روز دختر؛ فرصتی برای پیوند ادبیات رسمی و دغدغههای نسل جدید
زهرا بهروزآذر
معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور
اهمیت «روز دختر» فراتر از یک مناسبت ساده در تقویم است. در واقع میثاقی دوباره برای پیوند «میراث ماندگار» به «آفاق نوین» است. چرا که تکریم دختر ایرانی به معنای بزرگداشت ریشههای عمیق فرهنگ مرز و بومی است که هویت خود را در گذر سدهها با هوشمندی و پویایی حفظ کرده است. در این نگاه کلان، تمدنها پیکرههایی زنده و در حال تکامل هستند که توانمندی خود را از بازخوانی همیشگی داشتههای درونیشان به دست میآورند. در این میان، دختران نه صرفاً یک بخش از جامعه، بلکه «نگهبانان هسته سخت تمدن» محسوب میشوند. منظور از این هسته سخت آن بخش از باورها و جهانبینی بنیادینی است که منظومه فکری ما را شکوه و عظمت بخشیده است؛ باورها و جهان بینیهایی که در مفاهیمی همچون معنویت و نگاه غایتمدار به هستی، حکمت و خردگرایی اخلاقمحور، کرامت انسانی و پیوند ناگسستنی هویت ملی و ارزشهای متعالی دینی تبلور و نمود مییابد.
این جایگاه راهبردی ایجاب میکند تا دختران به عنوان دیدبانان این هویت اصیل، وظیفه انتقال آگاهانه سرمایه فرهنگی را به نسلهای آینده بر عهده بگیرند. همانگونه که وراثت زیستی ویژگیهای کالبدی را منتقل میکند، سرمایه فرهنگی نیز از مسیر کنشگری دختران، وظیفه نوسازی هویت در بستر زمان را بر عهده دارد. این فرآیند نه یک تکرار صلب، بلکه جریانی زنده است که جامعه را در برابر گسستهای فرهنگی مصون میدارد و با ریشهدار کردن نسلهای بعد زیربنای لازم برای وفاق ملی و توسعه پایدار را فراهم میآورد.
بر همین اساس، صیانت از یک تمدن، ماهیتی هویتی و پیوندی دارد. در این معنا، دختر ایرانی حلقه زرین زنجیرهای است که شکوه تاریخی را به فرصتهای جهانی پیشرو متصل میکند. او برای درخشش و اثرگذاری در دنیای معاصر، نیازی به کپیبرداری از الگوهای گذرا و عاریتی ندارد؛ زیرا خود حامل روحی جاری در کالبد تاریخ است که اصالت را با نگاهی رو به جلو و رویکردی توسعهگرا پیوند میزند. از منظر مدیریت راهبردی، این پایداری زمانی تضمین میشود که زیربنای فکری جامعه بر پایه دانش و عزت نفس معماران آن بنا شود و از این رو، توجه به جایگاه دختران در حقیقت صیانت از زایش تمدنی است. تحقق چنین آرمانی نیازمند آن است که اجازه ندهیم تا در سیاستگذاریهای کلان نگاههای سلیقهای یا موانعی همچون شعارزدگی و قالببندیهای تکبُعدی مانع از شکوفایی این نقش تمدنساز شود. همچنین باید هوشیار بود تا غرق شدن در دنیای پرشتاب دیجیتال و جذابیتهای سطحی منجر به فراموشی عمق هویتی نگردد. نامگذاری این روز فرصتی است تا با زبانی هنرمندانه و نو، پیوندی عمیق میان ادبیات رسمی و دغدغههای واقعی نسل جدید ایجاد کنیم، به گونهای که مفاهیم ارزشی با درک نیازهای زمانه و به دور از هرگونه پیشداوری منتقل شوند.
این مسیر تداوم منطقی نگاهی است که در سالهای پس از انقلاب اسلامی با تکیه بر اندیشههای راهبردی نظام بر شایستهسالاری و عدالت جنسیتی تأکید داشته است، نگاهی که دختر ایرانی را نه در حاشیه، بلکه در متن علم، ورزش، فرهنگ و سیاست میبیند. دستاوردهای خیرهکننده دختران ما در میدانهای نخبگی، گواهی بر این حقیقت است که راه پیشرفت از مسیر خودباوری میگذرد.
از همین رو، ما در نهاد ریاستجمهوری و معاونت امور زنان و خانواده، بر این باوریم که تثبیت این جایگاه والا، مستلزم همافزایی چهار رکن «خانه»، «مدرسه»، «حاکمیت» و «رسانه» است. خانواده باید کانون پرورش کرامت و بازتولید عزتنفس باشد تا دختران ما با اطمینان در مسیر اهداف خود گام بردارند. مدرسه باید فراتر از انتقال دانش محض، به بستری برای تربیت تمدنی و مهارتآموزی نوین بدل شود. دولت هم وظیفه دارد با تدوین قوانین حمایتی و ساختارهای فرصتساز، امنیت اجتماعی و عدالت توزیعی را در مسیر شکوفایی استعدادها تضمین کند. در کنار اینها، رسانهها مسئولیت دارند با ارائه تصویری واقعی، مقتدر و عاری از کلیشهها، روایتگر نبوغ دختر ایرانی باشند.
در این مسیر معاونت امور زنان و خانواده رئیسجمهوری تلاش دارد با سیاستگذاریهای دقیق، جایگاه دختر ایرانی را به عنوان معمار اصلی آینده در متن تصمیمسازیهای کلان کشور تثبیت کند تا فردای ایران، بیش از پیش آینهای از اصالت و هوشمندی فرزندان این مرز و بوم باشد. چرا که با تمام وجود باور داریم که دختر ایرانی، افتخار همیشگی ایران است و با صدای بلند و رسا میگوییم: «دخترم، افتخار ایران!»

