ضرورت اصلاح ساختار باشگاهها
ستارهمدانی
کارشناس مدیریت
ژاپنیها تصمیم گرفتهاند تا سال ۲۰۵۰ به مقام قهرمانی جام جهانی فوتبال دست یابند؛ در حالی که ما همچنان بدون تصمیم و برنامهریزی بلندمدت، در جستوجوی موفقیت هستیم.
بیتردید، حضور فوتبال ایران در عرصه بینالمللی از اهمیت بالایی برخوردار است و مستلزم نگاهی راهبردی و ویژه است؛ حضوری که در آن بتوان از کیان فوتبال ایران دفاع کرد، نه آنکه تیمها یکی پس از دیگری با ناکامی مواجه شوند.
توجه به زیرساختها، آکادمیها و نظام پرورش استعداد، از مهمترین ابزارهای یک مدیریت موفق
بهشمار میآید. با این حال، در شرایطی که ثبات مدیریتی وجود ندارد و بسیاری از مدیران صرفاً با اتکا به هزینهکرد باشگاهشان را اداره میکنند، بروز ناکامیهای پیدرپی باشگاهها در رقابتهای آسیایی امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
در بسیاری از باشگاهها حتی از حضور یک وکیل یا حقوقدان مجرب نیز خبری نیست و نتیجه آن، شکستهای مکرر در پروندههای مالی و ارزی مربوط به بازیکنان و مربیان خارجی است.
فارغ از رشد چشمگیر فوتبال و توسعه زیرساختها در کشورهای صاحبسبک، ایران حتی در مقایسه با کشورهای حوزه خلیج فارس نیز عملکردی ضعیفتر داشته است. این در حالی است که کشور از سرمایه انسانی قابلتوجهی برخوردار است؛ سرمایهای که آرزوی بسیاری از کشورهاست. با این وجود، پرسش اساسی این است که چرا فوتبال ایران هنوز شیوه بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها را نیاموخته است.
سوءمدیریت در باشگاهها که با وجود برخورداری از سرمایهگذاری قابلتوجه همچنان با چالشهای جدی مواجهاند، چشمانداز روشنی را ترسیم نمیکند. تداوم این روند، پیامدی جز فرسایش و افول نخواهد داشت. در واقع، شرایط به نقطهای گره خورده رسیده است؛ اما در صورت بهرهگیری از مدیران باتجربه و کارآزموده و اجرای اصلاحات ساختاری، میتوان در افق دهساله به بهبود و پیشرفت قابلتوجه امیدوار بود.
فوتبال ایران از نبود برنامهریزی رنج میبرد و غالباً واکنشی و منفعلانه عمل میکند. در غیاب اهداف مشخص و راهبردی، طبیعی است که مسیر دستیابی به موفقیت مبهم بماند و همچنان در تاریکی به دنبال آن باشیم.

