واشنگتن در جنگ با ایران، نقش خود را در آسیا باخته است
ماجراجویی دوسرباخت ترامپ
ایوان فیگنباوم
معاون اسبق وزیر خارجه
آمریکا در امور آسیا
همزمان با جنگ ایالات متحده با ایران، بخش عمدهای از واشنگتن درگیر بحثهای ژئوپلتیک در مورد تأثیر این جنگ بر رقابت استراتژیک آمریکا با چین شده است. اما این بحث انتزاعی، واقعیتهای تلخی را که اکنون دولتها، شرکتها و مردم در سراسر آسیا با آن مواجه هستند، پنهان میکند؛ همان منطقهای که طبقه استراتژیک واشنگتن آن را به عنوان کابین خلبان رقابت با پکن میبیند.
این جنگ بودجهها، برنامههای رفاهی و معیشت عادی در آسیا را تهدید میکند، مجموعهای عمیقتر و بالقوه از چالشهای وجودی که به نظر میرسد مطمئناً بر برداشتها از اینکه آیا و چگونه اهداف و منافع آمریکا در دنیای واقعی با اولویتهای منطقه و واقعیتهای روزمره مردم آن تلاقی میکند، تأثیر خواهد گذاشت.
پنج هفته پس از جنگ، آسیا با تصویر تیره و تاری روبه رو شده است: محدودیت قیمت سوخت و سه شرکت هواپیمایی در مدیریت بحران در کره جنوبی، تعطیلی مدارس در بنگلادش و پاکستان، سهمیهبندی سوخت جت و فشار برای دورکاری در ویتنام، دستورالعمل دورکاری بخش دولتی در مالزی، برنامههای رانندگی یک روز در میان برای وسایل نقلیه خصوصی در میانمار و از کار افتادن پمپهای آب در مناطق روستایی تایلند، همه به دلیل قیمت سوخت یا کمبود ناشی از درگیری در خاورمیانه. در حال حاضر، این منطقه با بدهبستانهای سیاسی و محدودیتهای مالی دشوار روبه روست؛ انتخابهایی که با طولانیتر شدن جنگ، شدیدتر هم خواهند شد.
این چالشها، تمرکز واشنگتن بر ژئوپلتیک جنگ را بیاساس میکند و با تقویت این تصور که ایالات متحده در مورد مسائل مهم منطقه، نقشه خود را باخته است، جایگاه آمریکا را در آسیا در معرض خطر قرار میدهد.
یک مورد آموزنده ویژه اندونزی است، جایی که رئیس جمهوری پرابووو سوبیانتو از نظر سیاسی به یارانه سوخت، برنامه بحث برانگیز وعده های غذایی مغذی رایگان و سایر ابتکارات رفاهی تکیه زیادی کرده است. در حال حاضر، وزارت دارایی اندونزی در حال بررسی کاهش برنامه وعده های غذایی است و وزیر دارایی با کاهش یک روز از برنامه توزیع هفتگی، 2 میلیارد دلار پس انداز می کند.
تصور دنیایی با محدودیتهای شدید بودجهای دشوار نیست، جایی که رهبرانی مانند سوبیانتو اکنون ممکن است مجبور شوند یا برنامههای ویژه را محدود کنند و دستاوردهای رفاهی را به خطر بیندازند، یا محدودیتهای مالی را نادیده بگیرند و کسری بودجه جدیدی را به وجود آورند. و به عنوان مثال، در مورد اندونزی، در واقع یک الزام قانونی وجود دارد که با نگه داشتن کسری بودجه به میزان ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی، از این امر جلوگیری میکند. این محدودیت تنها یک بار - در طول همهگیری ویروس کرونا - نقض شده است و از نزدیک توسط فعالان بازار که دولت پرابووو، مانند اسلاف خود، سعی در اطمینانبخشی به آنها داشته است، زیر نظر گرفته شده است.
در همین حال، در واشنگتن، جایی که من کار میکنم، به نظر میرسد بحثی در یک دنیای موازی در جریان است که عمدتاً بر عقب راندن ظاهراً چین با کنار زدن شرکای استراتژیک آن مانند ایران متمرکز است. این بحث از قبل کاملاً ایدئولوژیک است و جنگ عمدتاً اولویتهای مردم را تقویت میکند؛ یا پکن به ایران و ونزوئلا نیاز داشت و بنابراین در شطرنج چهاربعدی مبتکرانه واشنگتن عقب مانده است، یا اینکه ایالات متحده پا را فراتر گذاشته است و پکن قصد دارد به عنوان اقیانوسی از ثبات و پیشبینیپذیری، ادعای ابرقدرتی کند.
