«ایران» اهمیت نقش‌آفرینی بخش خصوصی در دوره پساجنگ را بررسی می‌کند

فرصت طلایی برای اصلاح زیرساخت ورزشی

سینا حسینی / تحول در نگاه به صنعت ورزش، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف توسعه اقتصادی در اروپا و برخی کشورهای پیشرو بوده است. زمانی که کشورها از رویکردهای سنتی فاصله گرفتند و ورزش را نه صرفاً یک فعالیت فرهنگی، بلکه به‌عنوان صنعتی درآمدزا و پیشران اقتصادی تعریف کردند، مسیر تازه‌ای گشوده شد؛ مسیری که در ابتدا با تردید و حتی مقاومت مواجه بود، اما در ادامه به یکی از موفق‌ترین الگوهای توسعه بدل شد. تجربه نشان داد که ورود سرمایه‌گذاران نه‌تنها تهدیدی برای اصالت ورزش نیست، بلکه می‌تواند به تقویت زیرساخت‌ها، افزایش رقابت‌پذیری و ارتقای کیفیت منجر شود.
در این میان، تجربه کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم، نمونه‌ای آموزنده از نقش سرمایه‌گذاری در شرایط خاص و بازسازی است. ژاپن پس از جنگ، با درک محدودیت منابع دولتی، به‌سوی جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی حرکت کرد. این کشور با ایجاد مشوق‌های اقتصادی، تسهیل قوانین و تعریف پروژه‌های جذاب، توانست بخش قابل‌توجهی از بار مالی بازسازی اماکن ورزشی را به بخش خصوصی منتقل کند. نتیجه این رویکرد، نه‌تنها بازسازی سریع‌تر زیرساخت‌ها، بلکه شکل‌گیری نظامی کارآمدتر و پایدارتر در مدیریت ورزش بود.
در آلمان نیز، بازسازی پس از جنگ با اتکا به مشارکت بخش خصوصی و بهره‌گیری از مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی دنبال شد. این کشور با طراحی سازوکارهای شفاف و تضمین بازگشت سرمایه، توانست اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کند و روند بازسازی را تسریع بخشد. تجربه یوگسلاوی نیز نشان می‌دهد که حتی در اقتصادهایی با ساختار متفاوت، می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و استفاده از ظرفیت‌های موجود، از سرمایه‌گذاری به‌عنوان ابزاری برای عبور از بحران بهره برد.
بررسی این نمونه‌ها نشان می‌دهد که چند اصل کلیدی در موفقیت این کشورها نقش داشته است. اول، ایجاد بسترهای حقوقی و اقتصادی شفاف؛ سرمایه‌گذار نیازمند اطمینان از امنیت سرمایه و بازگشت سود است و بدون قوانین پایدار و قابل پیش‌بینی، جذب سرمایه در عمل ممکن نخواهد بود. دوم، تعریف پروژه‌های اقتصادی‌پذیر در حوزه ورزش؛ اماکن ورزشی باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که علاوه بر کارکرد ورزشی، قابلیت درآمدزایی از طریق رویدادها، تبلیغات، حق پخش و خدمات جانبی را داشته باشند. سوم، استفاده از مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی؛ دولت‌ها با واگذاری بخشی از پروژه‌ها و در عین حال حفظ نقش نظارتی، می‌توانند هم از منابع بخش خصوصی بهره ببرند و هم اهداف کلان را تضمین کنند. چهارم، ارائه مشوق‌های هدفمند؛ معافیت‌های مالیاتی، تسهیلات بانکی و تضمین‌های دولتی از جمله ابزارهایی هستند که می‌توانند سرمایه‌گذاران را به ورود در این حوزه ترغیب کنند.
با توجه به خسارات واردشده به زیرساخت‌های ورزشی ایران در جریان جنگ تحمیلی، بهره‌گیری از این تجربیات می‌تواند برای ورزش ما راهگشا باشد. وابستگی صرف به منابع دولتی، با توجه به محدودیت‌های بودجه‌ای، روند بازسازی را با تأخیر و چالش مواجه می‌کند. در مقابل، جذب سرمایه‌های بخش خصوصی می‌تواند با تسریع در بازسازی، به ایجاد زیرساخت‌هایی مدرن، کارآمد و درآمدزا 
منجر شود.
دوره بازسازی، فرصتی استثنایی برای بازتعریف ساختار ورزش کشور است. بنابراین اگر این فرصت با برنامه‌ریزی دقیق، اصلاح قوانین و جلب اعتماد سرمایه‌گذاران همراه شود، می‌توان نه‌تنها خسارات را جبران کرد، بلکه زیرساخت‌هایی متناسب با استانداردهای روز جهان به وجود آورد. در غیر این صورت، خطر بازتولید الگوهای ناکارآمد گذشته وجود خواهد داشت.
باید پذیرفت که ورزش امروز، فراتر از یک فعالیت فرهنگی یا تفریحی، به صنعتی پیچیده و چندوجهی تبدیل شده است. بازسازی این صنعت در دوران پساجنگ، نیازمند نگاهی نو، تصمیم‌گیری‌های شجاعانه و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های بخش خصوصی است؛ رویکردی که تجربه کشورهای موفق، کارآمدی آن را به‌خوبی 
اثبات کرده است.