افقهای دوردست و جزئیات سیاست؛
حمایت ملی از قالیباف در مسیر اجرای یک نقش تاریخی
علی ربیعی
دستیار اجتماعی رئیسجمهور
برای مدیریت کشور در دوره جنگ تحمیلی، بیتردید میتوان از سه ویژگی منحصربهفرد نام برد: وجود وحدت و انسجام حداکثری هم در بالاترین لایههای مدیریتی و هم مردمی و نیز توان تشخیص و تدبیر برای پایان دادن به جنگ. هنر سیاستمداران نه فقط در جنگ، بلکه در تبدیل دستاوردهای آن به مزیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای مردم است.
وضعیت کنونی و ضرورت رویکرد جدید
در شرایط پیچیده و چندلایه نظام بینالمللی امروز که با بازتعریف موازنه قدرت، تغییر الگوهای تعامل دولتها و افزایش نقش متغیرهای غیرسنتی در سیاست خارجی همراه است، اتخاذ رویکردی هوشمندانه، پویا و مبتنی بر اصول، ضرورتی انکارناپذیر دارد. در این بستر، «دیپلماسی همافزای اقتدار» که میان قدرت ملی، مشروعیت داخلی و تعامل سازنده بینالمللی همراستایی ایجاد میکند، از اهمیتی ویژه برخوردار میشود.
تعریف چهارچوب دیپلماسی همافزای اقتدار
در این چهارچوب، اقتدار ملی تنها محصول ابزارهای سخت نیست، بلکه برآیند همزمان ظرفیتهای اقتصادی، انسجام اجتماعی، مشروعیت سیاسی و توان تعامل هوشمندانه با محیط بینالمللی است. در این نگاه، مذاکره، نه ابزاری تاکتیکی و مقطعی، بلکه بخشی از فرآیندی راهبردی برای افزایش قدرت ملی و خلق فرصتهای جدید تعریف میشود. بنابراین پشتیبانی از تیم مذاکره، یک انتخاب سلیقهای نیست؛ بلکه مسئولیتی در دفاع از منافع ملی، کیان ایران و اقتدار نظام و در تداوم دفاع میهنی از ایران عزیز است. امید میرود دستاوردهای بزرگ ایران در عرصه نظامی به یک برد سیاسی نیز تبدیل شود.
نقش قالیباف و اجماع ملی پشت او
ایفای نقش نمایندگی کشور در مذاکرات، آن هم در شرایطی که محیط بینالمللی و تصمیمات دشمن با عدمقطعیت گسترده همراه است، نیازمند درک عمیق از سازوکارهای قدرت، توانایی مدیریت پیچیدگیها و شجاعت تصمیمگیری در بزنگاههاست. این مسئولیت اکنون بهدرستی بر دوش «محمدباقر قالیباف» نهاده شده است؛ کسی که دارای مزیتهایی چون دانش و تجربه در حوزه ژئوپلتیک، فرماندهی در جنگ و تجارب اجرایی و تقنینی است. قالیباف امروز تنها یک نماینده در مذاکرات نیست؛ او نماینده کشور و نظام است. از این رو حمایت از او و تیم مذاکرهکننده، حمایت از یک فرد نیست؛ بلکه حمایت از انسجام تصمیم ملی برای دفاع از ایران از طریق «دیپلماسی همافزای اقتدار» است.
