روزنوشت جنگ(۱۹)

چه کسی تنگه مرا دزدید؟

مرتضی گل‌پور
معاون سردبیر

دوشنبه گذشته باز هم ترامپ به ما ایرانی‌ها فحش داد. در یک نزاع خیابانی معمولاً کسی فحش می‌دهد که کتک می‌خورد و تازه با فحش دادن اوضاعش بدتر هم می‌شود: هر فحش یعنی یک سیلی دیگر و هر ناسزا یک مشت دیگر. کسی که زورش بیشتر است، نیازی نیست از زبانش استفاده کند. زور بازو جبران می‌کند. این چرخه اینقدر ادامه پیدا می‌کند تا مردم پادرمیانی کنند و به طرف قوی‌تر بگویند: «داداش! این را خدا زده، از شدت کتک‌ دارد فحش می‌دهد، تو هم این بدبخت را تا آنجا که می‌شد زدی‌، ولش کن.»
بنا به گفته مورخان، تعداد کشته‌های دو جنگ جهانی اول و دوم در اروپا، بیشتر از تعداد کشته‌ها در جنگ‌های بشر است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، سه سال بعد از جنگ جهانی دوم در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد. دلیل اصلی تصویب هم این بود که کشتارهای آن جنگ‌ها جهان را در بهت و حیرت فرو برده بود.
براساس ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر «همه افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یکسان زاییده می‌شوند و دارای موهبت خرد و وجدان هستند و با یکدیگر با روحیه برادری رفتار کنند.»
47 سال پس از انقلاب اسلامی، حقوق بشر یکی از بهانه‌های اصلی غرب به‌ویژه دولت متجاوز آمریکا برای تحت فشار قراردادن ملت ایران بود. غیر از این تجاوز نظامی به کشور ما، آمریکا در سال‌های گذشته به بهانه حقوق بشر یا پرونده هسته‌ای، با تحریم‌های اقتصادی به زندگی روزمره و عادی مردم ایران حمله کرد.
مسخره‌تر اینکه در دوره تجاوز نظامی به خاک ما هم غرب این حربه را رها نکرد. سه هفته پس از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اتحادیه اروپا اعلام کرد تحریم‌های حقوق بشری علیه ایران را یک سال دیگر تمدید می‌کند.
تحریم برای نابودی یک ملت کافی نبود، به حمله نظامی روی آوردند. دیدند با جنگ هم نمی‌توان ملت ایران را به زانو درآورد، حالا فحش می‌دهند.
ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر، تأکید می‌کند «همه افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یکسان زاییده می‌شوند و دارای موهبت خرد و وجدان هستند.» حتی اگر نپرسیم چرا دولت متجاوز آمریکا به کشور ما حمله کرد، دست‌کم می‌توانیم بپرسیم چرا ترامپ مردم یک کشور را «حیوان» خطاب کرد؟
در فلسفه، اولین بار ارسطو بود که «انسان» را براساس تمایز با «حیوان» تعریف کرد. جمله ارسطو را که «انسان، حیوان ناطق است» در کتاب‌های دوره راهنمایی یا دبیرستان خوانده‌ایم. انسان‌ها و حیوانات از یک طبیعت بهره‌مند می‌شوند و هردو نیازهای زیستی دارند. بنا به تعریف ارسطو، آنچه انسان‌ها را از حیوانات متمایز می‌کند «زبان» است. زبان با موجودیت انسان گره خورده و اساساً وجود «جهان انسانی» بدون وجود زبان ممکن نیست. ارسطو گفت «حیوانات هم درد یا گرسنگی را «احساس» می‌کنند، اما فقط انسان می‌تواند «درد» یا «گرسنگی» را به گونه‌ای ابراز کند که برای خود و دیگر انسان‌ها قابل فهم باشد.»
وقتی رئیس یک دولت متجاوز، به مردم کشور تحت حمله، توهین می‌کند، دو معنی دارد. یکی این که نشان می‌دهد از فرط درماندگی به حدی دچار خشم و استیصال شده که حتی با ریختن بمب‌ و موشک‌ بر سر ما هم آرام نمی‌گیرد. دلیل دوم این نوع حرف‌زدن ترامپ، انسانیت‌زدایی از ما است. «انسانیت‌زدایی» یا عاری دانستن انسان‌ها از ویژگی‌های متمایزکننده با دیگر موجودات، سلاح فکری جنایتکاران تاریخ بوده است.
