حق فوتبال ما ناکامی نیست
مجید جلالی
کارشناس فوتبال
اصل مشکل فوتبال ما به اساسنامه فدراسیونها و افرادی برمیگردد که برای فوتبال تصمیمگیری میکنند. وقتی در نهادهای فنی فوتبال اغلب از کسانی استفاده میشود که شناختی از این رشته ندارند، طبیعی است که این مشکلات ریشهدارتر و عمیقتر شوند.
مشکلات فوتبال ایران آنقدر گسترده است که این مسیر، به شکلی نگرانکننده به سمت یک شیب تند نزولی پیش میرود؛ آنهم در حالی که رقبای ما با سرعت در حال صعود هستند.
رفع این دغدغهها و چالشها صرفاً در اختیار فدراسیون نیست. ریشه اصلی، به نوع نگاه به فوتبال بازمیگردد؛ فوتبال در مقطع کنونی بیش از آنکه یک پدیده حرفهای و توسعهمحور باشد، بهعنوان ابزار مورد استفاده قرار میگیرد و بعضاً در مواردی، وسیلهای برای سرگرمی عمومی شناخته میشود، در حالی که پدیده فوتبال به مراتب فراتر از این مسائل است. در چنین شرایطی، هزینه کردن، تغییر مداوم مربیان یا ساخت زیرساختها، بدون توجه به مسأله اصلی، چه دستاوردی خواهد داشت؟
آیا امروز کسی به افکار عمومی پاسخ میدهد که چرا نزدیک به ۵۰ سال است به المپیک راه پیدا نکردهایم؟ چرا درصد گلزنی در لیگ برتر کاهش یافته است؟ چرا از کمبود مربیان باکیفیت رنج میبریم؟ حتی سالهاست که در پرورش بازیکنان مستعد نیز موفق نبودهایم. میانگین سنی تیم ملی آنقدر افزایش یافته که نگرانیها درباره حضور در جام جهانی را دوچندان کرده است؛ نگرانی از مواجهه با بحرانی جدی که ممکن است همچنان ادامهدار باشد. بیش از ۳۰ سال است که ناکامیها را با توجیهاتی چون داوری، عملکرد مربی یا حتی شرایط زمین مسابقه
توجیه میکنیم.
وقتی از میان ۳۶ استان کشور، در ۲۳ استان رؤسای هیأتها از افراد غیرفوتبالی انتخاب میشوند، چگونه میتوان انتظار تغییر در نگرش و رویکرد را داشت؟ البته تقصیر متوجه آنها نیست، چراکه تخصص لازم در این حوزه را ندارند، به گونهای که گاه وقتی یک فرد متخصص، مشکلات ساختاری فوتبال را مطرح میکند، این مسائل بهعنوان موضوعاتی سطحی و صرفاً مرتبط با نتیجه مسابقات تلقی میشود.
کاش رسانهها با برگزاری میزگردها و همایشهای تخصصی، زمینهای فراهم آورند تا کارشناسان بهطور جدی درباره این مسائل گفتوگو کنند. فوتبال ما شایسته چنین سرنوشتی نیست.