صادقانه بگویم، این بحث آمریکایی با توجه به بدهبستانهای واقعی که احتمالاً در روزهای آینده ذهن سیاستگذاران، شرکتها و مردم آسیایی را به خود مشغول خواهد کرد؛ مثلاً اینکه آیا از برنامه وعدههای غذایی مغذی رایگان و یارانه سوخت صرف نظر کنند (با تمام خطرات سیاسی که این امر به همراه خواهد داشت) یا از بودجه و محدودیتهای مالی (با خطرات مختلف بازار که ممکن است به همراه داشته باشد) صرف نظر کنند؛ در عین حال خودخواهانه و بسیار انتزاعی به نظر میرسد.
آسیا با دو مشکل از سوی ایالات متحده روبه روست: اول، سالی پر از سیاستهای تجاری نامنظم آمریکا و تعرفههای جدید که نه تنها بسیاری از فرضیات توسعهای غالب منطقه، بلکه رقابتپذیری اقتصادهای کلیدی آن، از جمله نزدیکترین شرکای منطقهای آمریکا را نیز تضعیف کرده است. دوم، سیاست آمریکا در خاورمیانه که اکنون امنیت انرژی آسیا را تهدید میکند و در عین حال گزینههای مالی و برنامهریزی از نظر سیاسی پرچالش، از نظر اجتماعی نامطلوب و عمیقاً نامحبوب را تحمیل میکند. پس بحث ما اینجا در واشنگتن دی سی با کیست؟ در نهایت، خیالپردازی محض است که باور کنیم اینها هیچ تأثیری بر جایگاه ایالات متحده در آسیا نخواهند داشت.
بیش از یک دهه پیش، من یک ستون ماهانه برای روزنامه مالی هند
Business Standard ، با عنوان «خاطرات DC » مینوشتم. من به فکر راهاندازی ستون جدیدی به نام «توهمات DC » هستم که در آن واقعیتهای دیگران کنار گذاشته میشود، در حالی که واشنگتن بحثهای استراتژیک خود در مورد رقابت با چین را به همه کس و همه چیز تعمیم میدهد. واقعیت این است که ممکن است انتخابهای سختی برای آسیا پیش رو باشد که به نوبه خود، شک و تردید بیشتری را در مورد اولویتهای آمریکا و تعهد واشنگتن ایجاد کند و ما نمیتوانیم فقط در مورد استراتژی، موضع و بویژه قدرت ماندن ایالات متحده در منطقه صحبت کنیم، گویی این انتخابها بر برداشتها و نتایج تأثیری نخواهند گذاشت و بنابراین حتی پس از توقف سقوط بمبها نیز دوام خواهند آورد.
برای اکثر ذینفعان در آسیا و بویژه در بحبوحه شرایط بحرانی، دستورکارهایی که بیشترین اهمیت را دارند، ریشه در ژئوپلتیک انتزاعی ندارند، بلکه کاملاً در داخل کشور ریشه دارند و با نگاهی مستقیم به آینده منطقه: رشد، اشتغال، ارتقای مهارت، پایداری، امنیت انرژی، رفاه اجتماعی، تحول فناوری و هزینه زندگی، دنبال میشوند.
تا جایی که ایالات متحده این اهداف را محقق کند، از نظر استراتژیک با چین رقابت خواهد کرد و در عین حال نقش خود را در منطقه افزایش خواهد داد. اما وقتی که منزوی باشد، مشغول جای دیگری و یا مهمتر از همه، به عنوان کشوری تلقی شود که این اولویتهای اصلی را به خطر میاندازد، خود را در تیررس کسانی خواهد یافت که دغدغههایشان، بیش از هر چیز، تضمین فرصتهای زندگی در طول نسلها برای تثبیت رشد چشمگیر آسیا است.
در واقع، به همین دلیل است که واکنش غالب آسیاییها به اظهارات دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مبنی بر اینکه تنگه هرمز اکنون مشکل آنهاست، پیوستن به ایالات متحده نبوده است. در عوض، آنها با ایران کنار آمده و تلاش کردهاند تا به توافقهای جداگانهای در مورد عبور از تنگه هرمز دست یابند. تنها در هفته گذشته، مالزی، فیلیپین و ویتنام همگی این کار را انجام دادهاند. مطمئناً کشورهای بیشتری نیز در این مسیر گام خواهند گذاشت.
در دوران دولت جورج دبلیو بوش، من برای کالین پاول، وزیر خارجه، کار میکردم که در جمله معروفش پیش از حمله به عراق به رئیسجمهوری گفت: «شما آن را بشکنید، شما مسئول آن هستید.» از بسیاری جهات و برای بسیاری از گوشهای آسیایی، پیامرسانی فعلی آمریکا، همان جمله قصار ادعایی پاول را وارونه جلوه میدهد؛ «من آن را میشکنم، شما مسئول آن هستید.» از نظر استراتژیک، این پیام، پیام برندهای برای ایالات متحده در آسیا نیست.
منبع: Carnege endowment