سخنی با قالیباف
من البته به همان میزان که قاطعانه از «محمدباقر قالیباف» برای ایفای نقش مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی ایران دفاع میکنم و ایشان را مناسب این نقش میدانم، به همان اندازه نیز امیدوارم ایشان برترین مشاوران، مذاکرهکنندگان کاربلد و دارای انگیزههای صرفاً ملی از همه مشربها و بدون هیچ تعلقات دیگر را به کار گیرد. امیدوارم خلاقیت و میهندوستی مذاکرهکنندگان، محتواهای نو و متناسب با واقعیات امروز جهان و فراتر از برخی تنگاندیشیهای گذشته را به دستورکار مذاکرات بدل سازد. امیدوارم مدیریت دیپلماتیک آقای محمدباقر قالیباف، زمین بازیهای جدیدی تعریف و بنبستشکنی کند. میگویند زمانی که «چرچیل» در سالخوردگی به نخستوزیری انگلستان انتخاب شد تا این کشور را در جنگ جهانی دوم هدایت کند، گفته که «گویی همه تجربیات و زندگی من تاکنون فقط آمادگی برای ایفای نقش برای کشورم در این لحظه بوده است.» محمدباقر قالیباف هم درست در چنین وضعیتی قرار دارد؛ گویی همه نقشهای قالیباف در سالهای دفاع، مدیریت نیروی انتظامی، شهرداری تهران و ریاست مجلس شورای اسلامی، همگی تمرین، کسب آمادگی و اندوختن سرمایههایی برای این لحظه بودهاند. من مایلم به عنوان یک دوست و حتی رقیب سیاسی او در لحظاتی از زندگی، به او یادآوری کنم که او از مزیت بزرگی برخوردار است. او خلبانی است که صدها بار از زمین فاصله گرفته و جهان را از بالا دیده است. او افقهای دور جغرافیایی را دیده است و جزئیات زمین به نظرش کوچک آمدهاند. او سپس هواپیما را به زمین نشانده و جزئیات را از نزدیک دیده است. این لحظهای در تاریخ ایران و در زندگی «محمدباقر قالیباف» است که باید از جزئیات فاصله بگیرد، افقهای دوردست ایران را از آسمان بلندبالای سیاست ملی ببیند، سپس به زمین واقعیات ایران و جهان امروز برگردد، جزئیات را ببیند، همه افقهای کلان و جزئیات زمین سیاست را ترکیب کند، دوباره اوج بگیرد و در رفت و برگشتی دائم بین امروز و آینده، بین جزئیات و واقعیات کلان جهان، بین جنگ و صلح، بین بقا و امید به توسعه، دستورکارهای ایرانساز بسازد و وضعیتی خلق کند که سازنده صلح، امنیت، معیشت، توسعه و خیر جمعی باشد. دیپلماسی همافزای اقتدار، از دل این رفت و برگشتها ساخته میشود. صادقانه امیدوارم در ایفای این نقش، موفق باشد.
هشدار نسبت به تکرار تجربههای گذشته
در تاریخ معاصر ایران، کم نبودهاند مواردی که دست برتر نظامی به برتری پایدار استراتژیک و ژئوپلتیک تبدیل نشد. این بار نباید در همان دام افتاد. همانگونه که در روزهای این جنگ، اعتماد به فرماندهی نظامی شرط کارآمدی میدان بود، در عرصه مذاکره نیز اعتماد به تیم مذاکرهکننده شرط اثرگذاری دیپلماسی است. مذاکره، ادامه دفاع از ایران با ابزارهای سیاسی است. خط و نشان کشیدن برای تیم مذاکره، مرزسازیهای خودخواسته و تحمیل قرائتهای محدودکننده، به جای کمک به منافع ملی، موضع ایران را تضعیف میکند.
جمعبندی و ضرورت حمایت ملی
امروز کشور بیش از هر زمان به بلوغ سیاسی، همدلی ملی و پشتیبانی مسئولانه از نمایندگان رسمی خود نیاز دارد. بیتردید، نقد سازنده و ارزیابی مستمر عملکردها لازمه پویایی نظام سیاسی است. اما در عین حال، تقویت سرمایه اجتماعی و حمایت از رویکردهایی که در پی ارتقای جایگاه کشور در عرصه بینالمللی هستند، ضرورتی راهبردی محسوب میشود. با تأکید بر اهمیت چنین رویکردی، از تلاشهای صورتگرفته قدردانی کرده و امید میرود با تداوم این نگاه راهبردی، زمینه تحقق منافع و مصالح ملی و ارتقای جایگاه ایران در نظام بینالملل بیش از پیش فراهم شود.

