نگاهی به کارنامه پرافتخار زنده‌یاد عبدالله موحد، نابغه کشتی ایران

اعجوبه کشتی

منصور برزگر: موحد با وطن‌پرستی تبدیل به ابرقهرمان شد ابراهیم جوادی: همیشه به خاک ایران وفادار بود همراه با یادداشت‌هایی از ابراهیم سیف‌پور، عزیزالله اطاعتی، علی‌اکبر حیدری و مجید حاتمی

سینا حسینی/ عبدالله موحد را اگر صرفاً در قاب مدال‌های پرشمارش در دایره طلایی ببینیم، بخش مهمی از واقعیت زندگی او را از دست داده‌ایم؛ او بیش از آنکه یک قهرمان باشد، اعجوبه‌ای مثال‌زدنی در دنیای کشتی بود. در روزگاری که کشتی هنوز بیش از هر چیز بر فشار، زور و استمرار حمله تکیه داشت، موحد با تاکتیکی متفاوت پا به میدان می‌گذاشت؛ درک فاصله، تسلط بر ریتم و صبری که به لحظه درست معنا می‌داد. او کمتر از دیگران دست به حمله می‌زد، اما هر بار که تصمیم می‌گرفت، گویی زمان برای حریف کند می‌شد و تعادل از زیر پایش می‌گریخت؛ نه از سر شانس، بلکه نتیجه خوانشی دقیق بود که موحد از بدن و ذهن رقیب داشت. کشتی برای او میدان واکنش نبود، میدان پیش‌بینی بود؛ جایی که حرکت بعدی حریف، پیش از وقوع، در ذهن او شکل می‌گرفت.
زندگی‌اش نیز به همین اندازه کم‌صدا و دقیق پیش رفت؛ از دل تمرین‌های سخت و امکاناتی که با استانداردهای امروز قابل مقایسه نیست، شخصیتی شکل گرفت که کمتر سخن می‌گفت و بیشتر حل می‌کرد؛ بیشتر می‌فهمید تا آنکه نمایش دهد. او به نسلی تعلق داشت که قهرمانی را نه انتخاب، بلکه رسالت می‌دانست و همین نگاه از او چهره‌ای ساخت که پیروزی‌هایش اغلب بدون هیاهو و با نوعی قطعیت سرد رقم می‌خورد؛ گویی نتیجه پیش از آغاز مبارزه تعیین شده است.
او نه ‌فقط بر حریفانش غلبه کرد، بلکه معیاری ساخت که پس از او نیز ماندگار ماند؛ معیاری که هر کشتی‌گیری، آگاهانه یا ناآگاهانه، خود را با آن می‌سنجد. درگذشتش را می‌توان پایان یک زندگی دانست، اما دشوار است آن را پایان یک حضور تلقی کرد؛ چراکه آنچه از او باقی مانده، صرفاً خاطره نیست، بلکه نوعی فهم از «چگونه بردن» است که در تار و پود کشتی تنیده شده است. شاید به همین دلیل است که با رفتنش چیزی از این رشته کم نمی‌شود، بلکه برعکس، روشن‌تر می‌شود که چه چیزی را از دست داده‌ایم؛ نه فقط یک قهرمان، بلکه الگویی که بی‌آنکه ادعا کند، تعریف پیروزی را تغییر داد.
عبدالله موحد را اگر در متن افتخاراتش بازخوانی کنیم، با یکی از درخشان‌ترین کارنامه‌های تاریخ کشتی آزاد روبه‌رو می‌شویم؛ قهرمانی که در وزن ۷۰ کیلوگرم (در آن زمان ۷۰ و ۶۸ کیلوگرم) برای سال‌ها در عمل بی‌رقیب بود و توانست نام خود را در بالاترین سطح این رشته تثبیت کند. او در بازی‌های المپیک تابستانی ۱۹۶۸ به مدال طلای المپیک دست یافت؛ نقطه‌ای که برای بسیاری پایان مسیر است، اما برای موحد تنها یکی از ایستگاه‌های اوج بود. پیش از آن و پس از آن، در رقابت‌های جهانی کشتی پنج بار بر سکوی اول ایستاد (۱۹۶۵ منچستر، ۱۹۶۶ تولیدو، ۱۹۶۷ دهلی‌نو، ۱۹۶۹ مار دل پلاتا و ۱۹۷۰ ادمونتون) و در عمل دوره‌ای طلایی و کم‌نظیر را  رقم زد.
در رقابت‌های قاره‌ای نیز او در بازی‌های آسیایی ۱۹۶۶ به مدال طلا رسید و نشان داد برتری‌اش محدود به یک میدان یا یک نسل خاص نیست. آنچه این افتخارات را متمایز می‌کند، تنها تعداد آنها نیست، بلکه کیفیت پیروزی‌هاست؛ موحد در بسیاری از این رقابت‌ها، بدون واگذاری امتیازهای سنگین و با تسلط کامل بر جریان مبارزه به قهرمانی رسید، گویی فاصله‌ای فنی میان او و دیگران وجود داشت که به‌سادگی پرشدنی نبود.
این کارنامه درخشان، او را به یکی از ستون‌های اصلی تاریخ کشتی ایران و حتی جهان تبدیل کرد؛ قهرمانی که نه‌تنها مدال‌های بزرگ را فتح کرد، بلکه با تداوم موفقیت در بالاترین سطح، معنای «سلطه» را در کشتی آزاد به نمایش گذاشت. روحش شاد و یادش گرامی.

