گاهی دلواپسیها چون سایهای سرد بر جانم میافتند و خواب را از چشمانم میربایند. در این لحظهها، تنها نام توست که میتواند آرامم کند. اما اعتراف میکنم گاهی چنان در گرداب نگرانی فرو میروم که فراموش میکنم تو نزدیکتر از نفسهایم هستی.
ای مهربان بیهمتا! به من بیاموز چگونه در طوفانهای زندگی، لنگر دلم را به ساحل یقین تو ببندم. کمکم کن باورهایم را از سطح زبان به عمق جان ببرم و ایمانم را از لرزشهای روزگار محفوظ بدارم. مرا در مسیر بندگی ثابتقدم نگه دار و نگذار دستم از دستان تو جدا شود. همین!
عبدالرحیم سعیدیراد