مجید نامجومطلق، مربی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
قهرمانی آسیا برای باشگاههای ما یک رویا است
فوتبال ایران همچنان برند آسیا محسوب میشود
مهری رنجبر/ مجید نامجومطلق، مربی فوتبال ایران، معتقد است درد این روزهای فوتبال ایران نبود امکانات و زیرساختهای حرفهای است؛ دردی که باشگاههای ایرانی برای درمان آن تنها از «مسکنی» به نام پول استفاده میکنند؛ مسکنی که به باور او، هرگز نمیتواند عقبماندگی زیرساختی فوتبال را جبران کند.
نامجومطلق در گفتوگو با «ایران» میگوید:«اکنون از فوتبال ایران بیش از هر چیز، تنها «استعداد» باقی مانده و حتی صرف بودجههای کلان برای جذب بازیکنان خارجی کمکیفیت و کماثر نیز گرهگشا نبوده است. افت فوتبال ایران به جایی رسیده که باشگاههایی که روزگاری قهرمان آسیا بودند، حالا تنها رویای قهرمانی را در سر میپرورانند.»
با حذف تراکتور به عنوان آخرین بازمانده فوتبال ایران، عملکرد باشگاههای ایران در لیگهای آسیا را چگونه ارزیابی میکنید؟
باخت تراکتور با توجه به اینکه حدود ۴۵ روز از تمرینات تیمی و شرایط مسابقه دور بود، قابل پیشبینی به نظر میرسید. این تیم در نیمه اول نمایش خوبی داشت، اما بهتدریج از نظر بدنی افت کرد. اخراج بیرانوند نیز تأثیر زیادی در روند بازی گذاشت. به نظر من داور ژاپنی در اعلام پنالتی به سود شباب الاهلی سختگیرانه عمل کرد، هرچند مجموعهای از عوامل در شکلگیری این صحنه نقش داشتند. از سوی دیگر، بازیکنان خارجی تراکتور در ایران با تیم تمرین نکرده بودند و ظاهراً خارج از کشور به تیم ملحق شدند. اگر تراکتور در شرایط عادی بازی میکرد، میتوانست بهراحتی شباب الاهلی را شکست دهد و حداقل در این مرحله حذف نشود. اما اتفاقاتی رخ داد که به این تیم لطمه زد.
ناکامی تیمهای باشگاهی در آسیا، زنگ خطری برای تیم ملی ایران در جام جهانی محسوب میشود، بویژه با اشتباه علیرضا بیرانوند که منجر به اخراج و اعلام پنالتی شد.
حرکت بیرانوند یک اتفاق فوتبالی است و در جریان بازیها رخ میدهد. سردار با هوشیاری، از این موقعیت استفاده کرد و اخراج و پنالتی گرفت. نمیتوان بیرانوند را مقصر دانست و به نظر من عمدی در کار نبود. با این حال، جدا از این صحنه، نبود تمرین و هماهنگی کافی و همچنین سفر طولانی حدود ۴۰ ساعته به عربستان، بر روحیه و تمرکز بازیکنان تراکتور تأثیر منفی گذاشته بود.
با حذف تراکتور از لیگ نخبگان، آیا باید بپذیریم تیم های لیگ فوتبال ایران به تیمهای درجه دو آسیا تبدیل شده است؟
در حال حاضر، تنها فاکتور برتری فوتبال ایران در آسیا، «استعداد» است؛ عاملی که تا امروز این فوتبال را سرپا نگه داشته است. از نظر امکانات، فوتبال ایران حتی از باشگاههای درجه دو و سه آسیا نیز عقبتر است. با این شرایط، رسیدن به جمع تیمهای درجه یک آسیا برای باشگاههای ایرانی به یک رویا تبدیل شده است. زمانی که در سنگاپور و قطر بازی میکردم، امکانات آنها از ایران بهتر بود. آن زمان ما ورزشگاه آزادی را داشتیم که آرزوی بسیاری از آسیاییها بود، اما اکنون شرایط به گونهای شده که ما حسرت امکانات آنها را میخوریم. زمانی با استقلال و پاس قهرمان آسیا شدیم، اما امروز قهرمانی در آسیا برای باشگاههای ایرانی به رویا بدل شده است. از سوی دیگر، هزینهای که باشگاههای عربستانی برای جذب ستارههای خارجی پرداخت میکنند، به اندازه کل بودجه فوتبال ایران است و حضور این فوقستارهها سطح فوتبال آنها را بهطور محسوسی ارتقا داده است. در چنین شرایطی، ادعای قهرمانی باشگاههای ایرانی در آسیا تقریباً محال است.