 

منصور برزگر، سرمربی اسبق کشتی آزاد در گفت‌و‌گو با «ایران»:
موحد با وطن‌پرستی تبدیل به ابرقهرمان شد
در آمریکا زندگی می‌کرد اما در ایران حس زنده بودن داشت

مهری رنجبر/ منصور برزگر، از شنیدن خبر درگذشت رفیق قدیمی و قهرمان اسطوره‌ای کشتی ایران، به‌شدت ناراحت است. با اصرار فراوان راضی به گفت‌وگو شد تا درباره شادروان عبدالله موحد با ما صحبت کند. پیش از شروع مصاحبه می‌گوید: «عمر طولانی یک عیب دارد؛ آن هم این است که مجبور می‌شوی شاهد مرگ رفقای نزدیکت باشی.» برزگر، صحبت درباره موحد را محدود به یک گفت‌وگو نمی‌داند و معتقد است درباره محاسن او می‌توان یک مثنوی هفتاد من نوشت؛ فوق‌ستاره‌ای که با اینکه در ایران نبود، اما همه وجودش برای ایران بود و به گفته خودش، تنها در ایران حس زنده بودن می‌کرد.

درباره مرحوم موحد حرف‌های زیادی مطرح شده، اما بدون تردید شما می‌توانید روایتی متفاوت از او برای نسل امروز بیان کنید.
موحد در چهار کلمه خلاصه نمی‌شود؛ صحبت درباره او، خود یک مثنوی هفتاد من است. من از سال ۱۹۶۸ با او کشتی گرفتم که او مرا خاک کرد. عبدالله موحد، با اینکه در المپیک مدال طلا گرفت، اما ما با هم خیلی رفیق بودیم. ما سه‌بار با هم کشتی گرفتیم. آخرین بار هم موحد با کاظم غلامی مصاحبه کرده بود و من هم حضور داشتم. وقتی متوجه شدم پایش ضرب خورده، با او کشتی نگرفتم.
او در بسیاری رشته‌های ورزشی تبحر داشت؛ کاپیتان تیم والیبال دبیرستان خود بود و فوق‌ستاره‌ای در کشتی. کاپیتانی که در مدت هشت سال یک بار هم خاک نشد. موحد از زمان خود بسیار جلوتر بود. من درس زندگی‌ام را از او گرفتم و در دوره‌ای که همه تختی را الگوی خود می‌دانستند، عبدالله موحد الگوی تمام‌عیار من بود.