«جورجو آگامبن» فیلسوف سیاسی ایتالیایی، توضیح می‌دهد که چگونه نازی‌های آلمان از زندانیان و مخالفان سیاسی خود انسان‌زدایی می‌کردند تا کشتار و نابودی آنان را برای خودشان توجیه کنند. مطابق توضیحات آگامبن، «ساکنان اردوگاه‌های نازی به موجوداتی تبدیل می‌شدند که به واسطه ترس و تحقیر و دهشت، از هرگونه شخصیتی تهی می‌شدند، به گونه‌ای که این زندانی دیگر به‌ هیچ وجه جزئی از آدمیان تلقی نمی‌شد.» آگامبن و دیگر فیلسوفان سیاسی غرب مانند «میشل فوکو» یا «هانا آرنت» برپایه همین تجربه‌های دهشتناک غرب در جنگ‌های اول و دوم جهانی، خواستار بازنگری در مسیر فکری و فلسفی غرب شدند.
هانا آرنت در بررسی جنایت‌های جنگ جهانی دوم در آلمان، این حقیقت را آشکار کرد که جنایتکار لزوماً دارای فکر متعالی، اندیشه‌ عمیق یا ذهن پیچیده نیست. برعکس، آرنت توضیح داد که عمده جنایت‌ها به این دلیل رخ داده که جنایتکاران اصلاً توانایی تفکر، توانایی سنجش خوب از بد و توانایی تشخیص اخلاقی را نداشتند. آن جنایتکاران آدم‌های عادی بودند که هر کار وحشتناکی علیه دیگر انسان‌ها می‌کردند. آرنت از این وضعیت با عنوان «ابتذال شر» یاد کرد.
مطابق تعریف ارسطو، دونالد ترامپ هم یک انسان محسوب می‌شود، زیرا توانایی حرف زدن دارد و همین او را از دیگر حیوانات متمایز می‌کند. اما انسان بودن دارای مراتب است. فقط حرف زدن به معنای داشتن توانایی روحی و فکری بالا نیست. مثلاً ترامپ، هنوز هم یک دلال ملک و املاک است که فقط رئیس جمهوری شده است. در کتاب «خشم و هیاهو» که یکی از نزدیکان ترامپ بعد از نخستین دوره ریاست جمهوری او منتشر کرد، هیچ چیز فوق‌العاده، بزرگ، زیبا یا متعالی و اخلاقی در اطراف او دیده نمی‌شود. هرچه هست، چیزهای دم‌دستی است که البته گران هستند، غیر از یک بستنی خاصی که به گفته نویسنده «خشم و هیاهو» ترامپ خیلی به آن علاقه دارد. در این دوره هم ترامپ دستور داد روی میز کارش یک دکمه قرمز نصب کنند تا هر زمان که بخواهد بتواند یک کوکاکولای رژیمی برای رئیس جمهوری آمریکا سفارش بدهد. برخی از زنان روایت کردند که ترامپ به طلا و رنگ طلایی بسیار علاقه دارد و برای همین وسایل دستشویی و حمام خانه‌اش یا طلایی است یا به رنگ طلا.
کسانی که با زبان انگلیسی آشنایی دارند، تشخیص می‌دهند که طرز صحبت‌کردن و واژگان ترامپ کوچه‌بازاری و چاله‌میدانی است و هیچ چیزی در گفتارش نیست که نشان دهنده وجود یک ذهن قوی پشت آن باشد. یکی از دلایلی که ترامپ اینقدر اوباما را مسخره می‌کند، همین است. بعد از تجاور نظامی به ایران، ترامپ همیشه اوباما را با تمسخر خطاب می‌کند: «باراک حسین اوباما» و روی کلمه «حسین» تأکید می‌کند. طبق تعریف ارسطو، ترامپ هم «حیوان ناطق» است، اما فاقد هرگونه زیبایی‌شناسی، تعالی روح و هرچیزی که کمی بالاتر از سطح یک آدم معمولی باشد. برای همین او را باید در زمره موضوعات مطالعات «آرنت» طبقه‌بندی کرد: کسی مثل «آیشمن» که به دلایل ساده، فقط چون دستور داده شده بود، جنایت می‌کرد و آدم می‌کشت. در جنایت‌های ترامپ علیه ملت ما دلایل ژئوپلتیک، مسأله‌های غامض یا اندیشه‌های پیچیده سیاسی و اقتصادی کمتر دیده می‌شود. راز پنهان و ویژه‌ ترامپ در تجاوز به ما یک چیز است: هیچ رازی وجود ندارد. این همان «ابتذال شر» است که آرنت گفت.
البته ترامپ خودش را انسان فوق‌العاده‌ای می‌داند، باهوش‌ترین انسان روی کره زمین.