آیا قبول دارید تیمهای باشگاهی ایران از نظر کیفی از رقبای آسیایی خود پایینتر هستند؟
تیمهای غرب آسیا، بویژه باشگاههای عربستانی، با صرف هزینههای هنگفت، تیمهایی قدرتمند و باکیفیت ساختهاند. اغراق نیست اگر بگوییم کیفیت برخی از این تیمها فراتر از سطح آسیاست. آنها برای پیشرفت هزینه میکنند، در حالی که در باشگاههای ایرانی چنین رویکردی کمتر دیده میشود.
به نظر میرسد باشگاههای ایرانی تنها در هزینهکرد و قرارداد بازیکنان شبیه حرفهایها عمل میکنند، بدون اینکه زیرساخت حرفهای داشته باشند.
باشگاههای ایرانی از نظر زیرساخت و امکانات، قابل مقایسه با تیمهای حرفهای آسیا و اروپا نیستند. چهار سال است که ورزشگاه آزادی در حال بازسازی است، اما با این روند طولانی می بینیم که هنوز به بهرهبرداری کامل نرسیده است. اگر ورزشگاههای قطر و امارات را ببینید، تفاوتها کاملاً مشهود است؛ از کیفیت زمینهای تمرینی و مسابقه گرفته تا امکانات ورزشگاهی. این مسائل هم ارتباطی به شرایط جنگی ندارد؛ فوتبال ایران پیش از این هم با چنین مشکلاتی مواجه بود و فاصله ما با دیگر کشورها روزبهروز بیشتر شده است.
باشگاهها تلاش کردهاند نبود امکانات را با پول جبران کنند، اما این راهکار تنها مُسکن است و مشکل را حل نمیکند. تا زمانی که زیرساختها و اصول حرفهایگری اصلاح نشود، قراردادهای پرهزینه کمکی نخواهد کرد. شاید تعداد باشگاههایی که از امکانات حرفهای برخوردارند، به تعداد انگشتان یک دست هم نرسد.
با وجود حذف زودهنگام تیمهای ایرانی، چرا همچنان برای حضور در لیگهای آسیایی رقابت شدیدی وجود دارد؟
حضور در این رقابتها برای باشگاهها اعتبار به همراه دارد و فرصتی برای دیده شدن و ارزیابی سطح تیم است. هرچند بار مالی دارد، اما مزایای تبلیغاتی و اعتباری آن قابل توجه است. قرار نیست همه تیمها قهرمان شوند؛ همانطور که در جام جهانی، همه تیمها برای حضور تلاش میکنند، در حالی که تنها چند تیم به سکو میرسند.
آیا بهتر نیست باشگاهها به جای هزینههای سنگین برای لیگ آسیا، روی زیرساختها سرمایهگذاری کنند؟
حضور در لیگ آسیا مزایای مالی و اعتباری دارد و نمیتوان بهطور کامل از آن صرفنظر کرد. اما بهتر است به جای هزینههای گزاف برای جذب بازیکنان خارجی، این منابع صرف توسعه زیرساختها، ساخت ورزشگاهها و بهبود زمینهای تمرینی شود. این مشکل فقط مختص تیمهای مدعی نیست و حتی تیمهای سطح پایینتر نیز چنین هزینههایی را متحمل
میشوند.
با افت فوتبال ایران، افزایش سهمیه در لیگهای آسیایی منطقی است؟
فوتبال ایران همچنان در آسیا یک برند محسوب میشود. صعود تیم ملی به جام جهانی، هرچند با افزایش تعداد تیمها به ۴۸ تیم، دیگر یک رویا نیست، اما موفقیت در آن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر استعداد بازیکنان ایرانی با امکانات مناسب ترکیب شود، میتوان به آینده امیدوار بود. در حال حاضر، مشکل اصلی فوتبال ایران کمبود امکانات
و زیرساختهاست.
برای خروج از این وضعیت چه باید کرد؟
باید نگرش ما به فوتبال تغییر کند. در ایران، فوتبال بیش از حد پرزرق و برق و نمایشی شده است. بهعنوان مثال، باشگاهها بازیکنان خارجی جذب میکنند، اما کیفیت این بازیکنان چندان مهم نیست. در مجموع، تعداد بازیکنان واقعاً تأثیرگذار در لیگ ایران بسیار محدود است، در حالی که در لیگهای خارجی، با وجود قراردادهای کمتر، کیفیت بازیها بالاتر است. باشگاههای ایرانی تلاش میکنند با جذب بازیکنان خارجی، کمبود امکانات را جبران و ظاهری جذاب ایجاد کنند، اما در عمل این بازیکنان کمکی به پیشرفت فوتبال ایران
نمیکنند.