چه عاملی باعث شد موحد به یک اسطوره تبدیل شود؟
موحد از دوران کودکی سختی‌های زیادی در زندگی‌اش کشیده بود. حتی در دوره‌ای که کشتی می‌گرفت و اتفاقاتی که در المپیک مونیخ پیش آمد، برخی از آدم‌های آن دوره همه گناه‌ها را گردن او انداختند تا بقیه را بی‌گناه جلوه دهند، اما متانت و مرام او به‌ویژه وطن‌پرستی او باعث شد به ابرقهرمان کشتی ایران تبدیل شود.

درست است که برخلاف دیگر کشتی‌گیران، بین شما و عبدالله موحد کری‌خوانی وجود نداشت؟
من وزن ۷۱ کیلو کشتی می‌گرفتم و بعد به وزن ۷۴ کیلو رفتم. همیشه به موحد احترام می‌گذاشتم و هیچ‌وقت حرفی درباره او نزدم. او در روزنامه برای من نوشت با این تیتر: «برزگر عذاب کشید.»
سال ۱۹۷۳ که تیم ما نایب‌قهرمان جهان شد، او در دارالفنون تمرین می‌داد. در حالی که به دیگر کشتی‌گیران امیدی برای مدال‌آوری نداشت، به من می‌گفت: «برزگر مواظب خودت باش.» می‌گفت اگر قرار باشد در مسابقه کسی مدال بگیرد، تو هستی. پیش‌بینی او درست از آب درآمد؛ من در سال‌های ۱۹۷۵، ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ نقره گرفتم. انگار می‌دانست بقیه کشتی‌گیران نتیجه نمی‌گیرند.

زمانی که مربی تیم ملی شدید هم از موحد مشاوره می‌گرفتید؟
وقتی به من پیشنهاد مربیگری دادند، دکترمحمد توکل به کارم اعتقاد داشت؛ برخلاف سیدمحمد خادم (سرمربی وقت تیم ملی) که دلش می‌خواست به هر بهانه‌ای مرا کنار بگذارد. موحد مرا دید و گفت: «برزگر کوتاه بیا.» او فکر می‌کرد من نتیجه نمی‌گیرم، اما بعد از پنج سال، تیم ما با دو نقره و دو برنز سوم جهان شد. با این نتیجه، خادم هم به من ایمان آورد. سال ۱۹۶۸ میلادی که مربی بودم، قرار بود با کسی شوخی نکنم. موحد مرا زیر نظر داشت و وقتی با من صحبت می‌کرد، می‌گفت: «تو را که می‌بینم یاد خودم می‌افتم.»

ظاهراً زنده‌یاد موحد با اینکه سال‌ها در آمریکا زندگی می‌کرد، اما قلبش برای ایران می‌تپید؟
موحد همه وجودش ایران بود. به همین خاطر وقتی آمریکا به او پیشنهاد مربیگری تیم ملی کشتی آزاد را داد، قبول نکرد. یک بار در جلسه‌ای در تهران که زنده‌یاد بهمنش و چند نفر از رسانه‌های ورزشی هم حضور داشتند، به موحد گفتند از زندگی در خارج از ایران راضی هستید؟ موحد گفت: «من در آمریکا زندگی می‌کنم و مشکلی ندارم؛ آنجا فقط زندگی می‌کنم، اما در ایران حس زنده بودن دارم.»

