آغازگر است. از همین منظر، او خاطرنشان کرد که اگر دشمن به اهداف خود نرسیده باشد، در واقع این ایران است که توانسته معادله را به نفع خود تغییر دهد.
حناچی مهمترین دستاورد این وضعیت را «افزایش اعتماد به نفس ملی» دانست؛ مفهومی که به باور او، فراتر از دستاوردهای نظامی یا سیاسی، در لایههای عمیقتری از جامعه شکل گرفته است. او توضیح داد که ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ جهانی، آنهم در شرایطی که فشارهای گستردهای بر کشور تحمیل شده، موجب شده مردم به تواناییهای خود باور بیشتری پیدا کنند. این اعتماد به نفس، به گفته او، سرمایهای استراتژیک است که میتواند در آینده نیز در مواجهه با بحرانها نقشآفرین باشد.
شهردار سابق تهران مدیریت داخلی در ایام جنگ را یکی دیگر از موضوعات مهم در این رابطه دانست و با اشاره به شرایط پیچیده اقتصادی و اجتماعی، تأکید کرد که یکی از موفقیتهای مهم، حفظ آرامش نسبی در داخل کشور و رسیدگی به مسائل معیشتی مردم بوده است. از نگاه او، اگرچه جنگ به طور طبیعی فشارهای زیادی ایجاد میکند، اما نحوه مدیریت این فشارها تعیینکننده است. حناچی معتقد است که دولت توانسته تا حدی از شدت این فشارها بکاهد و همین مسأله به حفظ روحیه عمومی کمک کرده است.
این استاد دانشگاه بر اهمیت تداوم همبستگی میان مردم و حاکمیت تأکید کرده و معتقد است که بدون این پیوند، هیچیک از دستاوردهای یادشده قابل حفظ نخواهد بود. به تعبیر او، آنچه ایران را در برابر تهدیدهای بزرگ مقاوم کرده، نه صرفاً ابزارهای سخت، بلکه «سرمایه اجتماعی» شکلگرفته در بستر اتحاد ملی است.
تجلی دو قدرت مهم در جنگ تحمیلی
عبدالعلی علیعسگری، رئیس سابق سازمان صدا و سیما هم تلاش کرد تصویر دقیقتری از مؤلفههای قدرت ایران در دوران جنگ ارائه دهد. او تحلیل خود را بر دو محور اصلی استوار کرد: «قدرت اجتماعی» و «قدرت نظامی». به گفته علیعسگری، این دو مؤلفه بهصورت همزمان و مکمل یکدیگر عمل کردهاند و درک هر یک بدون دیگری، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
رئیس سابق سازمان صدا و سیما در توضیح «قدرت اجتماعی»، به حضور گسترده مردم در صحنه اشاره کرد و گفت: «حضور مردم در خیابان که به شکلهای مختلف بروز پیدا کرده، از مشارکت مستقیم در دفاع گرفته تا حمایتهای مدنی و پشتیبانی از ساختارهای کشور را شامل میشود و این حضور نشانهای از شکلگیری یک «وحدت ملی واقعی» است وحدتی که نه صرفاً در سطح شعار، بلکه در عمل خود را نشان داده است. به اعتقاد او، این انسجام اجتماعی پیام روشنی برای جهان داشته است: اینکه جامعه ایران، برخلاف تصور برخی قدرتها، دچار فروپاشی یا تفرقه نشده و میتواند در شرایط بحرانی، حول یک هدف مشترک متحد شود. علیعسگری این ویژگی را یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در برابر فشارهای خارجی دانست. وی در ادامه به «قدرت نظامی» به عنوان دومین مؤلفه کلیدی اشاره کرد و توضیح داد: «بسیاری از قدرتهای جهانی در ابتدای جنگ، برآورد دقیقی از توان دفاعی ایران نداشتند و تصور میکردند کشور نمیتواند در برابر فشارها مقاومت کند. اما در ادامه، عملکرد نیروهای مسلح و توسعه توانمندیهای دفاعی، این تصور را تغییر داد و ترکیب دو قدرت اجتماعی و نظامی باعث شده جایگاه ایران در معادلات منطقهای و حتی جهانی ارتقا یابد.» با این حال، علیعسگری هشدار داد که «حفظ این جایگاه، نیازمند تداوم همان عواملی است که آن را ایجاد کردهاند و هرگونه تضعیف در انسجام داخلی یا کاهش توجه به تقویت زیرساختهای قدرت، میتواند این دستاوردها را با چالش مواجه کند.»