هفته پیش «شیگرو ایشیبا» نخست وزیر سابق ژاپن گفت: «من سه بار با ترامپ ملاقات کردم. اگر به او بگویید اشتباه می‌کند، فوراً عصبانی می‌شود. نمی‌توانید این را بگویید. باید بگویید کاملاً حق با شماست و برای حفظ آبرو از او تملق کنید. آن مرد همه چیز را بر اساس ضرر یا سود قضاوت می‌کند. ترامپ نمی‌تواند انتقاد را تحمل کند. او نمی‌تواند اشتباه کردن را تحمل کند. او همه چیز را بر اساس نفع خودش قضاوت می‌کند، نه نفع آمریکا، نه نفع ژاپن، فقط چیزی که به نفع خودش است.»
دو هفته پیش جلسه کابینه ترامپ برگزار شد تا کارنامه جنایت‌شان در تجاوز به ایران را بررسی کنند. همه اعضای کابینه حرف خود را با تملق از ترامپ شروع و با تملق از ترامپ تمام کردند. «استیو ویتکاف» گفت: «آقای رئیس‌جمهور، شما به ما مأموریت دادید تا با ایران مذاکره کنیم، اما در طول مذاکره فهمیدیم نمی‌توانیم به اهدافی که شما معین کردید دست پیدا کنیم. آنان حاضر نیستند آن توافقی که شما لازم دارید را به شما بدهند. ما درحال تبادل پیام با ایران هستیم که شما به ما دستور دادید جزئیات آن را به رسانه‌ها نگوییم.» «پیت هگست» گفت: «خیلی ممنونم آقای رئیس جمهور که کار جهان آزاد را انجام می‌دهید و این شجاعت را داشتید که جلوی ایران را بگیرید.» «جی دی ونس» گفت: «افتخار می‌کنم بخشی از این گروه هستم. رئیس جمهوری بسیار زیبا درباره توانایی نظامی ما گفتند.» «مارکو روبیو» گفت: «مهم‌ترین شغل هر رئیس جمهوری این است که مردم آمریکا را ایمن نگاه دارد. همه رؤسای جمهور این را می‌گویند، اما الان واقعاً رئیس جمهوری داریم که به کاری که می‌کند معتقد است.»
در یکی از قسمت‌های سریال ایرانی «قهوه تلخ»، وقتی شاه اعلام می‌کند «بلوتوس» جانشین او خواهد بود، درباریان صف می‌کشند تا به بلوتوس تبریک بگویند. صدراعظم برای جلوزدن از بقیه درباریان در چاپلوسی، گفت: «قربان! چنان فرمانی از تو ببرم که اسب از مهترش نبرده باشد» و دو بار شیهه کشید.
منطق فکر ترامپ، حتی در جایگاه رئیس دولت متجاوز آمریکا، بازاری، دلالی‌مسلک و کارچاق‌کنی است. چیزی شبیه «وارن بافت» نماد یک انسان غربی زرنگ که یکشبه میلیونر شد. این‌طور آدم‌ها کتاب‌های زرد هم می‌خوانند، مانند کتاب «راز» یا «چه کسی پنیر مرا دزدید.» برخی از کتاب‌های مهم هم بین اینها طرفدار دارد، مثل کتاب «هنر رزم» نوشته «سان‌ تزو.» یک رسانه اروپایی اخیراً نوشت: «برخی سرمایه‌داران پس از بسته‌شدن تنگه هرمز دچار مشکل شده‌اند، همان‌ها که سال‌ها کتاب هنر رزم را می‌خواندند تا رقبای خود را فریب بدهند و از آنان پیشی بگیرند، حالا نمی‌توانند آینده را پیش‌بینی کنند.» به عقیده نویسنده، دلیل این وضعیت این است که رئیس جمهوری آمریکا این جمله «سان‌ تزو» را نخوانده بود که «دشمنت را بشناس.»
ترامپ بی آنکه ایران را بشناسد، درحالی تجاوز نظامی به کشور ما را آغاز کرد که فکر می‌کرد ایرانیان هم براساس منطق سرمایه‌داران تازه‌به دوران رسیده مانند خودش عمل می‌کنند. چون دشمن خود را نشناخت، در جنگی که علیه ایران آغاز کرد، مانند چهارپا در گل مانده است. نه حتی چهارپا، به قول قرآن کریم «کالانعام بل هم اذل.» مانند «چهارپایان، شاید هم پست‌تر.»
ایرانی‌ها تنگه هرمز را سفت گرفته‌اند و رهایش نمی‌کنند، تنگه‌ای که گویی گلوی ترامپ است. شاید چون هوا نمی‌رسد ناسزا می‌گوید و مانند آن کتاب‌های زرد روانشناسی‌های زرد بازاری که «چه کسی قورباغه مرا قورت داد؟» یا «چه کسی پنیر مرا دزدید؟» حالا ترامپ هم باید کتاب تازه خودش را بنویسد، با این عنوان: «چه کسی تنگه 
مرا دزدید؟»