درست است که عبدالله موحد در کشتی سبک خاصی داشت؟
او دو ویژگی بسیار خاص در کشتی داشت؛ هم باهوش بود و هم دفاع مخصوص خودش را داشت، یعنی دست را که جلو می‌آورد، جلوی کتف را می‌گرفت.البته مشکل اصلی کشتی ما این است که آنالیزور نداریم. همیشه به تیم‌های ژاپن و آمریکا در المپیک غبطه می‌خورم. چرا آنها گروه آنالیز دارند که با فیلمبرداری از مسابقات، کشتی‌گیران را تحلیل می‌کنند؟ با اینکه تیم کشتی ما از ژاپن جلوتر است، اما از نظر مدال المپیک عقب‌تر هستیم. موحد در واقع آن زمان برای خودش یک آنالیزور بود. به‌عنوان نمونه، ما در تهران مسابقه بین‌المللی داشتیم که حریف او کشتی‌گیر آلمانی بود. به من می‌گفت بیا نظر بده درباره فن «پیچ‌پیچکی» که می‌زنم. می‌گفت حریفم این فن را دارد. او همان زمان حریفانش را آنالیز می‌کرد، اما حالا تیم ملی کشتی ما در المپیک و جهانی هنوز آنالیزور ندارد. اگر داشت، شاید وقتی رحمان عموزاد در المپیک فتیله‌پیچ شد، ماه بعد نه او و نه کشتی‌گیر دیگری در قهرمانی جهان فتیله‌پیچ نمی‌شد.
وقتی کشتی‌گیر ما در مسابقه‌ای ضعف دارد، باید با آنالیز، ضعف‌ها بررسی شود تا پاشنه آشیل او در مسابقات بعدی نباشد. البته من وقتی سرمربی تیم بودم، به نوعی آنالیز انجام می‌دادم.
جای خالی امامعلی حبیبی و عبدالله موحد در کشتی ما پر می‌شود؟
ستاره‌های هر دوره برای همان دوره هستند. روزی یکی از کشتی‌گیران در مسابقه‌ای باخت و به عبدالله موحد گفت: «دیدی کشتی چقدر سخت شده؟» موحد گفت: «پسرجان، ما برای دوره خودمان بودیم و با شیوه آن زمان کشتی می‌گرفتیم.» اگر قرار بود در این دوره کشتی بگیرم، با سبک و سیاق امروز کشتی می‌گرفتم. همان‌طور که آن زمان برای خاک کردن حریف هول نمی‌دادیم، اما حالا هول دادن یکی از بدبختی‌های کشتی ما شده است. پس هر ستاره‌ای برای دوره خودش تمرین می‌کند و هر دوره‌ای هم قهرمان خودش را دارد. اگر آن زمان عبدالله موحد ستاره کشتی ایران بود، حالا کمیل قاسمی و رحمان عموزاد آمده‌اند. او فن «یک دست و یک پا» را در کشتی باب کرد.

چرا به موحد می‌گفتند کشتی‌گیر جگردار؟
موحد در کشتی، علاوه بر هوش و تفکر، تکنیک و جسارت داشت. جدای از آن، او باشعورترین کشتی‌گیر بود و کمترین اشتباهات را روی تشک مرتکب می‌شد.

 

ابراهیم جوادی، دارنده برنز المپیک در گفت‌و‌گو با «ایران»:
همیشه به خاک ایران وفادار بود