ایران، چهارمین قدرت برتر جهانی شد
اما در سطحی کلانتر، محسن رفیقدوست، از فرماندهان اولیه سپاه پاسداران به نتایج راهبردی جنگ اخیر پرداخت و آن را نقطهعطفی در ارتقای جایگاه ایران دانست. رفیقدوست به «ایران» گفت: «جنگ، با وجود همه هزینهها موجب شد ایران در حوزههای مختلف به سطحی از توانمندی برسد که پیش از آن کمتر قابل تصور بود و آن، تبدیل ایران به چهارمین قدرت برتر جهانی بود.» این چهره نظامی سابق با اشاره به پیشرفتهای همزمان در حوزههای نظامی، اقتصادی و اجتماعی، تأکید کرد: «این تحولات در شرایطی رخ داد که بسیاری از تحلیلگران خارجی انتظار داشتند ایران در مدت کوتاهی دچار فروپاشی شود. اما نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه کشور توانست مسیر متفاوتی را طی کند.»
«رفیقدوست» نقش مردم را در این میان محوری دانست و تصریح کرد که بدون حضور و همراهی آنان، دستیابی به چنین دستاوردهایی ممکن نبود. از نگاه او، مردم نهتنها در میدان جنگ، بلکه در پشت جبههها، در اقتصاد و در حفظ روحیه عمومی، نقش تعیینکنندهای ایفا کردند. بر همین اساس باید از مردم به صورت عملی قدردانی شود به گونهای که در سیاستگذاریها و نحوه تعامل مسئولان با جامعه نمود پیدا کند. او همچنین بر لزوم حفظ و تقویت همبستگی داخلی تأکید دارد و آن را شرط تداوم مسیر پیشرفت میداند. به گفته «رفیقدوست»، دستاوردهای جنگ زمانی ماندگار خواهند بود که بتوان آنها را در قالب یک انسجام پایدار اجتماعی و سیاسی تثبیت کرد.
شفافیت و پاسخگویی مسئولان
در ادامه این دیدگاهها، فاطمه آلیا، نماینده ادوار مجلس بر بعد دیگری از موضوع تمرکز کرد، «اتحاد مذهبی و هویتی». فاطمه آلیا در گفتوگو با روزنامه ایران با تأکید بر نقش باورهای مشترک در شکلگیری انسجام ملی، این عامل را یکی از مهمترین پشتوانههای مقاومت در دوران جنگ معرفی کرد. او با اشاره به حضور گسترده مردم در صحنه، این حضور را نشانهای از پیوند عمیق میان جامعه و ارزشهای مشترک دانست که همین پیوند باعث شده در شرایطی که دشمنان تلاش میکردند شکاف ایجاد کنند، جامعه به سمت همگرایی بیشتر حرکت کند.
این نماینده ادوار مجلس در عین حال، بر ضرورت حفظ این انسجام در شرایط کنونی تأکید کرده و یکی از راههای تحقق آن را «شفافیت و پاسخگویی مسئولان» دانست و گفت: «ارائه گزارشهای منظم و صادقانه به مردم، میتواند اعتماد عمومی را تقویت کرده و از تضعیف همبستگی جلوگیری کند. او توضیح داد: «وقتی جامعه از درون منسجم باشد، امکان نفوذ و تأثیرگذاری دشمنان به حداقل میرسد به همین دلیل، حفظ این انسجام نهتنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک راهبرد امنیتی محسوب میشود.» آلیا بر نقش مشترک مردم و مسئولان در این مسیر تأکید و تصریح کرد، تنها از طریق همکاری و همدلی این دو، میتوان مسیر پیشرفت را ادامه داد.
