شروین اسبقیان، معاون توسعه ورزش قهرمانی وزیر ورزش در گفتوگو با «ایران»:
آمریکا شایسته میزبانی جام جهانی نیست
هدف ما به اهتزاز درآوردن پرچم ایران در میادین جهانی است
مهری رنجبر/ سید محمدشروین اسبقیان، معاون توسعه ورزش قهرمانی و حرفهای وزارت ورزش و جوانان، ادعای رئیسجمهوری آمریکا درباره حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی ۲۰۲۶ را نظریهای پوچ و بیمعنا میداند که با هیچیک از اصول و قواعد بینالمللی همخوانی ندارد. معاون وزیر ورزش و جوانان در گفتوگو با «ایران» معتقد است ترامپ با قلدری صرف، قانون را نقض میکند تا قدرت خود را به رخ دنیا بکشد، بدون آنکه بداند فلسفه ورزش با سیاست متفاوت است؛ بنابراین اساساً نباید روی حرفهای او حساب کرد. اسبقیان با اشاره به جنایتهایی که آمریکا در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران مرتکب شده است، میگوید:«این کشور شایسته میزبانی جام جهانی فوتبال نیست.»
تیم ملی فوتبال با شایستگی مجوز حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ را به دست آورده، اما میزبان بدون توجه به قوانین بینالمللی، ایده جایگزینی ایتالیا به جای ایران را مطرح میکند. آیا اظهارات ترامپ نشاندهنده بیاعتنایی او به قانون است؟
به طورکلی حرفهای ترامپ غیرمنطقی و غیراصولی است. او هر روز بر اساس تصورات خود سخنی مطرح میکند، در حالی که میزبان صرفاً نقش میزبانی دارد و نمیتواند در حذف یا اضافه تیمهای حاضر در جام جهانی دخالت کند. ضمن اینکه تیم ملی فوتبال ایران جزو اولین تیمهای صعودکننده به جام جهانی است و این سؤال مطرح میشود که ترامپ و مشاورانش به استناد کدام قانون خواستار حذف ایران از جام جهانی 2026 شدهاند؟ با شناختی که از ترامپ داریم، این اظهارات نقض صریح قانون و مبتنی بر زورگویی و قانون جنگل است و با اساسنامه فیفا همخوانی ندارد؛ بنابراین نباید به آن اعتنا کرد.
وزیران اقتصاد و ورزش ایتالیا نیز پیشنهاد ترامپ را شرمآور و خندهدار دانستند و تأکید کردند که همهچیز در زمین فوتبال مشخص میشود. چرا آمریکاییها چنین مسائل غیراصولی را مطرح میکنند؟
ورزش اصول و منش خاص خود را دارد و فلسفه آن بر صلح و دوستی استوار است. کشوری که به کشور دیگری حمله میکند و مدارس، ورزشگاهها، بیمارستانها و مناطق مسکونی را هدف قرار میدهد و کودکان و غیرنظامیان را به خاک و خون میکشد و ۲۲۰ ورزشکار ایرانی را به شهادت میرساند، نمیتواند میزبان شایستهای برای جام جهانی باشد.
در واقع آمریکا با این اقدامات و زیر پا گذاشتن منشور المپیک، میزبانی خود را زیر سؤال برده است. آنها با ترور رهبر و فرماندهان ما نشان دادهاند که کشوری جنگطلب و خشونتگرا هستند. چنین کشوری نمیتواند از صلح و دوستی سخن بگوید، چرا که فاصله زیادی با روح واقعی ورزش دارد. از سوی دیگر، ایتالیاییها بهخوبی از قوانین آگاهند و میدانند میزبان هیچگونه اختیار یا صلاحیتی برای جابهجایی تیمها ندارد؛ به همین دلیل نیز این پیشنهاد را خندهدار دانستند.
در حالی که مجامع بینالمللی بر جدایی ورزش از سیاست تأکید دارند، چرا آمریکاییها تنها در مواقعی که به نفعشان باشد از این اصل استفاده میکنند؟ آیا این موضوع به یک رسوایی در جام جهانی تبدیل شده است؟
آمریکاییها تاکنون نشان دادهاند که گفتار و رفتارشان کاملاً متناقض است؛ ممکن است سخنی بگویند، اما در عمل خلاف آن رفتار کنند. برای آنها حفظ منافع در هر شرایطی مهمتر از هر چیز دیگری است. این موضوع برای همه جهان آشکار شده و حتی همپیمانان اروپایی آنها نیز از آن ناراضیاند. بدون تردید، قبلاً پیشبینی میشد روزی خواهد رسید که آمریکا به دلیل این سیاستهای دوگانه منزوی شود و اعتبارش در جهان از بین برود، امروز اعتبار آنها از بین رفته و طبق پیشبینی رهبر شهید در بیانیه گام دوم، شاهد فروپاشی آن خواهیم بود.
با توجه به رویکرد ترامپ، آیا ممکن است کاروان ورزشی ایران برای حضور در المپیک۲۰۲۸ لسآنجلس نیز با مشکل مواجه شود؟
اقدامات و تصمیمات آمریکا قابل پیشبینی نیست، زیرا رئیسجمهوری این کشور ثبات فکری ندارد و لحظهای تصمیم میگیرد. با این حال، بعید است بر اساس منشور المپیک بتوانند مانعی برای حضور کاروان ورزشی ایران ایجاد کنند. ورزشکاران و تیمهای ما آماده حضور در رویدادهای بینالمللی هستند و وزارت ورزش نیز مطابق تصمیم مسئولان کشور عمل میکند. هدف ما حضور قدرتمند در میادین ورزشی و به اهتزاز درآوردن پرچم کشور است؛ همانگونه که کاروان ورزشی ایران با وجود شرایط سخت، در بازیهای آسیایی ساحلی حضور یافت و موفق به کسب اولین مدال طلا در دوومیدانی
شد.
سکوت مجامع بینالمللی مانند فیفا در برابر این اقدامات چه پیامدهایی خواهد داشت و چه تضمینی وجود دارد که این روند در آینده تکرار نشود؟
این موضوع به نفوذ و لابی آمریکا در فیفا و سایر نهادهای بینالمللی بازمیگردد که استقلال آنها را زیر سؤال میبرد؛ همانگونه که اینفانتینو، رئیس فیفا، با اقدامی غیرمنطقی و اعطای جایزه صلح به ترامپ، فلسفه ورزش و حتی انسانیت را خدشهدار کرد.
فلسفه ورزش بر آزادگی، حمایت از مظلومان و مقابله با ظلم استوار است، اما رفتارهای دوگانه نهادهای ورزشی بینالمللی جای سؤال دارد. بهعنوان نمونه، پس از حمله روسیه به اوکراین، ورزشکاران این کشور بهسرعت از حضور در رویدادهای بینالمللی، حتی المپیک محروم شدند، اما در مقابل، با وجود جنایاتی که رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان مرتکب شده و همچنین حمله به ایران، کشتار غیرنظامیان و تخریب زیرساختها با حمایت آمریکا، هیچ واکنش مؤثری از سوی نهادهای بینالمللی ورزشی دیده نمیشود. این رویکرد دوگانه، واقعاً ناامیدکننده است.