پریسا غفاری/ ابراهیم جوادی، هم‌تیمی عبدالله موحد در تیم ملی کشتی آزاد در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، پس از درگذشت این نابغه دنیای کشتی، در گفت‌وگو با «ایران» می‌گوید: «از زمانی که این خبر را شنیدم، خواب به چشمانم نیامده است. درباره نابغه بودن پرافتخارترین آزادکار ایران همین بس که شش سال متوالی به شش طلای جهان و المپیک رسید، آن هم بدون اینکه حتی یک‌بار توسط رقبا خاک شود.»
او در ادامه به خاطراتش با مرحوم عبدالله موحد اشاره می‌کند: «زمانی که به تیم ملی دعوت شدم، عبدالله موحد تا آن موقع چهار مدال طلای جهانی گرفته و کاپیتان تیم ملی بود. به خاطر دارم برای وزن کشی از اردوی منظریه به سالن هفت‌تیر می‌رفتیم که موحد از من، که جوانی تازه‌کار بودم، خواست با اتومبیل او به پارک‌شهر برویم. نمی‌دانید چقدر ذوق کرده بودم؛ انگار دنیا را به من داده بودند. او الگوی من در کشتی بود و از آن پس تمرینات کشتی و بدنسازی‌ام را زیر نظر او انجام می‌دادم و او نیز به من اعتقاد زیادی داشت.»
دارنده مدال برنز المپیک مونیخ همچنین از رفاقتش با مرحوم می‌گوید: «برای اولین بار در مسابقات جهانی ۱۹۶۹ آرژانتین هم‌تیمی شدیم و هر دو مدال طلا گرفتیم. سال بعد نیز من، موحد و سیدعباسی در کانادا به مدال طلا رسیدیم. اما در المپیک مونیخ، او در همان کشتی اول برابر حریف استرالیایی دچار آسیب‌دیدگی کتف شد، با این حال مسابقه را برد. در کشتی دوم به دلیل پارگی تاندون کتف، پزشک تیم اجازه ادامه مبارزه را نداد و دیگر نتوانست کشتی بگیرد. جدا از ورزش، ما با یکدیگر رفیق بودیم و هفته‌ای سه تا چهار بار پیاده‌روی و کوهنوردی می‌کردیم. وقتی هم به آمریکا رفت، وکالت کارهایش را برعهده داشتم و خانواده‌های‌مان نیز با یکدیگر در رفت‌وآمد بودند.»
جوادی درباره رفاقت صمیمانه موحد و تختی نیز می‌گوید: «زمانی که آقا تختی در ملبورن قهرمان المپیک شد، موحد تنها ۱۶ سال داشت؛ بنابراین هم‌نسل غلامرضا تختی نبود، اما آخرین حضور جهانی جهان‌پهلوان با اولین سال عضویت موحد در تیم ملی هم‌زمان شد. طلای‌های متوالی و بدون وقفه عبدالله موحد از مسابقات جهانی ۱۹۶۵ منچستر آغاز شد؛ جایی که تختی حضور نداشت. سال ۱۹۶۶ تختی دوباره به تیم ملی بازگشت و موحد در کنار تختی و حبیبی، تاریخ‌ساز شدند. این سه نفر، مثلث طلایی کشتی ایران را از المپیک ۱۹۴۸ لندن تا المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا شکل دادند؛ مثلثی که امروز دیگر هیچ‌یک از آنها در میان ما 
نیستند.»
دارنده چهار مدال جهانی کشتی ایران درباره ویژگی‌های عبدالله موحد نیز توضیح می‌دهد: «آنچه از عبدالله یک نابغه ساخت، سختی‌های عجیب و غریبی بود که در همه آنها عزت‌نفسش را حفظ کرد. ستاره بی‌بدیل ایران و جهان، بدنی بسیار منعطف و فنونی خاص داشت. عاشقانه کشتی را دوست می‌داشت و نامش با پیروزی گره خورده بود؛ حتی شنیدن نامش خارج از تشک، لرزه بر اندام حریفان می‌انداخت. کشتی‌گیران خارجی ترجیح می‌دادند کمتر با او روبه‌رو شوند، چرا که تنه زدن به شیر کشتی ایران، مانند برخورد با دیوارهای بتنی بود. موحد ایران‌دوست بود و به ریشه‌هایش افتخار می‌کرد؛ ریشه‌ای که اجازه نداد به خاطر یک مشت دلار، فنون ناب کشتی را به آمریکایی‌ها 
بیاموزد.»