با نگاهی به مجموعه این دیدگاهها و روایتها اگرچه هر یک از این چهرهها از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه کردند، اما در یک نقطه اشتراک دارند: «نقش محوری مردم در شکلگیری و تداوم قدرت ملی» از اعتماد به نفس مورد تأکید پیروز حناچی گرفته تا قدرت اجتماعی در تحلیل عبدالعلی علیعسگری، از نگاه کلان محسن رفیقدوست تا تمرکز فاطمه آلیا بر اتحاد هویتی، همگی بر این نکته تأکید دارند که بازدارندگی واقعی، تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود. بنابراین پیام ضمنی این اظهارات را میتوان چنین خلاصه کرد: اگرچه جنگ در میدان نبرد آغاز میشود، اما سرنوشت آن بیارتباط با کیفیت نقشآفرینی مردم نیست. حفظ این دستاوردها نیز، بیش از هر چیز، به تداوم همین انسجام و تقویت پیوند میان مردم و حاکمیت وابسته است؛ سرمایهای که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند همچنان به عنوان مهمترین عامل بازدارنده در برابر تهدیدهای آینده عمل کند.
پیشنهادهایی برای تثبیت دستاوردهای جنگ تحمیلی
عباس آخوندی: مهمترین عاملی که میتواند بازدارندگی اجتماعی را تقویت کند، مشارکت علنی و رسمی همه گروهها در فرآیندهای اجتماعی و سیاسی است. اگر تمامی گروهها و اقشار جامعه مشارکت فعال داشته باشند، این انسجام و همبستگی ملی میتواند به عاملی قوی برای مقابله با هر تهدید داخلی و خارجی تبدیل شود.
پیروزحناچی: یکی از موفقیتهای مهم، حفظ آرامش نسبی در داخل کشور و رسیدگی به مسائل معیشتی مردم بوده است. اگرچه جنگ به طور طبیعی فشارهای زیادی ایجاد میکند، اما نحوه مدیریت این فشارها تعیینکننده است. دولت توانست تا حدی از شدت این فشارها بکاهد و همین مسأله به حفظ روحیه عمومی کمک کرده است.
عبدالعلی علی عسگری: بسیاری از قدرتهای جهانی در ابتدای جنگ، برآورد دقیقی از توان دفاعی ایران نداشتند و تصور میکردند کشور نمیتواند در برابر فشارها مقاومت کند. اما در ادامه، عملکرد نیروهای مسلح و توسعه توانمندیهای دفاعی، این تصور را تغییر داد و ترکیب دو قدرت اجتماعی و نظامی باعث شده جایگاه ایران در معادلات منطقهای و حتی جهانی ارتقا یابد.
محسن رفیقدوست: جنگ، با وجود همه هزینهها موجب شد ایران در حوزههای مختلف به سطحی از توانمندی برسد که پیش از آن کمتر قابل تصور بود و آن، تبدیل ایران به چهارمین قدرت برتر جهانی بود. بدون حضور و همراهی مردم، دستیابی به چنین دستاوردهایی ممکن نبود. باید از مردم به صورت عملی قدردانی شود به گونهای که در سیاستگذاریها و نحوه تعامل مسئولان با جامعه نمود پیدا کند.
فاطمه آلیا: حضور مردم نشانهای از پیوند عمیق میان جامعه و ارزشهای مشترک است. همین پیوند باعث شده در شرایطی که دشمنان تلاش میکردند شکاف ایجاد کنند، جامعه به سمت همگرایی بیشتر حرکت کند. وقتی جامعه از درون منسجم باشد، امکان نفوذ و تأثیرگذاری دشمنان به حداقل میرسد به همین دلیل، حفظ این انسجام نهتنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه یک راهبرد امنیتی محسوب میشود.