 

اخلاق‌مداری متخصص

مجید حاتمی
کارشناس کشتی


عبدالله موحد را همه به‌عنوان کشتی‌گیر «جگردار» می‌شناسند. او پیش از آن‌که نام حمید سوریان، فرنگی‌کار وزن ۵۵ کیلو، به‌واسطه هفت مدال المپیک و جهان بر سر زبان‌ها بیفتد، سال‌ها سلطان بلامنازع کشتی ایران بود؛ قهرمانی که شش سال پیاپی، طلای جهان و المپیک را در وزن ۶۸ کیلو به خود اختصاص
داد.
 اتفاقی شگفت‌انگیز که یکی از رازهای بزرگ آن، پرهیز او از خوردن غذاهای لذیذ بود.
موحد برای تداوم موفقیت، خورد و خوراک خود را با وزنش هماهنگ می‌کرد. او حتی از غذاهایی که دوست داشت صرف‌نظر می‌کرد تا وزنش ثابت بماند. کشتی‌گیران انگشت‌شماری مانند کارلین در سنگین‌وزن یا سایتی‌اف، توانسته‌اند به چنین انضباطی دست یابند.
اخلاق‌مداری از ویژگی‌های بارز او بود؛ به‌گونه‌ای که هرگز در درگیری‌های میان تیم ملی و فدراسیون دخالت نمی‌کرد. شاید حمید سوریان و حسن یزدانی نیز همچون او افتخارآفرین بوده‌اند، اما تفاوت موحد با آنان در تداوم مدال‌آوری طی شش سال پیاپی است؛ در حالی که سوریان و یزدانی مدال‌های خود را به‌صورت مستمر کسب نکرده‌اند.
در تاریخ کشتی ایران، رویارویی غول‌هایی چون علیرضا سوخته‌سرایی و علیرضا سلیمانی، محمدرضا نوایی و سید عباسی، حسن یزدانی و کامران قاسم‌پور، محمد طلایی و علیرضا دبیر و نیز رسول خادم و عباس جدیدی، غالباً به کری‌خوانی کشیده شده و حتی بر روابط آنها تأثیر گذاشته و گاه به اختلاف 
انجامیده است.
اما عبدالله موحد، با وجود رقابت و حتی مبارزه با منصور برزگر، هرگز وارد چنین حاشیه‌هایی
نشد.
موحد زندگی سالمی داشت. او سال‌ها با غلام طبرستانی رقابت می‌کرد؛ طبرستانی در تمرین، همه فنون را بر موحد اجرا می‌کرد، اما در مسابقه این موحد بود که در چند ثانیه او را ضربه می‌کرد. از همین‌رو، همگان عبدالله موحد را کشتی‌گیری «جگردار» می‌دانستند.

 

فیلسوف کشتی

علی اکبر حیدری
سرمربی اسبق کشتی آزاد


عبدالله موحد را نمی‌توان صرفاً در قاب مدال‌های طلای المپیک و جهان خلاصه کرد؛ او فراتر از یک قهرمان ورزشی، یک پدیده تکرارنشدنی در تاریخ کشتی ایران و جهان بود. موحد در ۲۵ سالگی برای نخستین‌بار دوبنده تیم ملی را بر تن کرد و خیلی زود در سال ۱۹۶۲ با پیروزی برابر زاربگ بریاشویلی در دیداری دوستانه میان ایران و شوروی، نامش را بر سر زبان‌ها انداخت. از همان‌جا مسیر درخشش او آغاز شد؛ مسیری که در کنار غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی، مثلث طلایی کشتی ایران را در ادوار المپیک شکل داد؛ نسلی که به «بزرگ‌ترین قهرمانان گوش‌شکسته تاریخ ایران» شهرت یافتند.
اگرچه در آن دوران تداوم قهرمانی‌ها مانند امروز به‌عنوان یک شاخص مطرح نبود، اما هنوز هم هیچ کشتی‌گیر ایرانی نتوانسته است آن‌گونه که موحد انجام داد، پشت سر هم به مدال طلای جهان برسد و برای سال‌های طولانی در اوج بماند. این در حالی است که سطح رقابت در آن زمان بسیار سنگین‌تر بود و کشتی جهان ستاره‌های بزرگی را در خود داشت. والچف، قهرمان بلغاری هر بار که متوجه می‌شد باید در فینال با موحد کشتی بگیرد، با چهره‌ای عبوس روی تشک حاضر می‌شد و حتی به او اشاره می‌کرد که «می‌دانم خواهم باخت.» همین نگاه، به‌خوبی نشان می‌داد که موحد در آن دوران رقیبی هم‌سطح خود نداشت.
او تنها به قدرت بدنی متکی نبود؛ موحد از هوشی مثال‌زدنی برخوردار بود و کشتی‌اش ترکیبی از استراتژی، درک بالا از لحظه و توان فنی کم‌نظیر بود. سرعت عملش در اجرای فنون مثال‌زدنی بود؛ چنان‌که گاهی برای اجرای یک خم می‌رفت اما فن دوخم را به شکلی غافلگیرکننده اجرا می‌کرد؛ تا جایی که حتی مرحوم عطاءالله بهمنش، گزارشگر تلویزیون، در جریان پخش زنده از سرعت و تنوع فنون او جا می‌ماند.
هیچ‌گاه اهل کری‌خوانی نبود. او چهره‌ای آرام، متین و به‌قول حیدری «آدم حسابی کشتی» بود؛ با صلابتی خاص و دیسیپلینی همیشگی. در کنار همه این ویژگی‌ها، روحی ادیبانه نیز داشت؛ اهل شعر و ادب بود و همین نگاه عمیق‌تر به زندگی باعث شد بسیاری او را «فیلسوف تشک کشتی» بنامند؛ کسی که برای مبارزه، نه صرفاً به‌عنوان یک رقابت فیزیکی، بلکه به‌مثابه یک فلسفه نگاه می‌کرد.

 

قهرمانی با فنون ناب و تاریخی

ابراهیم سیف پور
پیشکسوت کشتی

از آن عکس معروف با دو دست باز که شش مدال طلای جهانی بر سینه‌اش آویخته بود، تا امروز که خبر وداع او با دنیای فانی منتشر شد، آنچه تغییر نکرد صلابت او بود؛ قهرمان خودساخته و بزرگ کشتی ایران.
عبدالله موحد از من دو سال کوچک‌تر بود، اما از همان روزهای ورودش به اردو، همه از استعداد کم‌نظیرش سخن می‌گفتند. هرچند کشتی را نسبتاً دیر آغاز کرد، اما پس از کسب مدال طلای جهانی در مسابقات منچستر، نبوغ او بر همگان در سراسر جهان آشکار شد. او کسی بود که شش بار پیاپی مدال‌های طلای جهان و المپیک را بر گردن انداخت و در کنار زنده‌یادان غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی، به‌عنوان مثلث افتخارآفرین کشتی آزاد ایران شناخته شد؛ سه قهرمانی که نامشان در تالار مشاهیر اتحادیه جهانی کشتی نیز ثبت شده است.
عبدالله در جهان رقیبی جدی نداشت و کشتی‌گیران خارجی، از بلغارها گرفته تا روس‌ها و آمریکایی‌ها، همگی از او هراس داشتند. او در بیرون از دایره طلایی، آرام و کم‌حرف بود، اما روی تشک، مغرور، سریع و بی‌امان ظاهر می‌شد و در برابر هیچ حریفی مماشات نداشت.همواره روحیه‌بخش سایر اعضای تیم بود و هم‌تیمی‌هایش را از نظر ذهنی و انگیزشی تقویت می‌کرد.
به خاطر دارم در اردوها، پس از تمرین‌های سخت و طاقت‌فرسا، وقتی از فرط خستگی به خوابگاه می‌رسیدیم، همگی بی‌درنگ به خواب می‌رفتیم؛ اما عبدالله تازه شروع به شعر خواندن و زمزمه کردن می‌کرد. در سال‌های پایانی دوران کشتی‌اش نیز راهی آمریکا شد و با وجود پیشنهادهای وسوسه‌انگیز، به دلیل تعلق خاطر و عرقی که به ایران داشت، هدایت تیم‌های خارجی را نپذیرفت.
جای بسی تأسف است که کشتی ایران هرگز از ظرفیت مربیگری او بهره نگرفت تا فنون این نابغه بزرگ کشتی آزاد به نسل‌های بعد منتقل شود. در حال حاضر نیز بعید می‌دانم کسی در کشتی آزاد به سطح نبوغ و صلابت او برسد.

 

فنون استراتژیک ؛  میراث ماندگار قهرمان

عزیزالله اطاعتی
کارشناس کشتی

عبدالله موحد در کشتی ایران تکرارنشدنی است. او چهره‌ای استثنایی در ورزش، تفکر، شخصیت، رویکرد علمی، سبک تمرین و شیوه مسابقه بود. امروز در ورزش‌های انفرادی، استراتژی تمرین و رقابت حرف اول را می‌زند؛ اما موحد در روزگاری که کشتی می‌گرفت، خود از پایه‌گذاران این نگاه استراتژیک در تمرین و مسابقه به‌شمار می‌رفت. او را می‌توان از تئوریسین‌های برجسته کشتی ایران و حتی جهان دانست؛ اولین کسی که تفکر را به‌صورت جدی وارد تمرین و رقابت کرد و بر استراتژی و تمرکز تأکیدی ویژه داشت.
موحد به‌خوبی از ظرفیت‌ها و توانایی‌های خود بهره می‌برد، تا آنجا که در رشته‌هایی چون تنیس روی میز، والیبال و شنا نیز در حد تیم ملی فعالیت می‌کرد.او با سبک خاص خود در تمرین و مسابقه، سرآمد زمانه‌اش بود. در دورانی که بسیاری از کشتی‌گیران از نظر مالی در مضیقه بودند و با تمرینات سخت و غیرعلمی کار می‌کردند، موحد دنیای متفاوتی داشت و با تکیه بر دانش ورزش و هوش ذاتی، خود را آماده می‌ساخت.
متأسفانه کشتی ایران تنها در زمانی که عبدالله موحد مدال‌آور بود از او و افتخاراتش بهره برد؛ و خداحافظی او از دنیای قهرمانی، به‌نوعی به معنای فاصله گرفتنش از کشتی ایران شد. پس از خروج او از «دایره طلایی»، کشتی ایران هرگز نتوانست از دانش و تجربه‌اش برای پرورش نسل‌های بعدی بهره‌مند شود. در واقع، کشتی ایران نه امروز که او آسمانی شده، بلکه از همان زمان کناره‌گیری‌اش او را از دست داد؛ و تنها نامش در تاریخ باقی ماند.
این محرومیت، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای کشتی جهان نیز رخ داد؛ آن هم به‌سبب تعصب و دلبستگی عمیق او به ایران، چرا که نمی‌خواست دانشش در خدمت رقیبانی قرار گیرد که ممکن بود بر کشتی ایران غلبه کنند. با این حال، تأثیر او چنان بود که حتی دان گیبل، یکی از پرافتخارترین کشتی‌گیران آمریکا، با بهره‌گیری از برنامه‌های تمرینی او به قهرمانی جهان رسید.
تنها یادگار مکتوب از عبدالله موحد، مجموعه‌ای حدود ۷۰ تا ۸۰ شماره از آموزش تکنیک‌های کشتی او و «صنعتکاران» است که در دنیای ورزش منتشر شده؛ در حالی که سبک کشتی او، سبکی اصیل و کاملاً ایرانی بود. اکنون شاید بهترین خدمت به کشتی، آموزش و تدریس سبک موحد به مربیان کشتی آزاد باشد، تا آنان بتوانند نسل تازه‌ای از کشتی‌گیرانِ متفکر و استراتژیک، در تراز مکتب او، پرورش دهند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهارده
 - شماره نه هزار و چهارده - ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